حافظه تاریخی فوتبال ایران را که مرور کنیم، شاهد چرخه تکراری وعدههای دهانپرکن در ابتدای هر فصل خواهیم بود. جوان آنلاین: حافظه تاریخی فوتبال ایران را که مرور کنیم، شاهد چرخه تکراری وعدههای دهانپرکن در ابتدای هر فصل خواهیم بود. وعدههایی که درست قبل از شروع رقابتهای لیگ برتر با چنان جدیتی مطرح میشود که گویی قرار است رنگ واقعیت به خود بگیرد و تغییر مثبتی ایجاد کند، اما تنها چند هفته زمان کافیست تا اوضاع بار دیگر به تنظیمات کارخانه برگردد و با همان سبک و سیاق قبلی دنبال شود.
امسال نیز فدراسیون ترک عادت نکرده، بهطوریکه در فاصله کمتر از دو هفته تا آغاز رقابتهای لیگ، بنا به گفتههای علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال، مهدی تاج از کمیته اخلاق خواسته قراردادهای بازیکنان و مربیان را به دقت بررسی کند و در صورت مشاهده هرگونه مغایرت میان مبالغ ثبت شده و پرداختهای واقعی، برخورد و اقدامات لازم را انجام دهد. تصمیمی که در نگاه نخست و روی کاغذ بسیار برازنده است و تأثیرگذار، چراکه میتواند گامی در مسیر شفافیت مالی و مقابله با قراردادهای پنهان باشد. البته به شرط آنکه به حافظه تاریخی فوتبال ایران رجوع نشود و ندانیم که هر ساله قبل از شروع رقابتهای لیگ از این قسم وعدهها داده میشود. وعدههایی که یا عملی نمیشود یا اگر هم بشود مدت زمانش آنقدر کوتاه است که هیچ تأثیری ندارد.
مسئله این نیست که درخواست تاج یک قانون نیست، بلکه خواستهای شفاهی یا نهایتاً کتبی است، چراکه مشکل فوتبال ایران، نه کمبود قانون که نبودن اراده برای اجرای قوانین است. قوانینی که حتی اگر تصویب هم شوند هیچ ضمانت اجرایی ندارند و هرگز آنطور که باید و شاید تا مرحله آخر نمیرسند و تجربه ثابت کرده صرفاً نمایشی هستند و چه بسا حتی برای بستن دهان منتقدان! همین مسئله باعث عدم باور افکار عمومی و طرح این سؤال شده که چه تضمینی وجود دارد اینبار نتیجه متفاوت باشد؟ مگر نه اینکه قانون سقف بودجه نیز با همین جدیت آغاز شد، قانونی که حتی به کسر امتیاز از تیمهای متخلف نیز انجامید، اما خیلی زودتر از آنچه که تصور میشد امتیازهای کسر شده به تیمهای متخلف بازگردانده شد تا مثل همیشه اقتدار قانون زیر سؤال برود و ثابت شود که در فوتبال ایران هیچ ضمانتی برای اجرای درست و اصولی قوانین وجود ندارد. حال بماند که بازگرداندن امتیازهای کسر شده به تیمهایی که قانون سقف بودجه را رعایت نکرده بودند، دهانکجی به تیمهای قانونمداری بود که به قانون وضع شده احترام گذاشته و پا را از حد خود فراتر نگذاشته بودند.
در واقع وقتی قوانین وضع شده توسط خود فدراسیون نادیده گرفته شده و از مسیر اولیه خود خارج میشود، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به وعدههای جدید با دیده تردید بنگرد و آن را صرفاً یک شو و نمایش بداند. در اصل مسئله امروز، نه صرفاً توصیه تکراری به کمیته اخلاق که اعتبار وعدههای تکراری است که بارها و بارها از سوی خود فدراسیون و ارکان آن (از رئیس گرفته تا سایرین) ملغی شده تا امروز صرفاً یک سناریوی تکراری تلقی شود.
بیشک اگر تاج و مدیران فدراسیون به دنبال بازگرداندن اعتماد از دست رفته هستند، باید به جای دادن وعدههای رنگارنگ و دهانپرکن، گامی مثبت در راستای عملی کردن وعدههای خود بردارند. در غیر این صورت نه توصیه به کمیته اخلاق اهمیت دارد و نه حتی وضع قوانین جدید، اما از فدراسیونی که رئیس آن خبر از تلاش برای برگزاری رقابتهای لیگ با حضور تماشاگران میدهد، آن هم در شرایطی که هنوز مشخص نیست شرایط برای برگزاری لیگ بیست و ششم مهیا میشود یا نه، نمیتوان انتظار داشت که در راستای جلب اعتماد دوباره افکار عمومی گام بردارد که اگر چنین قصدی داشت باید روزها قبل دبیرکل فدراسیون را کنار میگذاشت تا نشان دهد رعایت قوانین برایش بیش از هرچیز دیگری حائز اهمیت است. مماشات با ممبینی و تلاش برای ماستمالی کردن داستان پرحاشیهای که دبیرکل به رشته تحریر درآورده، یکبار دیگر ثابت کرد آبی از این فدراسیون گرم نمیشود.