کد خبر: 1370591
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
حنیف غفاری
1 جبهه مقاومت پیش از آنکه یک نیروی میدانی باشد، یک گفتمان است؛ گفتمان حق تعیین سرنوشت، نفی اشغال، دفاع از کرامت ملی و رد سلطه خارجی. قدرت‌های استعمارگر به‌خوبی می‌دانند که تا وقتی این گفتمان در افکار عمومی زنده است، هیچ طرح سیاسی تحمیلی پایداری نخواهد داشت

جبهه مقاومت پیش از آنکه یک نیروی میدانی باشد، یک گفتمان است؛ گفتمان حق تعیین سرنوشت، نفی اشغال، دفاع از کرامت ملی و رد سلطه خارجی. قدرت‌های استعمارگر به‌خوبی می‌دانند که تا وقتی این گفتمان در افکار عمومی زنده است، هیچ طرح سیاسی تحمیلی پایداری نخواهد داشت. بنابراین دشمنان می‌کوشند با ابزار حقوقی، مقاومت را نه به عنوان واکنش طبیعی به اشغال و تجاوز، بلکه به عنوان «مانع صلح»، «عامل بی‌ثباتی» یا «تهدید امنیت منطقه‌ای» معرفی کنند. در اینجا، حقوق به جای آنکه از مظلوم حمایت کند، گاه به زبان قدرت مسلط ترجمه می‌شود. چنین قاعده‌ای در خصوص حزب‌الله لبنان و جایگاه آن در قاموس گفتمانی و راهبردی بیروت و منطقه نیز صادق است. در چنین شرایطی، انگیزه‌های شوم دولت نواف سلام (و جریان غربگرای لبنان) و حامیان امریکایی- صهیونیستی وی از انعقاد تفاهم اخیر در بیروت مشخص است. 
صورت مسئله گویاست: مقاومت لبنان در برابر اشغال، تبعیض ساختاری، غارت منابع، مداخله خارجی و تحقیر ملی شکل گرفته است. تفاهم بیروت تلاش دارد این ریشه‌ها را از مرکز توجه خارج کند. به جای آنکه سؤال این باشد که «چرا مقاومت در لبنان شکل گرفته است؟»، سؤال به این سمت برده می‌شود که «چگونه باید مقاومت را مهار کرد؟» به عبارت دیگر، علت به حاشیه می‌رود و معلول در کانون قرار می‌گیرد. این جابه‌جایی بسیار مهم است، زیرا اگر اصل تجاوز فراموش شود، مقابله با آن نیز غیرقانونی یا غیرضروری جلوه داده می‌شود. این همان نقطه‌ای است که استعمار نوین به دنبال آن است: پاک کردن حافظه تاریخی ملت‌ها و عادی‌سازی وضع ناعادلانه. 
هدف دیگر دشمنان حزب‌الله، تحمیل چارچوب معنایی جدید است. در سیاست بین‌الملل، واژه‌ها بی‌طرف نیستند. وقتی یک بازیگر اشغالگر با شبکه رسانه‌ای و حقوقی خود، مفهومی را تثبیت می‌کند، به تدریج همان مفهوم به معیار قضاوت بدل می‌شود. در چنین شرایطی، «امنیت» فقط به معنای امنیت اشغالگر است، نه امنیت مردم تحت اشغال. «صلح» در اینجا به معنای خاموش شدن صدای معترض است، نه تحقق عدالت. «ثبات» ممکن است به معنای تثبیت موازنه ناعادلانه قدرت باشد، نه آرامش مبتنی بر حقوق برابر. توافقنامه‌های ظاهراً حقوقی، اغلب برای نهادینه کردن همین معانی تازه طراحی می‌شوند؛ معانی‌ای که در نهایت مقاومت را از نظر اخلاقی و سیاسی در موضع دفاعی قرار می‌دهد. 
در اینجا، طبق محاسبات اتاق فکر دشمنان امریکایی- صهیونیستی، تا زمانی که مقاومت به عنوان یک خواست عمومی و تاریخی شناخته شود، حذف آن آسان نیست. اما اگر همان مسئله در قالب کمیته‌های فنی، ترتیبات امنیتی، شروط نظارتی و فرمول‌های حقوقی پیچیده بازتعریف شود، نقش مردم به تدریج کم‌رنگ می‌شود و سرنوشت یک ملت در میز‌های مذاکره‌ای رقم می‌خورد که توازن قدرت در آن نابرابر است. این همان بروکراتیزه کردن ظلم است: بی‌عدالتی نه با چهره خشن، بلکه با امضای رسمی، مهر نهاد‌ها و عبارت‌های دیپلماتیک ادامه می‌یابد. 
با این حال، عدم آگاهی دولت غربگرای نواف سلام و حامیان امریکایی- صهیونیستی نسبت به ماهیت، اصالت و عمق گفتمان مقاومت، منتج به شکست همه اهداف‌شان خواهد شد. تا رسیدن به آن نقطه، زمان اندکی باقی مانده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار