معماری دوره قاجار همچنان نگاه به معماری گذشته ایران داشت. عمارت کاخ گلستان و شمسالعماره که به نوعی تلفیقی بود از معماری ما و تأثیر معماری صفوی به وضوح در آن دیده میشود جوان آنلاین: پروفسور محمود گلابچی چهره ماندگار ایران در عرصه معماری و بنیانگذار دانشگاه معماری و هنر پارس در گفتوگو با «جوان» به برخی تفاوتهای معماری اصیل ایرانی با معماری وارداتی از غرب که اوج آن در دوره پهلوی اول و دوم قابل ردیابی است اشاره کرده است.
با آغاز حکومت پهلوی به ویژه پهلوی اول شاهد ظهور نوعی معماری وارداتی هستیم که البته در بخشهایی با تلفیق معماری ایران باستان شکل گرفته است. دیدگاه شما درباره معماری این دوره در مقایسه با معماری پیش از آن و تناسب با فکر و فرهنگ ایرانی چیست؟
دوره پهلوی اول مصادف با دوره تغییرات معماری در مغرب زمین بود. آثار آن تحولات و سبکها به کشور ما هم وارد شد و نتیجه این بود که این معماری با معماری سنتی ایران که در میدان توپخانه و ارگ و مجموعه تهران قدیم بود، تفاوتهایی داشت از این جهت که همخوانی با مجموعه و بافت معماری سنتی ایران نداشت. معماری قاجار نوع خاص از معماری سرزمینی ایران را نشان میدهد و یک هارمونی و اصالت و ایرانی بودن را میتوان در آن دید و ویژگیهای فرهنگ و تمدن ایران به خصوص دوره اسلامی در معماری این دوره نمود دارد. برای همین معماری تهران و به طور مشخص میدان توپخانه در دوره پهلوی قدری از آن اصالت و هویت ایرانی خودش فاصله گرفت.
نظرتان درباره معماری دوره قاجار چیست؟
معماری دوره قاجار همچنان نگاه به معماری گذشته ایران داشت. عمارت کاخ گلستان و شمسالعماره که به نوعی تلفیقی بود از معماری ما و تأثیر معماری صفوی به وضوح در آن دیده میشود. برای مثال تأثیر معماری عمارت عالیقاپو را میتوان در معماری کاخهای قاجار مشاهده کرد ضمن اینکه بخشی از معماری کاخ گلستان و شمسالعماره اساساً از دوره صفوی به جای مانده است. به طور کلی ما یک پیوند و اشتراک در معماری دوره قاجار با معماری اصیل ایران را مشاهده میکنیم که ریشه در تفکر ایرانی اسلامی دارد، اما دوران قرن بیستم دوره معماری مدرنیسم بود و تأثیرش را بر معماری ایران هم گذاشت. طبیعی است که ما باید به معماری اصیل خودمان توجه بیشتری داشته باشیم که واجد ارزشهای فرهنگی متناسب با تفکر ایرانی است. طبیعی است که حفظ هویت ایرانی در معماری و شهرسازی ایران یک مسئولیت برای همه معماران و مدیران این عرصه است.
معماری وارداتی چه اندازه میتواند با معماری ایرانی تطبیق داده شود؟
معماری مدرن وارداتی، بدون تطبیق با فرهنگ و اقلیم، نمیتواند پاسخگوی نیازهای هویتی و معنوی ما باشد. پیوند میان هویت ملی و ایمان اسلامی در معماری ایرانی اهمیت خاصی دارد. معماری ایرانی- اسلامی صرفاً یک سبک تزئینی نیست، بلکه حاصل تلاقی دو جریان بزرگ است. ریشههای کهن ایرانی مانند ساختار پلانهای چهارباغ، ایوان و سقفهای گنبدی و ارزشهای معنوی اسلام مانند مفهوم توحید، نظم و تقارن در معماری ایرانی قابل مشاهده است. این معماری، اسلام را در قالب فرهنگ و زیباییشناسی بومی ایران بازنمایی کرده است. معماری ایرانی- اسلامی تنها چیدمان سنگ و آجر نیست، بلکه نوعی فضای معنوی است. عناصر هندسی مانند اسلیمیها و هندسه پیچیده صرفاً برای زیبایی نیستند، بلکه تلاشی برای نمایش نظم کیهانی و تجلی مفاهیم عرفانی هستند.
نکته دیگر اینکه میان کپی کردن و درک روح معماریباید تمایز قائل شد. بدون درک ریشههای فلسفی از عناصر معماری سنتی مثل کاشیکاری یا آجرکاری به صورت تزئینی و سطحی نمیتوان از آن استفاده مناسب کرد. در واقع معماری ایرانی- اسلامی یک سیستم فکری است و برای باززندهسازی آن، باید به سراغ اصول ساختاری و فلسفی رفت، نه فقط کپیکردن الگوهای ظاهری. در معماری اصیل ایرانی توجه به تعامل میان عناصر معماری و طبیعت (نور، سایه و آب) بسیار برجسته است. معماری ایرانی- اسلامی با استفاده از هندسه، نور را مهار میکند تا تجربهای از حضور خداوند یا سکون معنوی در فضا ایجاد کند. این معماری زبان بصری پیوند میان زمین و آسمان است که در آن، قواعد ریاضی و هندسی در خدمت بیان مفاهیم عرفانی و هویت فرهنگی ایران قرار میگیرند و این موضوعات در معماری غربی مورد توجه نبوده است. لذاست معماری غربی و وارداتی نمیتواند واجد این ارزشها در معماری اصیل ما باشد و به طور طبیعی بر روح و روان جامعه تأثیرات خاص خود را برجای خواهد گذاشت.