رویداد «روایت رحمت» در کنار وجه آیینی و معنوی خود، فرصتی بود برای بازخوانی بخشی از میراث موسیقایی و شفاهی ایران. میراثی که در حافظه مردم و در تداوم آیینهایی زنده مانده است که هنوز امکان اجرا و ارتباط مستقیم با مخاطب امروز را دارند جوان آنلاین: رویداد «روایت رحمت» در کنار وجه آیینی و معنوی خود، فرصتی بود برای بازخوانی بخشی از میراث موسیقایی و شفاهی ایران. میراثی که در حافظه مردم و در تداوم آیینهایی زنده مانده است که هنوز امکان اجرا و ارتباط مستقیم با مخاطب امروز را دارند. در میان اجراهای این رویداد، حضور گروه خانوادگی غوثی از سنندج و اجرای مقامها و تصنیفهای مذهبی با دف و آواز، یادآور سنتی دیرپا در موسیقی آیینی کردستان بود. سنتی که در آن موسیقی، شعر، مدح و معنویت درهمتنیدهاند و هر اجرا بخشی از خاطره جمعی را به زمان حال منتقل میکند.
علیرضا غوثی، فرزند استاد میرزا خلیفه آغه غوثی که از او با عنوان «پدر دف ایران» یاد میشود، این میراث را حاصل نزدیک به دو قرن تداوم خانوادگی در دفنوازی و مداحی میداند. تداومی که از پدربزرگ و پدرش آغاز شده و امروز اعضای نسلهای بعدی خانواده نیز در ادامه آن نقش دارند.
موسیقی گروه غوثی بر پایه مقامها و ملودیهایی شکل گرفته که طی نسلها حفظ شدهاند و استاد خلیفه غوثی نیز بخشی از آنها را با اشعاری از شاعرانی، چون حافظ، سعدی و حزین در قالب مقامها و ملودیهای مختلف تنظیم و اجرا کرده است.
دف در این سنت، حامل بخشی از هویت موسیقایی و آیینی کردستان است. در روایت خانواده غوثی، دف با مداحی و معنویت پیوندی جداییناپذیر دارد و اجرای آن نیز تابع آداب و باورهایی است که از نسلهای پیشین به ارث رسیده است. همین پیوند میان تکنیک موسیقایی و تجربه معنوی، به گفته غوثی، یکی از دلایل اثرگذاری این اجراها بر مخاطب است؛ اجرایی که قرار نیست صرفاً چشم را با نمایش ساز و صحنه درگیر کند، بلکه هدفش رسیدن به تجربهای درونیتر است.
میراثداری هنری مهم
علیرضا غوثی در گفتوگو با «جوان» از «روایت رحمت»، مقامها و تصنیفهای نعت پیامبر (ص)، میراث نزدیک به دو قرن دفنوازی و مداحی خانواده غوثی، جایگاه پدرش در گسترش دفنوازی ایران، دشواری و ظرافت اجرای مقامهای مختلف و راز ماندگاری این موسیقی سخن گفته است.
فرزند استاد میرزا خلیفه آغه غوثی که از او به عنوان «پدر دف ایران» یاد میشود، تأکید دارد گروه آنان میراثدار دفنوازی و مداحی کردستان است.
این هنرمند که در رویداد «روایت رحمت» روی صحنه رفته بود، درباره اجرای مقامها و تصنیفهای مذهبی گفت: «مقامها و تصنیفهایی که در اینجا اجرا شد، مربوط به نعت حضرت رسول اکرم (ص) و در مایه “یا محمد رسولالله” و “جانان ما محمد” بود.»
او ادامه میدهد: «این مقامها و تصنیفها برای نخستین بار در اینجا ساخته و پخش نشدهاند، بلکه ما نزدیک به دو قرن است که نسلبهنسل، مداحی و دفنوازی را ادامه دادهایم. پدربزرگم از مراجع و بزرگان دف در استان کردستان بود و پدرم نیز از کودکی زیر نظر پدر خود، این هنر و شیوه مداحی و دفنوازی را فرا گرفت و تاکنون میراثدار این هنر بودهایم.»
گروه همه از یک خانواده
غوثی بیان میکند: «ما فرزندان استاد میرزا خلیفه غوثی نیز میراثدار تمام ملودیها و مقامهایی هستیم که از پدر و پدربزرگمان به ما رسیده است. ملودیها و مقامهای زیادی داریم و اشعار بسیاری نیز از آنان به ما منتقل شده است. پدرم بسیاری از اینها را با اشعاری از شاعرانی همچون حافظ، سعدی و حزین در چندین مقام و ملودی تنظیم و ساخته است.»
این هنرمند درباره خانوادگی بودن این گروه اظهار میکند: «جالب این است که اعضای گروه همه از یک خانواده هستند؛ برادرم، برادرزادهام، خواهرزادهام و دیگر بچههای خانواده نیز در این مسیر حضور دارند. ما در سنندج و در خانه خودمان این کار را ادامه میدهیم و به نوعی به صورت خانوادگی میراثدار این فرهنگ و هنر ملت کرد و ملت ایران هستیم.» او با اشاره به استفاده از زبانهای مختلف در اجراها میگوید: «ما به زبان فارسی میخوانیم، به ترکی نیز اجرا داریم و از زبانهای رایج مختلف استفاده میکنیم. ویژگی این کار این است که وقتی مخاطب را میبینیم، متوجه میشویم افراد از هر زبان و با هر پیشینهای از آن لذت میبرند.»
فرزند استاد خلیفه غوثی تصریح میکند: «پدرم ملودیها را خودش ساخته است و برای اینکه همه مخاطبان بتوانند مفهوم و معنویات این مدح پیامبر (ص) و حمد خداوند را درک کنند، اشعار را به زبان کردی، ترکی و فارسی میخواند تا همه بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.»
او در ادامه میگوید: «پدرم خودش اهل معنویات بود و پدربزرگ و جد ما نیز همین ویژگی را داشتند. این موضوع تأثیر بسزایی بر مخاطب، بیننده و شنونده میگذارد؛ به دلیل اینکه کار بر اصول و مبانی خودش انجام میشود. ما با وضو این برنامهها را اجرا میکنیم.»
تصرف دلها با موسیقی
غوثی میگوید: «ما چشم را مشغول نمیکنیم، بلکه دلها را تصرف میکنیم. اینکه این موضوع هدفی داشته یا نه، نمیدانم، اما از کودکی پدرمان ما را به گونهای تربیت کرد که مردم از این هنر خوششان بیاید و بتوانیم این میراث را حفظ کنیم.»
او درباره چگونگی حفظ این میراث هنری در خانواده اظهار میکند: «پدرم آن قدر شعر و ملودی حفظ کرده بود و خودش نیز ملودیهای زیادی ساخته بود که استادان و پژوهشگرانی بزرگ درباره این موضوع با او صحبت میکردند و کار ایشان مورد تحسینشان بود. ما در مراسمها و برنامههای مختلف همراه پدرمان بودیم. پدرم در ۱۸ کشور اجرا داشت؛ هم به صورت گروهی و هم به همراه اعضای خانواده. در تمام ایران نیز اجرا داشتهایم.»
او با اشاره به نقش پدرش در گسترش دفنوازی میگوید: «دفنوازی در ایران، چه در کردستان و چه در خارج از کشور، مدیون پدرم است. ایشان از دهه ۴۰ این فعالیت را آغاز کرد و در سالهای بعد نیز به گسترش و معرفی این هنر ادامه داد.»
غوثی درباره جایگاه استاد خلیفه غوثی در میان اهالی موسیقی نیز اظهار میکند: «بعدها درباره خلیفه گفتند که “خلیفه بینظیر است و خلیفه دیگری نیست”. او در اجرای مقامهای مختلف بدون اینکه مخاطب متوجه تغییر شود، از یک دستگاه به دستگاه دیگر میرفت. گاهی ما برای خواندن یک دستگاه، شش ماه تمرین میکنیم، اما پدرم چند دستگاه را پشت سر هم تغییر میداد، بدون اینکه کسی متوجه این تغییر شود. وقتی از پدرم میپرسیدند چگونه این شعرها را حفظ کرده و چگونه توانسته این محبوبیت را در ایران و جهان به دست آورد، میگفت این اراده خداست.»