کد خبر: 1374250
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
1 در روزگاری که بسیاری از رفتار‌ها و کنش‌های اجتماعی با معیار دیده‌شدن، سودآوری، شهرت و بازده فوری سنجیده می‌شود، هنوز جریان‌هایی در متن جامعه حضور دارند که منطق دیگری را نمایندگی می‌کنند
محمد مدینه نگاه

در روزگاری که بسیاری از رفتار‌ها و کنش‌های اجتماعی با معیار دیده‌شدن، سودآوری، شهرت و بازده فوری سنجیده می‌شود، هنوز جریان‌هایی در متن جامعه حضور دارند که منطق دیگری را نمایندگی می‌کنند. گروه‌های جهادی از همین جنس هستند. جریان‌هایی آرام، بی‌ادعا و ریشه‌دار که نه با هیاهو زنده مانده‌اند و نه با تبلیغات پرزرق‌وبرق رشد کرده‌اند. راز ماندگاری جهاد را باید در همان نقطه‌ای جست‌و‌جو کرد که عمل انسانی از مرز منفعت شخصی عبور می‌کند و به خدمت صادقانه برای مردم تبدیل می‌شود. جهاد، پیش از آنکه یک فعالیت اجرایی، عمرانی، فرهنگی یا اجتماعی باشد، یک انتخاب درونی است. انتخابی میان ماندن در دایره خود و عبور کردن به سمت دیگران. 
در منطق جهادی، ارزش کار فقط به اندازه نتیجه ظاهری آن نیست. ممکن است ساخت یک خانه، مرمت یک مدرسه، توزیع یک بسته معیشتی، برگزاری یک کلاس آموزشی یا مشاوره با یک خانواده، در ظاهر اقدامی محدود به نظر برسد، اما وقتی پشت این کار‌ها نیت پاک، شناخت مسئله و تعهد انسانی قرار بگیرد، همان اقدام کوچک به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود. جامعه بیش از آنکه فقط به پروژه‌های بزرگ نیاز داشته باشد، به انسان‌هایی نیاز دارد که درد مردم را ببینند، صدای خاموش مناطق دوردست را بشنوند و در برابر رنج دیگران بی‌تفاوت نمانند. جهادگر دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. 
جهاد، نوعی تربیت انسان است. کسی که وارد میدان خدمت می‌شود، تنها برای دیگران کار نمی‌کند، خود او نیز ساخته می‌شود. اردو‌های جهادی، روستا‌های محروم، خانه‌های فرسوده، کلاس‌های کوچک و مسیر‌های خاکی، مدرسه‌هایی هستند که در آنها انسان از خودخواهی فاصله می‌گیرد و معنای مسئولیت اجتماعی را لمس می‌کند. بسیاری از جهادگران در آغاز راه، شاید برای تجربه‌ای تازه، برای آرامش دل یا برای همراهی با دوستان قدم در این مسیر بگذارند؛ اما تداوم ارتباط با مردم، دیدن کمبودها، لمس نجابت خانواده‌های محروم و مشاهده اثر یک گره‌گشایی ساده، آنان را به انسان‌هایی پخته‌تر، صبورتر و مسئول‌تر تبدیل می‌کند. این همان بخش کمتر دیده‌شده جهاد است؛ جهاد فقط روستا را نمی‌سازد، انسان را هم می‌سازد. 
اهمیت گروه‌های جهادی در این است که میان آرمان و میدان فاصله نمی‌گذارند. در بسیاری از حوزه‌ها، سخن گفتن از عدالت، پیشرفت، محرومیت‌زدایی و توسعه آسان است، اما جهادگر این مفاهیم را از سطح شعار به عرصه عمل می‌آورد. او به جای آنکه فقط از محرومیت سخن بگوید، وارد منطقه محروم می‌شود. به جای آنکه فقط از مشکلات فرهنگی گلایه کند، برای آموزش، گفت‌و‌گو و مشاوره وقت می‌گذارد. به جای آنکه فقط از ضرورت آبادانی حرف بزند، آستین بالا می‌زند و در کنار مردم برای ساختن و ترمیم کردن می‌ایستد. به همین دلیل، جهاد در جامعه اثر اقناعی دارد زیرا مردم صداقت را نه در کلمات، بلکه در رفتار می‌بینند. 
نکته مهم‌تر آن است که امروز دیگر نباید جهاد پا را از یک اقدام عمرانی فراتر گذاشته و تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که گروه‌های جهادی هرچه به سمت تخصص‌گرایی، استمرار و برنامه‌ریزی حرکت کرده‌اند، اثر عمیق‌تری بر جای گذاشته‌اند. محرومیت، پدیده‌ای چندلایه است و فقط با کمک فوری برطرف نمی‌شود. یک روستا ممکن است هم‌زمان با مشکل اشتغال، آموزش، سلامت، زیرساخت، آسیب‌های خانوادگی و کمبود نشاط اجتماعی روبه‌رو باشد. بنابراین کار جهادی مؤثر، کاری است که مسئله را درست بشناسد، ظرفیت‌های محلی را فعال کند، مردم منطقه را در حل مشکل شریک بداند و پیگیری را پس از پایان اردو رها نکند. این نگاه، جهاد را از یک اقدام خیریه کوتاه‌مدت به الگوی توسعه اجتماعی تبدیل می‌کند. 
گروه‌های جهادی در مناطق محروم و کم‌برخوردار، گاهی نقش حلقه واسط را ایفا می‌کنند؛ حلقه‌ای میان مردم، خیرین، نهاد‌های حمایتی، متخصصان و ظرفیت‌های رسمی کشور. بسیاری از مشکلات، نه به دلیل نبود مطلق امکانات، بلکه به دلیل نبود ارتباط مؤثر میان نیاز و ظرفیت حل‌نشده باقی می‌ماند. جهادگر در این میان، چشم بینا و دست پیگیر جامعه است. او مسئله را از نزدیک می‌بیند، روایت می‌کند، دنبال راه‌حل می‌رود و تا حد توان، شبکه‌ای از حمایت و همراهی می‌سازد. همین پیگیری‌های آرام و مداوم است که گاهی سرنوشت یک خانواده، یک مدرسه یا حتی یک روستا را تغییر می‌دهد. 
راز ماندگاری جهاد در اخلاص است؛ اما اخلاص به معنای بی‌برنامگی یا فقط احساس خوب داشتن نیست. اخلاص واقعی، خود را در مسئولیت‌پذیری، نظم، کیفیت کار، احترام به مردم و پرهیز از نمایش‌زدگی نشان می‌دهد. جهادگر مخلص، مردم محروم را ابزار دیده‌شدن خود نمی‌کند. او کرامت آنان را حفظ می‌کند، کنارشان می‌نشیند، از بالا به آنان نگاه نمی‌کند و خدمت را با منت همراه نمی‌سازد. چنین خدمتی، حتی اگر کوچک باشد، در حافظه مردم باقی می‌ماند زیرا انسان‌ها بیش از مقدار کمک، لحن کمک و حرمت رفتار را به یاد می‌سپارند. 
جامعه امروز، با مسائل پیچیده‌ای روبه‌روست، از فشار‌های اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی تا شکاف‌های فرهنگی و نیاز‌های زیرساختی در نقاط کم‌برخوردار شرایط ویژه‌ای را رقم زده‌اند. در چنین شرایطی، روحیه جهادی می‌تواند سرمایه‌ای ملی باشد که ناامیدی را کاهش می‌دهد، مشارکت اجتماعی را افزایش می‌دهد و به مردم نشان می‌دهد، هنوز می‌توان برای حل مسئله کنار هم ایستاد. جهادگران، پیام‌آوران همین امکان‌اند. آنان ثابت می‌کنند که آبادانی کشور فقط وظیفه دستگاه‌ها نیست، هر شهروند مسئول، هر متخصص دغدغه‌مند، هر جوان باانگیزه و هر خانواده اهل همدلی می‌تواند سهمی در ساختن ایران داشته باشد. 
جهاد، اگر درست فهمیده شود، نه یک مناسبت است و نه یک عنوان محدود. جهاد، شیوه‌ای از زیستن است، زیستنی بر پایه مسئولیت، اخلاص، امید، تلاش و گره‌گشایی. ماندگاری آن نیز از همین‌جا می‌آید. هر جا انسانی بی‌نام و نشان، بخشی از وقت، توان، دانش یا دارایی خود را برای کم کردن رنج دیگران به میدان بیاورد، جهاد زنده است. هر جا خدمت جای خودنمایی را بگیرد، هر جا آبادانی با کرامت مردم همراه شود و هر جا انسان در مسیر ساختن دیگران، خود نیز ساخته شود، راز جهاد دوباره آشکار می‌شود. رازی ساده، اما عمیق که می‌گوید، جامعه با انسان‌های بی‌تفاوت ساخته نمی‌شود، با دل‌های مسئول و دست‌های گره‌گشا ساخته می‌شود. 
*مدیر حرکت‌های جهادی سازمان بسیج سازندگی

برچسب ها: جهاد ، امداد ، مناطق محروم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار