کد خبر: 1368985
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
«زندگی شهید سید مجتبی نواب صفوی» در آیینه یک اثر نوانتشار
ریشه اسرائیل را قطع کنید وگرنه به همه جا می‌رسد! اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در زمره مجموعه‌ای است که مؤسسه روایت فتح در باب حیات بسترسازان انقلاب اسلامی در دوره حاضر منتشر می‌کند
سمانه صادقی

جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در زمره مجموعه‌ای است که مؤسسه روایت فتح در باب حیات بسترسازان انقلاب اسلامی در دوره حاضر منتشر می‌کند. «زندگی شهید سید مجتبی نواب صفوی»، ازسوی مرضیه مسلمی نائینی به نگارش درآمده و در بهار ۱۴۰۵ روانه بازار کتاب شده است. خبر گزاری مهر درباره این یادمان‌ها، چنین آورده است: «این مجموعه شامل هفت جلد زندگینامه از علمایی است که هر کدام نقشی در انقلاب اسلامی داشته‌اند که خواننده را با حال‌وهوای درون خانه این هفت‌نفر آشنا می‌کند؛ علمایی همچون حضرات آیات: امام خمینی، سید مصطفی خمینی، سید حسین بروجردی، سید علی قاضی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، سید محمد بهشتی و علامه سید محمدحسین طباطبایی که با استقبال چشمگیر مخاطبین بار‌ها تجدید چاپ شده است. انتشارات روایت فتح بعد از برگزاری جلسات متعدد با نخبگان و علمای حوزه علمیه، مجموعه دوم زندگی علما را پس از پژوهش و تحقیقات گسترده آماده انتشار کرده است. دومین جلد از این مجموعه، به زندگی سراسر مبارزه شهید سید مجتبی نواب صفوی می‌پردازد که به قلم مرضیه مسلمی نائینی در ۱۴۴ صفحه نوشته و در بهار ۱۴۰۵ منتشر شده است....» 
نویسنده اثر در معرفی ریشه‌های ستیز شهید نواب صفوی با رژیم پهلوی به روایت پی آمده اشارت برده است: «خودرو مقابل در مدرسه ایستاد و راننده به‌سرعت پیاده شد و درعقب خودرو را باز کرد. رضاخان با همان هیبت قزاقی‌اش از خودرو پیاده شد. کلاهش را مرتب کرد.
مسئولان مدرسه، برای استقبال در دو طرف مدرسه به خط ایستاده بودند. نگاه رضاخان از روی مسئولان رد شد و در انتهای صف، روی گروه پیشاهنگی مدرسه که منظم کنار هم ایستاده بودند و صدایشان در نمی‌آمد، متوقف شد. در بین‌شان پسربچه‌ای با چهر‌های درهم، دسته گلی را به دست گرفته بود. اگر کسی در چهره‌اش دقیق می‌شد، می‌توانست بفهمد پسربچه از حضور در آن صف و پوشیدن آن لباس‌ها رضایتی ندارد. سیدمجتبی دندان به هم فشرد و به سمت رضاخان گام برداشت. در میانه راه بود که چهره‌اش از هم باز شد و گام‌هایش سرعت گرفت. رضاخان که آماده پیشکش شدن دسته‌گل بود، متوجه نشد سیدمجتبی کی به او رسید و دسته گل را زیر کلاهش زد و کلاه را انداخت! او از عصبانیت، نفسش بند آمده بود. به چهره پیروز سیدمجتبی نگاهی انداخت. کلاهش را از دست سربازی که دویده و آن را از زمین برداشته بود، کشید و راه آمده را برگشت. این نقطه شروع مبارزات سیدمجتبی بود....» وی در ادامه و برای نمایاندن حساسیت نواب بر موضوع اشغال فلسطین، چنین نگاشته است: «در اردیبهشت سال ۱۳۲۷، صهیون‌ها به خیال برتری قوم‌شان و برگشت به سرزمین مادری، فلسطین را مورد حملات شدید قرار دادند. با اعلام موجودیت اسرائیل، روزنامه‌های لبنان و مصر و روسیه هم پر از مقالات و عکس‌هایی شد که دل هر مسلمان و آزاده‌ای را به درد می‌آورد. نواب، اسطوره آزادیخواهی عصر خودش، آرام و قرار نداشت و می‌گفت: در همین ابتدای کار، باید اسرائیل را در نطفه خفه کرد، نباید بگذاریم مثل یک غده سرطانی رشد کند؛ اگه تا غده هست فکری به حالش نکنیم، ریشه می‌زند و ریشه‌هاش به همه جا می‌رسد... او حتی به نجیب پاشا و جمال عبدالناصر هم پیام داده بود که باید جلوی اسرائیل را بگیرید، وگرنه در آینده نه چندان دور با شما هم خواهد جنگید....»

برچسب ها: پهلوی ، نواب ، کتاب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار