کد خبر: 1377008
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
مرتضی اعلمی
«امنیت غذایی» از سیاست تأمین تا معماری قدرت ملی در شرایط بحران  امنیت غذایی در جهان امروز دیگر صرفاً مسئله‌ای اقتصادی یا مرتبط با تولید محصولات کشاورزی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت ملی و تاب‌آوری دولت‌هاست

امنیت غذایی در جهان امروز دیگر صرفاً مسئله‌ای اقتصادی یا مرتبط با تولید محصولات کشاورزی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت ملی و تاب‌آوری دولت‌هاست. تجربه بحران‌های اخیر نشان داده است که جنگ، تحریم، اختلال در تجارت، بیماری‌های دامی و تغییرات اقلیمی می‌توانند همزمان چند حلقه از زنجیره غذا را هدف قرار دهند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز منازعه را یکی از مهم‌ترین محرک‌های بحران‌های غذایی می‌داند و بر ضرورت حکمرانی یکپارچه و تاب‌آور در نظام‌های غذایی تأکید دارد. بنابراین، دولت‌های موفق دیگر امنیت غذایی را با یک شاخص مانند «میزان تولید داخلی» تعریف نمی‌کنند، بلکه مجموعه‌ای از تولید، ذخایر راهبردی، تنوع مبادی تأمین، لجستیک، فرآوری، شبکه توزیع و قابلیت تداوم خدمت در شرایط اضطراری را در کنار یکدیگر می‌سنجند. 
الگو‌های جهانی نیز مؤید همین نگاه است. سنگاپور که بیش از ۹۰درصد غذای خود را وارد می‌کند، امنیت غذایی را بر چهار پایه تنوع واردات، مشارکت‌های بین‌المللی، ذخیره‌سازی و تولید داخلی بنا کرده است. این کشور حتی پس از تجربه هدف «۳۰ درصد تولید داخلی تا ۲۰۳۰»، در راهبرد جدید خود همین ترکیب چندلایه را حفظ کرده است. در سال ۲۰۲۵ نیز مواد غذایی سنگاپور از بیش از ۱۸۰کشور و منطقه تأمین شد تا وابستگی به یک یا چند مبدأ کاهش یابد. این تجربه یک اصل مهم را نشان می‌دهد؛ امنیت غذایی الزاماً به معنای خودکفایی مطلق نیست، به معنای داشتن گزینه‌های متعدد و قابل اتکا در زمان اختلال است. حکمرانی هوشمندانه باید بتواند میان تولید داخلی، تجارت خارجی، ذخایر، فناوری و شبکه توزیع یک تعادل راهبردی ایجاد کند. 
از این منظر، تجربه جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان واجد یک اهمیت راهبردی است. در شرایطی که کشور با فشار و تهدید نظامی مواجه بود، استمرار تولید مواد غذایی، تداوم زنجیره تأمین، فعال ماندن شبکه توزیع و دسترسی مردم به کالا‌های اساسی نشان داد که بخشی از ظرفیت‌های نظام غذایی کشور توان عبور از یک شوک جدی را دارد. این موضوع را نباید صرفاً یک موفقیت اجرایی در یک مقطع زمانی دانست، بلکه باید آن را آزمونی واقعی برای تاب‌آوری حکمرانی غذایی جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد. اینکه در شرایط جنگ، تولید متوقف نشود، شبکه توزیع از کار نیفتد و نیاز‌های اساسی جامعه استمرار داشته باشد، به همان اندازه که یک‌دستاورد اقتصادی است، یک دستاورد امنیتی و اجتماعی نیز محسوب می‌شود. 
درس مهم جنگ رمضان برای سیاست‌گذار این است که امنیت غذایی باید از «مدیریت تأمین» به «حکمرانی تاب‌آوری» ارتقا پیدا کند. کشور باید بداند اگر یک نهاده، یک مسیر حمل‌ونقل، یک مبدأ وارداتی، یک کارخانه یا یک شبکه توزیع دچار اختلال شد، جایگزین آن چیست و چه مدت زمان برای فعال شدن آن نیاز است. به همین دلیل، شاخص‌های آینده امنیت غذایی نباید فقط میزان تولید یا موجودی انبار‌ها باشد، بلکه باید شاخص‌هایی مانند روز‌های پوشش ذخایر، تنوع مبادی واردات، زمان بازگشت زنجیره به وضعیت عادی، ظرفیت تولید اضطراری، قابلیت جایگزینی نهاده‌ها و میزان پوشش شبکه توزیع در شرایط بحران نیز در نظام تصمیم‌گیری کشور وارد شود. 
جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت‌های کم‌نظیری برای شکل‌دهی به چنین الگویی برخوردار است؛ از گستره جغرافیایی و تنوع اقلیمی گرفته تا نیروی انسانی متخصص، زیرساخت‌های تولیدی، صنایع تبدیلی و ظرفیت‌های گسترده بخش خصوصی و عمومی. نقطه قوت ایران در جنگ رمضان این بود که زنجیره غذا در شرایط فشار، از حرکت نایستاد، اما نقطه قوت آینده باید این باشد که این تجربه به یک معماری دائمی، داده‌محور و سناریومحور برای امنیت غذایی تبدیل شود. 
امروز باید امنیت غذایی را در کنار امنیت انرژی، امنیت سایبری و امنیت دفاعی، یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت ملی دانست. ملتی که بتواند در سخت‌ترین شرایط، تولید کند، ذخیره کند، توزیع کند و سفره مردم را پایدار نگه دارد، از ظرفیت بالاتری برای مقاومت و عبور از بحران برخوردار است. جنگ رمضان نشان داد که جمهوری اسلامی ایران ظرفیت‌های ارزشمندی در این حوزه دارد؛ مأموریت امروز ما، تبدیل این تجربه به یک الگوی پایدار حکمرانی و تاب‌آوری ملی است.

برچسب ها: امنیت ، اقتصاد ، کشاورزی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار