جوان آنلاین: عبور قیمت زعفران از کیلویی ۲۶۶میلیون تومان در بورس کالا و ثبت نرخهایی تا ۵۷۰میلیون تومان در برخی معاملات خارج از بورس، توجهها را به بازار طلای سرخ جلب کرده است. همزمان با رشد قیمتها، نخستین تأمین مالی صنعت زعفران از طریق بازار سرمایه نیز با جذب ۵۰۰میلیارد تومان منابع انجام شد، اما کنار هم قرار گرفتن این دو اتفاق، یک نکته مهم را مطرح میکند مبنی بر اینکه افزایش ارزش زعفران تا چه اندازه به سود تولیدکنندگان تمام شده است. بازار زعفران رفتهرفته از شکل سنتی خود فاصله گرفته است و راهاندازی گواهی سپرده کالایی، صندوقهای سرمایهگذاری، قراردادهای مشتقه و اکنون اوراق سلف موازی استاندارد، این محصول را وارد فضای بازارهای مالی کرده است. در نتیجه، زعفران دیگر فقط یک کالای کشاورزی نیست و بخشی از معاملات آن با انگیزه سرمایهگذاری انجام میشود. اصل توسعه ابزارهای مالی اقدامی مثبت است، چراکه تولیدکنندگان برای تأمین سرمایه در گردش به منابع بیشتری دسترسی پیدا میکنند و معاملات نیز در بسترهای شفافتری انجام میشود. انتشار اوراق سلف زعفران و جذب ۵۰۰میلیارد تومان منابع مالی نیز از همین منظر قابل توجه است زیرا بخشی از نیاز مالی فعالان این صنعت بدون اتکا به تسهیلات بانکی تأمین شده است. با این حال، رشد قیمتها لزوماً به معنای افزایش درآمد کشاورزان نیست، چه آنکه تولیدکنندگان زعفران معمولاً محصول خود را در فصل برداشت و در مقاطع زمانی مشخص به فروش میرسانند و بخش عمده افزایش قیمتهایی که ماهها بعد در بازارهای معاملاتی ثبت میشود، در حلقههای بعدی زنجیره توزیع و تجارت شکل میگیرد. به همین دلیل، هر افزایش قیمتی الزاماً به معنای افزایش سود تولیدکننده نیست. واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از خریداران امروز زعفران مصرفکننده نهایی نیستند و بخشی از تقاضا با هدف سرمایهگذاری و حفظ ارزش دارایی وارد این بازار میشود. همین مسئله وزن معاملات مالی را نسبت به گذشته افزایش داده و زعفران را به یکی از گزینههای جدید جذب سرمایه تبدیل کرده است. البته ورود سرمایه به بازار زعفران به خودی خود اتفاق نامطلوبی نیست، ولی مشکل زمانی ایجاد میشود که رشد ارزش معاملات از رشد واقعی تولید فاصله بگیرد. در چنین شرایطی، رکوردهای قیمتی بیش از آنکه بازتاب افزایش تولید یا توسعه صادرات باشند، نتیجه افزایش تقاضای سرمایهای خواهند بود. ایران عزیزمان همچنان بزرگترین تولیدکننده زعفران جهان است و سهم اصلی تولید جهانی این محصول را در اختیار دارد. این مزیت ظرفیت بزرگی برای ارزآوری و توسعه صادرات ایجاد کرده است، اما موفقیت بازار زعفران زمانی معنا پیدا میکند که منافع حاصل از رشد قیمتها در سراسر زنجیره تولید توزیع شود و سهم کشاورزان نیز متناسب با افزایش ارزش این محصول رشد کند. رکوردهای جدید قیمتی، اگر به تقویت درآمد تولیدکنندگان منجر نشود، بیش از آنکه نشانه رونق بخش کشاورزی باشد، بازتاب گسترش فعالیتهای مالی در این بازار خواهد بود. آینده زعفران به این مسئله وابسته است که ارزش افزوده ایجادشده تا چه اندازه به مزارع و تولیدکنندگان بازگردد و چه میزان در حلقههای معاملاتی باقی بماند.