ساخت میدان توپخانه از اساس در میانه قرن نوزدهم میلادی و در دوره ناصرالدینشاه انجام گرفته است. در منابع درباره تاریخ دقیق آغاز و پایان ساخت اختلاف جزئی وجود دارد، اما شکلگیری آن را معمولاً باید در دهههای ۱۲۳۰ و ۱۲۴۰ش دانست. طراحی و اجرای میدان به محمدابراهیمخان معمارباشی نسبت داده میشود جوان آنلاین: عجیب است که در تهران از قاجاریه که حدود ۲۰۰ سال در ایران سابقه حکمرانی دارد و فقط یکی از شاهان آن یعنی ناصرالدین شاه نیم قرن آنرا به خود اختصاص داده بنای معماری خاصی باقی نمانده است. کاخ گلستان که مهمترین نماد این دوره است نیز به لحاظ تأسیس به دوره صفویه بازمیگردد هر چند شاهان قاجار آنرا توسعه دادند. حقیقتی که وجود دارد این است که بخش زیادی از معماری قاجار در دوره پهلوی اول و دوم تخریب شده است. تخریب دروازههای دوازدهگانه تهران بیش از هر چیز بر این حقیقت صحه میگذارد. پهلویها سعی کردند روی معماری شهری تهران تأثیر زیادی بگذارند. این اتفاق به ویژه در دوره پهلوی اول و از سوی رضا شاه با سرعت زیادی پیگیری شد. در گزارش پیش رو با تمرکز بر معماری میدان توپخانه یا امام خمینی فعلی به روند اثرگذاری پهلوی اول و دوم در قلب هویت تاریخی این میدان میپردازد. میدانی که تناسبات اسلامی آن نشان میدهد به احتمال زیاد با الهام از میدان نقش جهان اصفهان ساخته شده باشد، اما این تناسبات و ردپای اسلامی چه اندازه توانست در مقابل مدرنیزاسیون سطحی پهلوی اول و دوم مقاومت کند موضوع گزارش پیش روست.
تأثیر معماری آلمان بر ایران، عمدتاً در دوره پهلوی اول و همزمان با حکومت نازیها در آلمان، بسیار چشمگیر بود و در سه حوزه اصلی خود را نشان داد. معماران آلمانی سبک نئوکلاسیک یادآور معماری روم باستان را برای نمایش عظمت و شکوه به ایران آوردند و آن را با نمادهایی در برخی بناها ترکیب کردند. این سبک در ساختمانهای دولتی و بانکها به کار رفت تا ایدئولوژی ناسیونالیستی و قدرت حکومت را القا کند. یکی از مهمترین تأثیرات، ترویج رویکرد باستانگرایی بود. معماران آلمانی با الهام از تبلیغات نازیها درباره نژاد مشترک آریایی، از عناصر معماری پیش از اسلام مثل تخت جمشید در نما و تزئینات بناها استفاده کردند. بانک ملی ایران در خیابان فردوسی با ستونها و نقوش برگرفته از تخت جمشید، بهترین نمونه این تأثیر است. آلمانیها نقش کلیدی در ورود فناوریهای جدید به ایران داشتند. برای اولین بار از بتن به عنوان عنصر اصلی سازه استفاده شد و روشهای مدرن ساختمانسازی جایگزین شیوههای سنتی شد. شرکتهای آلمانی مثل هختایف و فیلیپ هولتسمان در ساخت پروژههای عظیم مانند ایستگاههای راهآهن، فرستنده رادیو تهران، کارخانهها و حتی میدان اصلی همدان نقش داشتند.
به طور خلاصه، آلمانیها با آوردن سبک نئوکلاسیک، ترویج باستانگرایی و معرفی مصالح نوین، معماری ایران را به شدت تحتتأثیر قرار دادند و مسیر حرکت آن به سوی جلوههای ظاهری مدرنیته را هموار ساختند. جالب است نقش انگلیسیها در معماری مدرن ایران برخلاف آلمانیها که بیشتر روی ساختمانهای شاخص شهری متمرکز بودند، عمدتاً صنعتی و زیرساختی بود و به شکل قابلتوجهی با منافع استعماری آنها گره خورده بود. اگر آلمانها به نمایش قدرت و شکوه باستانگرا در کالبد شهرها پرداختند، انگلیسیها با نگاهی کاملاً مستعمراتی و اقتصادی، مدرنیته را در قالب شهرکهای نفتی و معماری کارخانهها به ایران آوردند.
نگاهی به تغییرات در میدان توپخانه
میدان توپخانه در قلب تهران قدیم قرار دارد و شاهراه تاریخی تهران به لحاظ هویت تاریخی محسوب میشود. این میدان که در دوره ناصرالدین شاه قاجار شکل گرفت در واقع روایتی از تاریخ ایران را در بستر معماری خود به نمایش گذاشته است و همواره به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت سیاسی و بستری برای تحولات اجتماعی عمل کرده است.
عنوان توپخانه از جایگاه فکر نظامی قاجار در ایران حکایت دارد. این نام از قرار گرفتن توپهایی در این مکان برای حفاظت از ارگ سلطنتی و نمایش قدرت الهام گرفته است. به نظر میرسد الگوی اولیه میدان برگرفته از میدانهای صفوی مانند نقش جهان، بود، اما با ابعاد و عملکردی متفاوت طراحی شد. در ساخت آن تناسبات ایرانی- اسلامی به خوبی نمایان است. نمای ساختمانهای این دوره عمدتاً از تناسبات طلایی و هندسی ایرانی مانند نسبتهای √۲ و √۵ پیروی میکردند که هویت معماری سنتی را حفظ کرده بود.
تغییرات زیاد در پهلوی اول و دوم
با روی کار آمدن رضاشاه، نام توپخانه به سپه تغییر کرد تا نمادی از قدرت نظامی نوین باشد. در این دوره تا حدودی میدان دچار دگرگونی کالبدی شد و معماری اطراف میدان به تدریج تحتتأثیر سبک غربی قرار گرفت. در پهلوی اول، اشکال هندسی مثلثی به طرحها اضافه شد و در دوره پهلوی دوم، سادگی و خطوط مدرن جایگزین تزئینات پیشین شد. کمرنگشدن هویت اسلامی و ایرانی با آغاز دوره پهلوی را میتوان به وضوح در این میدان ردیابی کرد. در اواخر دوره پهلوی، استفاده از تناسبات و منطق هندسی در نمای ساختمانها کمرنگتر شد و این نشانهای از ورود الگوهای بیگانه با هویت فرهنگی میدان بود.
ساخت میدان توپخانه از اساس در میانه قرن نوزدهم میلادی و در دوره ناصرالدینشاه انجام گرفته است. در منابع درباره تاریخ دقیق آغاز و پایان ساخت اختلاف جزئی وجود دارد، اما شکلگیری آن را معمولاً باید در دهههای ۱۲۳۰ و ۱۲۴۰ش دانست. طراحی و اجرای میدان به محمدابراهیمخان معمارباشی نسبت داده میشود.
بیشترین دستکاری در دوران پهلوی اول
در پهلوی اول سیاست نوسازی شهری، خیابانکشی، گسترش دولت مرکزی و ورود اتومبیل، باعث شد ساختار قاجاری میدان کنار گذاشته شود. در این دوره بدنههای قدیمی و حجرههای نظامی تخریب شدند. دروازهها و عناصر محصورکننده میدان از میان رفتند. میدان از یک فضای نظامی قاجاری به یک فضای حکومتی تبدیل شد و نام آن به میدان سپه تغییر کرد و چهار ضلع میدان با ساختمانهایی جدید و متفاوت از یکدیگر شکل گرفتند که هویت و اصالت ایرانی آنرا به دشت کمرنگ کرد و تحتتأثیر قرار داد. از ساختمانهای مهم پیرامون میدان و در ضلع شمالی بلدیه تهران است که هیچ اثری از معماری اسلامی در آن دیده نمیشود.
در ضلع شمالی، ساختمان بلدیه تهران ساخته شد. این بنا در معماری شهری دوره پهلوی اول اهمیت زیادی داشت و از گرایشهای آن دوره به نشانههای معماری ایران پیش از اسلام تأثیر پذیرفته بود. بلدیه فقط یک ساختمان اداری نبود؛ بلکه نماد حضور دولت مدرن و مدیریت متمرکز شهری در قلب تهران محسوب میشد. در ضلع جنوبی، ساختمان تلگرافخانه قرار داشت. این ساختمان به شبکه ارتباطی جدید کشور مربوط بود و معماری آن بیشتر تحتتأثیر الگوهای اروپایی قرن نوزدهم قرار داشت و باز اثری از معماری اسلامی ابداً در آن دیده نمیشد. اثری که پهلوی دوم به آن هم رحم نکرد و به کلی ویران شد تا ساختمان بیهویت و زشت مخابرات در اوایل دهه ۵۰ مثل یک قارچ سمی شکل بگیرد و هویت سنتی این میدان را به طور کامل تحتتأثیر خود قرار دهد.
از وحدت در قاجار تا بیاصالتی در پهلوی
پس از بازسازیهای دوره پهلوی اول، میدان دیگر وحدت معماری دوره قاجار را نداشت. در عوض، مجموعهای از سبکها در کنار هم قرار گرفتند. معماری ملیگرا و تاریخیگرا در ساختمان بلدیه. معماری اروپایی در تلگرافخانه. معماری بانکی و رسمی در ساختمان بانک. معماری مدرن در ساختمان لستر از این نظر، میدان توپخانه را میتوان نمونهای از گذار معماری تهران از سنت قاجاری به معماری دولتی و شبه مدرن پهلوی دانست. در دوره قاجار، وحدت میدان از شکل هندسی و بدنههای نسبتاً هماهنگ آن ناشی میشد؛ اما در دوره پهلوی، وحدت میدان بیشتر از طریق نقش حکومتی و ارتباط خیابانی آن شکل گرفت، نه از طریق یک زبان معماری یکسان.
دگرگونیهای دوره پهلوی دوم
در دوره پهلوی دوم، بهویژه از دهه ۱۳۴۰، بخش زیادی از ساختمانهای تاریخی پیرامون میدان از میان رفت که مهمترین تغییرات عبارت بودند از تخریب ساختمان بلدیه در ضلع شمالی، تخریب ساختمان تلگرافخانه در ضلع جنوبی، تبدیل موقت بخش شمالی به پارکینگ، ساخت ساختمانهای جدید و نامتجانس در اطراف میدان، احداث ساختمان مرتفع مخابرات در جنوب میدان، افزایش نقش میدان بهعنوان گره ترافیکی و محل عبور اتومبیل. ساختمان مخابرات فعلی که جای خود را به ساختمان قدیمیتر ساخته شده در پهلوی اول داد نیز با ارتفاع و مقیاس بزرگ خود، تأثیر زیادی بر منظر تاریخی میدان گذاشت و تناسب قدیمی آن را بر هم زد. در این مرحله، میدان از یک فضای معماریـشهری تاریخی به یک تقاطع بزرگ ترافیکی و اداری تبدیل شد.
دوره انقلاب اسلامی
بد نیست به تغییرات جزئی که این میدان پس از انقلاب اسلامی شاهد آن بود نیز اشاره کنیم. در این دوره نقش ترافیکی میدان افزایش پیدا کرد. گفته میشود برای ساخت ایستگاه مترو، بخشهایی از ساختمانهای پیرامونی تغییر کرد یا از میان رفت. میدان بهتدریج ارتباط خود را با نقش تاریخیاش بهعنوان مرکز حکومتی و اداری از دست داد. در سالهای اخیر، طرحهایی برای بازگرداندن بخشی از هویت تاریخی میدان مطرح شده است. یکی از مهمترین آنها ساخت خانه شهر یا عمارت بلدیه جدید در ضلع شمالی، در محل ساختمان پیشین بلدیه، است.
از اهداف از این پروژه به مباحثی، چون بازسازی خاطره تاریخی میدان، ایجاد فضای فرهنگی و عمومی، کاهش غلبه عملکرد ترافیکی و بازگرداندن بخشی از بدنه معماری میدان یاد میشود.
بنابراین تاریخ میدان توپخانه را میتوان به چهار مرحله تقسیم کرد. دوره قاجاریک میدان نظامی، مستطیلشکل و نسبتاً محصور. پهلوی اول تخریب بدنه قاجاری و تبدیل به میدان حکومتی مدرن و پهلوی دوم تخریب چند ساختمان تاریخی و غلبه ترافیک و ساختمانهای بلند وپس از انقلاب نیز تغییر نام، افزایش نقش حملونقلی و تلاش برای بازآفرینی هویت تاریخی را میتوان نام برد. نکته مهم این است که در دوره پهلوی بدنههای قاجاری از میان رفتند و جای آنها ساختمانهایی با کارکردهای جدید بلدیه، تلگرافخانه، بانک و ساختمانهای اداری قرار گرفتند. این بازطراحی، هم بخشی از میراث معماری تهران را نابود کرد و هم یکی از مهمترین صحنههای شکلگیری معماری دولتی و مدرن ایران را پدید آورد. بدین سان سیر معماری میدان توپخانه را میتوان از وحدت در عهد قاجار تا آشوب در پهلوی اول و دوم تحلیل کرد. قاجاریه اساساً به دلیل رویکرد مذهبی نسبت به هویت ایرانی تعصب بیشتری داشت، اما پهلویها ولع خاصی در قلب معماری ایرانی به معماری اروپایی نشان دادند و این روند نوعی آشفتگی در معماری پایتخت ایران رقم زد.