در تمام این سالها هیچ فیلمسازی یا گروه خاصی از جریان فکری و سیاسی، اندیشه ساخت چنین فیلم یا سریالی را در ذهن خود نداشته است؟ چرا در تمام این سالها درباره ساخت اثری با این گستردگی فعالیتی انجام نشده است؟ جوان آنلاین: «در تمام این سالها هیچ فیلمسازی یا گروه خاصی از جریان فکری و سیاسی، اندیشه ساخت چنین فیلم یا سریالی را در ذهن خود نداشته است؟ چرا در تمام این سالها درباره ساخت اثری با این گستردگی فعالیتی انجام نشده است؟ با وجود رایزنیها و تلاشهای بسیار زیاد ما برای بهثمر رسیدن این اثر، امروز برخی در درون پیکره سینما، تمام تلاش خود را به کار میبندند تا مانع ساخت این فیلم شوند.» اینها جملاتی است که حدود ۱۳ سال پیش یک تهیهکننده سینما در مورد ساختن فیلمی با محوریت پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران مطرح کرده که سال ۶۷ به دلیل حمله مستقیم ناو جنگی رژیم تروریستی امریکا و شهادت تمامی ۲۹۰ سرنشیناش، هرگز به مقصدش نرسید. جالب اینکه چنین عباراتی را هم یک تهیهکننده دیگر که او هم به دنبال ساخت اثری در مورد این جنایت هولناک بود، به شکل دیگری مطرح میکند. در آستانه سیوهشتمین سالگرد این جنایت بزرگ، همچنان تولید و ساخت فیلم سینمایی در مورد این پرواز انجام نشده است؛ اگرچه بارها بحث تولید فیلمی سینمایی در این زمینه مطرح شده، ولی هرگز به تولید نرسیدهاند. در آخرین نمونه از این تلاشها، حتی تیمی متشکل از چند فیلمساز داخلی و خارجی به کشورمان آمدند و پس از برگزاری نشستهای متعدد خبری و غیرخبری، تصمیماتی در مورد تولید این اثر گرفته شد، اما هرگز به نتیجه نرسیدند و همچنان هر کسی که سراغ این کار میرود، به اشکال مختلفی موفق به ساخت آن نمیشود. شاید قابل تأمل باشد که چرا تولید آثار سینمایی ضدامریکایی و ضدانگلیسی (بهطور کلی ضداستعماری و ضداستکباری) در کشورمان یا بهطور عجیبی به سرانجام نمیرسند یا اینکه اگر هم کاری تولید شده، مربوط به دهههای قبل است که از نظر فنی و دراماتیک دارای مشکلاتی است. نکته جالبتر اینکه برخی از فیلمسازان چنین پروژههایی دچار مسائل و مشکلات و حتی بیماریهای عجیبی شدهاند که برای خودشان داستانهای تفکربرانگیزی هستند.
به گزارش «جوان»، ۱۲ تیرماه ۶۷ بود که پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایرانایر، تهران را به مقصد دوبی ترک کرد، اما در میانه مسیر با شلیک دو موشک هدایتشونده از ناو جنگی یواساس وینسنس متعلق به نیروی دریایی کشور تروریستی امریکا بر فراز خلیجفارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین غیرنظامی آن، شامل ۴۶ مسافر غیرایرانی و ۶۶ کودک، مظلومانه به شهادت رسیدند.
پروازی که فرود نمیآید!
فردا، سیوهشتمین سالگرد فاجعه تروریستی هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری کشورمان است. در طول تمام این سالها و در ایام نزدیک به زمان وقوع این جنایت هولناک تروریستی در اولین ماه تابستان هر سال، بحثهایی در مورد لزوم تولید و ساخت یک اثر سینمایی در این رابطه مطرح میشود. این در حالی است که عموم این مباحث، چه از سمت سینماگران باشد و چه از طرف مسئولان، همگی در سطح یک خبر و روی کاغذ باقی میماند تا سال بعد و دوباره تکرار مکررات گذشته.
اولین زمزمههای قابل توجه تولید یک اثر سینمایی با محوریت این فاجعه، در مهرماه ۹۱ مطرح شد. حتی گروه فیلمسازی از ایالات متحده شامل «اسکات فرانک» کارگردان، «بهرام حیدری» نویسنده و تهیهکننده، «ملیسا کارتر» مشاور ارشد پروژه و «بری گرین» بازیگر به همراه «شان علی استون» فرزند الیور استون فیلمساز شناخته شده هالیوود برای بررسی ساخت فیلم سینمایی با موضوع این فاجعه تروریستی به ایران آمدند.
اسکات فرانک در آن سال در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی روزنامه «جوان» در مورد داستان و درام این اثر گفته بود: «داستان اینگونه شروع میشود که بعد از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، افسر امریکایی دچار اختلالات روانی میشود و او میخواهد بعد از ۲۵ سال که از این فاجعه میگذرد، به خودش بیاید و از شرایط مستی و حال زاری که این فاجعه او را گرفتار کرده، خارج شود. همسر او میمیرد و دو دخترش که هیچگونه رابطهای با او ندارند، وی را ترک میکنند.» بهرام حیدری نیز به عنوان یکی دیگر از تیم تولید این اثر درباره فیلمنامه آن به «جوان» گفته بود: «نقطه اوج ما خود حادثه است که چند بار در فیلم نشان داده میشود، ولی بخشی که روی آن تأکید داریم، اتفاقات پس از فاجعه سقوط است، یعنی نشان دادن ۲۵ سالی که از این فاجعه گذشته و آدمهایی که این فاجعه را رقم زدهاند، الان کجا هستند و چه میکنند. ما آنها را نشان میدهیم که چطور دست سرنوشت از آنها انتقام گرفته، اما در فیلم طوری نشان داده میشود که بعضی از آنها طی حادثهای به ایران میآیند.»
نقش مافیا در عدم تولید ایرباس
یک سال بعد از این ماجرا، بهرام حیدری، تهیهکننده سینما با اشاره به آخرین جزئیات ساخت فیلم سینمایی «ایرباس» گفت: «نگارش فیلمنامه این فیلم به کارگردانی نادر طالبزاده به پایان رسیده و از سال گذشته درخواست صدور پروانه ساخت «ایرباس» به وزارت ارشاد ارائه شده، اما هیچ موافقتی در دولت جدید (یازدهم) انجام نشده است. عدهای در رأس فعالیتهای سینمایی وجود دارند که نمیخواهند پروژه ملی و فراملی «ایرباس» به تولید برسد.»
به گفته حیدری، قرار بود این فیلم به کارگردانی پکستون وینترز و نادر طالبزاده با سرمایهگذاری مؤسسه رسانههای تصویری و با نقشآفرینی بازیگران مطرح ایرانی و خارجی همچون «شان علی استون» و «ول کیمر» ساخته شود. البته پس از مدتی با کمرنگ شدن خبر حضور این تیم در ایران به فراموشی سپرده شد و تقریباً همه حرفها فقط روی کاغذ ماند.
یک سال بعد از آمد و رفت گروه امریکایی نیز یک فیلمساز ایرانی مدعی شد میخواهد فیلم پرواز «۶۵۵» را بسازد. قاسم قلیپور در مصاحبهای اعلام کرد نام فیلم «یواساس وینسنس» است و موافقت اولیه برای ساخت آن را نیز گرفته است. این تهیهکننده در گفتوگو با رسانهها گفت: «فیلمنامه «یواساس وینسنس» با داشتن درامی خانوادگی، فقط به فاجعه ایرباس نپرداخته است، بلکه موضوع سیاستهای امریکا را نیز مطرح میکند. نمایش این فیلم در جامعه بینالمللی، دنیا را به تجاوز و زیادهخواهیهای امریکا آگاه خواهد کرد.»
وی این سؤال را نیز مطرح کرد که «چرا در تمام این سالها هیچ فیلمسازی یا گروه خاصی از جریان فکری و سیاسی، اندیشه ساخت چنین فیلم یا سریالی را در ذهن خود نداشته است؟ چرا در تمام این سالها درباره ساخت اثری با این گستردگی فعالیتی انجام نشده است؟»
پروژه قلیپور نیز مانند پروژه اسکات فرانک، بعد از مدتی به فراموشی سپرده شد و اکنون همان سؤالی که این تهیهکننده مطرح کرد را میشود دوباره پرسید که اکنون و بعد از گذشت ۱۴ سال از آخرین باری که قرار بود فیلمی درباره جنایت امریکا علیه مردم ایران ساخته شود و نشد، چرا مدیران سینمایی و هنرمندان ایرانی میل و اشتیاقی به ساخت آن نشان نمیدهند؟ آیا واقعاً سینمای ایران با این همه عِده و عُده، توانایی تولید این اثر را ندارد یا دستهایی در کار است تا چنین آثاری ساخته نشوند؟