کد خبر: 1374416
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
1 درس‌های تحریم برای واشینگتن پاسخ درخوری درباره ایران ندارد
داریوش دادگر 

جوان آنلاین: اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا وعده داده واشینگتن مجموعه‌ای از اقدامات اقتصادی «بی‌سابقه» علیه ایران اعمال خواهد کرد. تحریم‌هایی که به گفته او قرار است تهران را با سطحی از انزوای اقتصادی مواجه کند که تاکنون نمونه‌ای مشابه آن وجود نداشته است. منطق سیاست جدید واشینگتن آشناست، اگر فشار‌های قبلی نتوانسته‌اند ایران را وادار به تغییر مسیر کنند، باید فشار را بیشتر کرد. درآمد‌ها را کاهش داد، تجارت را دشوارتر کرد، مسیر‌های مالی را بست و هزینه ادامه سیاست‌های فعلی را آنقدر بالا برد که تهران ناچار به عقب‌نشینی شود، اما درست در لحظه‌ای که امریکا از «بی‌سابقه‌ترین» فشار اقتصادی سخن می‌گوید، یک عدد از شرق آسیا ارزش تأمل دارد؛ ۵/۳ درصد. این رقم برآورد بانک مرکزی کره‌جنوبی از رشد اقتصادی کره‌شمالی در سال ۲۰۲۵ است. کشوری که دهه‌ها تحت تحریم‌های گسترده امریکا و سازمان ملل قرار داشته و قرار بود فشار اقتصادی سرانجام حکومت آن را وادار به تغییر یا حتی فروپاشی کند. اقتصاد کره شمالی در سال گذشته برای سومین سال متوالی رشد کرد، پس از رشد ۱/۳ درصدی در ۲۰۲۳ و ۷/۳ درصدی در ۲۰۲۴. البته این ارقام به معنای شکوفایی اقتصادی کره شمالی نیستند، اما یک واقعیت سیاسی را نمی‌توان نادیده گرفت، تحریم‌ها می‌توانند اقتصاد را تحت فشار قرار دهند، اما الزاماً رفتار سیاسی را تغییر نمی‌دهند. 

 آزمایشگاه یک فرض شکست‌خورده 
مشکل اصلی در سیاست تحریم، نه در توانایی آن برای ایجاد فشار اقتصادی، بلکه در تبدیل فشار اقتصادی به نتیجه سیاسی است. منطق تحریم بر این فرض استوار است که اگر هزینه ادامه یک سیاست برای حکومت هدف بیش از منافع آن شود، رهبران ناچار به تغییر مسیر خواهند شد، اما حکومت‌ها فقط با ماشین‌حساب اقتصادی تصمیم نمی‌گیرند. برای حکومتی که بقای سیاسی و امنیتی خود را در خطر می‌بیند، عقب‌نشینی در برابر فشار خارجی ممکن است خطرناک‌تر از تحمل هزینه‌های اقتصادی باشد. کره شمالی نمونه روشن این واقعیت است. دهه‌ها تحریم، تجارت خارجی این کشور را محدود کرده، دسترسی آن به سرمایه و فناوری را کاهش داده و هزینه مبادلات را بالا برده است. اما برنامه هسته‌ای و موشکی پیونگ‌یانگ متوقف نشد، حکومت سقوط نکرد و مسیر راهبردی آن تغییر نکرد. اگر معیار موفقیت تحریم، تغییر رفتار سیاسی باشد، تجربه کره شمالی دست‌کم باید سیاست‌گذاران را محتاط کند. این کشور تنها فشار را تحمل نکرد بلکه خود را با آن تطبیق داد. وقتی مسیر‌های رسمی تجارت محدود شد، مسیر‌های جایگزین شکل گرفتند و زمانی که دسترسی به نظام مالی غربی دشوار شد، پیونگ‌یانگ به سمت سازوکار‌های غیررسمی، واسطه‌ها و شرکای غیرغربی رفت. چین همچنان مهم‌ترین شریک اقتصادی کره شمالی است و تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷/۲ میلیارد دلار رسید. همزمان، روسیه نیز پس از جنگ اوکراین به شریک مهم‌تری برای پیونگ‌یانگ تبدیل شد. نیاز مسکو به منابع نظامی و نیروی انسانی، فرصت اقتصادی جدیدی برای کره شمالی ایجاد کرد و در مقابل، این کشور به درآمد، کالا و دسترسی‌های جدید دست یافت. 
این تجربه یک نکته مهم را درباره محدودیت تحریم‌ها آشکار می‌کند، کشور هدف الزاماً از اقتصاد جهانی حذف نمی‌شود و ممکن است فقط مسیر ارتباط خود با آن را تغییر دهد. امریکا می‌تواند دسترسی یک کشور به دلار و نظام مالی تحت کنترل خود را محدود کند، اما نمی‌تواند به سادگی تمام روابط آن کشور با چین، روسیه و دیگر اقتصاد‌های غیرغربی را قطع کند. در جهانی که قدرت اقتصادی میان چند قطب توزیع شده، تحریم می‌تواند هزینه تجارت را افزایش دهد، اما نمی‌تواند همه راه‌های تجارت را ببندد. رشد ۵/۳ درصدی اقتصاد کره شمالی در سال ۲۰۲۵ از همین منظر اهمیت دارد. تولید صنعتی این کشور حدود ۶/۶ درصد افزایش یافت، ساخت‌وساز ۳/۶ درصد رشد کرد و تجارت خارجی نیز ۱۶ درصد افزایش یافت. این ارقام نشان می‌دهد، حتی یکی از منزوی‌ترین اقتصاد‌های جهان نیز توانسته خود را با محیط تحریم تطبیق دهد. تحریم‌ها هزینه ایجاد کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند حکومت را به نقطه‌ای برسانند که ادامه سیاست‌هایش را غیرممکن بداند. 

 تهران و نتیجه‌ای متفاوت 
ایران کره شمالی نیست و مقایسه مستقیم این دو کشور می‌تواند گمراه‌کننده باشد. ایران اقتصادی بزرگ‌تر، جمعیتی بسیار بیشتر، منابع انرژی گسترده و روابط تجاری و منطقه‌ای پیچیده‌تری دارد، اما تجربه کره شمالی برای تهران از یک جهت مهم است. هر دو کشور نشان داده‌اند فشار اقتصادی به تغییر محاسبات سیاسی منجر نمی‌شود. ایران سال‌هاست تحت تحریم‌های نفتی، بانکی، مالی، فناوری و کشتیرانی قرار دارد. در این مدت، شبکه‌های تجارت غیرمستقیم، سازوکار‌های انتقال پول، فروش نفت و همکاری با شرکای غیرغربی توسعه یافته‌اند. این به معنای بی‌اثر بودن تحریم‌ها نیست. تحریم‌ها می‌توانند اقتصاد ایران را تحت فشار جدی قرار دهند، سرمایه‌گذاری را کاهش دهند، هزینه تجارت را بالا ببرند و زندگی مردم را دشوارتر کنند، اما میان این پیامد‌ها و تغییر رفتار سیاسی فاصله بزرگی وجود دارد. اکنون بسنت می‌گوید، واشینگتن قصد دارد این فشار را به سطحی بی‌سابقه برساند، اما واژه «بی‌سابقه» به‌خودی‌خود یک استراتژی نیست. اگر تحریم‌های قبلی نتوانسته‌اند تهران را به تغییر مسیر وادار کنند، پرسش اصلی این است که چه چیزی در بسته جدید قرار است محاسبه سیاسی ایران را تغییر دهد؟ آیا مسیر‌های تجاری جایگزین از بین خواهند رفت؟ آیا چین و روسیه حاضر خواهند شد روابط خود با ایران را کنار بگذارند؟ آیا شبکه‌هایی که طی سال‌ها تحریم شکل گرفته‌اند، یک‌باره ناپدید خواهند شد؟ مهم‌تر از همه، آیا رهبران ایران هزینه عقب‌نشینی را کمتر از هزینه تحمل فشار خواهند دانست؟ 
تجربه کره شمالی نشان می‌دهد حکومت‌ها می‌توانند برای بقا در شرایط تحریم سازگار شوند. ممکن است اقتصاد کشور کوچک‌تر شود، رفاه مردم کاهش یابد، اما حکومت همچنان بتواند منابع محدود خود را برای حفظ ساختار سیاسی و امنیتی‌اش بسیج کند. به همین دلیل، سؤال اصلی درباره سیاست جدید واشینگتن نباید فقط این باشد که «تحریم‌ها چقدر شدید خواهند بود؟» سؤال مهم‌تر این است که چه چیزی قرار است با آنها تغییر کند؟ اگر پاسخ تنها «افزایش فشار» باشد، تجربه کره شمالی چندان امیدوارکننده نیست. دهه‌ها تحریم، پیونگ‌یانگ را از نظر اقتصادی محدود کرد، اما حکومت را تغییر ندادند. امروز حتی اقتصاد این کشور با وجود تمام محدودیت‌ها، سه سال متوالی رشد کرده است. 
واشینگتن اکنون می‌تواند شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران اعمال کند. می‌تواند صادرات نفت را محدودتر، مبادلات مالی را دشوارتر و حلقه فشار را تنگ‌تر کند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که نتیجه سیاسی آن نیز به همان اندازه باشد. ممکن است اقتصاد ایران آسیب ببیند، اما حکومت به جای عقب‌نشینی خود را بیشتر با شرایط جدید تطبیق خواهد داد و روابطش را با قدرت‌های غیرغربی گسترش می‌دهد. کره شمالی سال‌هاست همین درس را به جهان می‌دهد؛ فشار بیشتر تغییر بیشتر نمی‌آورد. ممکن است فقط شکل مقاومت را تغییر دهد. اگر تحریم‌ها قرار بود به‌تنهایی حکومت‌ها را وادار به تغییر کنند، کره شمالی امروز دیگر نباید همان کره شمالی باشد، اما هنوز همانجاست. اکنون واشینگتن می‌خواهد همان فرض قدیمی را درباره تهران دوباره آزمایش کند. پرسش نهایی، اما ساده است؛ اگر دهه‌ها تحریم نتوانستند کره شمالی را تغییر دهند، چرا باید تصور کنیم که تحریم‌های بیشتر، این‌بار ایران را تغییر خواهند داد؟

برچسب ها: تحریم ، واشنگتن ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار