جوان آنلاین: راز گمشدن استاد دانشگاه با اعتراف دوست معتادش فاش شد. او گفت: «با هم مواد مصرف کردیم، فوت کرد و جسد را در جنوب تهران رها کردم.» تحقیقات درباره صحت و سقم اظهارات متهم تا اعلام نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت مرگ استاد دانشگاه ادامه دارد.
اوایل خردادماه امسال، مردی به اداره پلیس تهران مراجعه کرد و از ناپدید شدن ناگهانی پدر میانسالش خبر داد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «پدرم استاد دانشگاه است. روز قبل برای دیدار یکی از دوستانش از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. از آنجایی که بعضی شبها پیش دوستانش میماند، نگران نشدیم، اما وقتی روز بعد به خانه برگشت و هنوز خبری از او نبود، نگرانش شدیم و با تلفن همراهش تماس گرفتیم. تلفنش ابتدا جواب نداد و بعد هم خاموش شد. پس از این با دوستانش تماس گرفتیم، اما هیچکدام از آنها خبری از او نداشتند. حتی دوست صمیمیاش که بهنام نام دارد و احتمال میدادیم به خانه او رفته باشد، هم به ما گفت پدرم را در این دو، سه، روز ندیده است. الان احتمال میدهیم برای او اتفاق بدی رخ داده باشد.»
ردزنی تا دوست قدیمی
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران برای پیدا کردن ردی از مرد گمشده در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
مأموران پلیس در بررسیهای میدانی دریافتند استاد دانشگاه با افراد زیادی رفت و آمد و روز حادثه نیز با «بهنام» قرار ملاقات داشتهاست. در ادامه تحقیقات معلوم شد او روز حادثه در نزدیکی خانه بهنام دیده شده و به گفته ساکنان ساختمان، به خانه او رفتهاست.
دستگیری دوست معتاد
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران تحقیقات خود را روی بهنام متمرکز کردند و فهمیدند او معتاد به مواد مخدر است و روز حادثه با مرد گمشده ملاقات داشتهاست، بنابراین وی به عنوان مظنون حادثه بازداشت شد. متهم ابتدا اعلام کرد در جریان سرنوشت استاد دانشگاه نیست و آخرین بار چند روز قبل از گم شدنش او را دیده و پس از آن خبری از او ندارد، اما وقتی با دلایل و شواهد روبهرو شد، صبح دیروز مقابل قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران، راز گمشدن مرد میانسال را برملا کرد.
اعتراف تکاندهنده
متهم در ادعایی به کارآگاهان گفت: «من و پدرام ۳۰ سال دوست بودیم. ما با هم ارتباط داشتیم تا اینکه هر دو معتاد به مواد مخدر شدیم. او هر از گاهی برای مصرف مواد به خانهام میآمد و با هم مواد مصرف میکردیم. روز حادثه اعضای خانوادهام نبودند و او میهمان من شد. دو نفر مواد مخدر کشیدیم که او حالش بد شد. از او خواستم به بیمارستان مراجعه کند، اما گفت اگر بخوابم حالم خوب میشود. هر دو خوابیدیم، اما وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم او فوت کردهاست. خیلی ترسیدم و نمیدانستم با جسد دوستم چه کار کنم. از طرفی اعضای خانوادهام به زودی به خانه برمیگشتند و میترسیدم همسایهها متوجه شوند. تصمیم گرفتم جسد را به بیرون منتقل کنم. جسد را پتوپیچ و به صندوق عقب خودرویم منتقل کردم و سپس در یکی از خیابانهای خلوت جنوب تهران رها کردم.»
کشف جسد در جنوب تهران
با اعتراف متهم، مأموران پروندههای کشف اجساد را بررسی کردند و دریافتند در همان تاریخ، مأموران پلیس از طریق یک مرد کارتنخواب، جسد مرد ناشناسی را در همان حوالی کشف و به پزشکی قانونی منتقل کردهاند. اعضای خانواده پدرام به پزشکی قانونی رفتند و جسد را شناسایی کردند.
ادامه تحقیقات
همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه، متهم برای مشخص شدن صحت و سقم اظهاراتش در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. بازپرس جنایی همچنین دستور داد پزشکی قانونی هرچه سریعتر علت اصلی مرگ استاد دانشگاه را اعلام کند تا مشخص شود وی بر اثر سوءمصرف مواد فوت کرده یا در حادثهای عمدی به قتل رسیدهاست. تحقیقات برای روشنشدن زوایای پنهان این پرونده ادامه دارد.