سردبیر روزنامه رأی الیوم در تحلیلی به بررسی «توافق سهجانبه لبنان، اسرائیل و آمریکا» پرداخته و آن را آخرین بازمانده پدیدهای به نام «صلح ابراهیم» میداند که به دلیل مقاومت قاطع حزبالله و مردم لبنان با سلاح و موشک ناکام مانده است. او خطرناکترین بخش این توافق را ارتباط دادن خروج اسرائیل از لبنان به خلع سلاح مقاومت دانست که عملاً اشغالگری را برای همیشه مشروع جلوه میدهد. جوان آنلاین: عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه رأی الیوم در تحلیلی نوشت: تنها جنبه مثبت توافق سهجانبه اسرائیل، لبنان و آمریکا از دیدگاه ما، به این دلیل نیست که این توافق «مرده، طردشده و محکوم» است، بلکه به این دلیل است که شاید آخرین توافقات از نوع «صلح ابراهیم» میان دولتهای عربی و اسرائیل باشد و این افتخار به «حزبالله»، رهبری آن و بستر مردمیاش بازمیگردد که آن را رد کرده و با قدرتِ سلاح، پهپادها و موشکها، نه تنها با بیانیههای محکومیت، بلکه با عمل، آن را ناکام گذاشت.
به گزارش ایسنا، اسرائیل این توافق را با زور تحمیل کرد، اما مقاومت نیز با زور و قدرت آن را ناکام ساخت. بنابراین، اولین و بارزترین بند آن توافق که شامل همکاری نظامی مشترک اسرائیل و لبنان برای خلع سلاح «حزبالله» بود، قویترین عامل منفجرکننده آن در ساعات اولیه انتشار برخی از بندهای غیرمحرمانهاش بود. کسانی که بندهای این توافق را تدوین و امضا کردند، لبنان را نمیشناسند، تاریخ قدیمی و جدیدتر آن را نیز نمیشناسند و از مقاومت لبنان که در «حزبالله» و رهبری، ذهنیتهای نظامی قدرتمند و پیروزیهای میدانی تاریخیاش تجلی یافته، نیز شناختی ندارند. مقاومتی که ارتش اسرائیل را که هیچ ارتش عربی دیگری نتوانسته بود شکست دهد، شکست داد و با اعتراف تحقیقات رسمی اسرائیلی، هر وجب از خاک لبنان را در سال ۲۰۰۰ آزاد کرد، بدون اینکه در هیچگونه مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم وارد شود.
خطرناکترین بند در این توافق، که آنچه را پیشتر ذکر کردیم تأیید میکند، ارتباط دادن عقبنشینی رژیم صهیونیستی از خاک لبنان به خلع سلاح مقاومت است. این امر به معنای تداوم اشغالگری اسرائیلی تا ابد و مشروعیتبخشی به آن است، زیرا خلع سلاح مقاومت هرگز اتفاق نخواهد افتاد و در نهایت، آن کسی که خلع سلاح خواهد شد، حکومت و شبهنظامیان وابسته به آن خواهند بود، دقیقاً همانطور که پس از دو شکست اسرائیل در لبنان، در جنگ لبنان سال ۲۰۰۰ و در ژوئیه سال ۲۰۰۶ رخ داد.
استاد نبیه بری که به عنوان «حکیم» لبنان و بهویژه طایفه شیعه دانسته میشود و رئیس دیپلماسی لبنان است، حکم اعدام این توافق را در اولین واکنش خود صادر کرد. او در بیانهای به روزنامه لبنانی «الاخبار» گفت: «این یک طرح فتنه است، پیش نخواهد رفت و اجرا نخواهد شد زیرا حقوق لبنان را حفظ نمیکند و فتیلههای جنگ داخلی را شعلهور خواهد کرد.»
این توافقی است که به تفرقه در لبنان و پایانبخشیدن به همزیستی مسالمتآمیز لبنانیها منجر خواهد شد و تهدیدکننده وجود تعلق و وابستگی مردم لبنان است. این توافق یک جزء لبنانی اساسی، بنیانگذار و اصیل را که ریشههای عربی و اسلامی آن تا اعماق خاک لبنان امتداد دارد، طرد و محاصره میکند.
آنچه لبنان را از سایر کشورهایی که در دام نتانیاهو و «صلح ابراهیم» گرفتار شدند متمایز میسازد، این است که لبنان یک کشور ساختگی نیست که عمر آن به چند دهه نرسد، بلکه کشوری است با وجودی ریشهدار در عمق منطقه که عمر و تاریخ تمدنی آن دهها برابر با دولت استعماری آمریکا است که این توافق را با تهدید، گرسنگی دادن و کشتار تحمیل کرد (۲۵۰ سال) و دولت اشغالگر اسرائیل که عمر آن به هشتاد سال نرسیده و شاید هرگز به آن نرسد.
امضای این توافق توسط یک «حکومت لبنانی ترکیبی» که مشروعیتی ندارد، به این معنی نیست که موفق خواهد شد یا با موفقیت اجرا خواهد شد. شاید یادآوری این نکته مفید باشد که توافق «۱۷ مه» که توسط حکومتی قدرتمندتر و در میان فضایی بیسابقه امضا شد، تنها چند روز دوام آورد. ما نمیخواهیم زخمها را باز کنیم و به سرنوشت کسانی که متهم به آن بودند و آن را امضا کردند اشاره کنیم.
در نهایت، میگوییم اگر هدف این توافق، همانطور که «پدران مشروع» آن در اسرائیل و آمریکا و برخی محافل گمراهکننده و وابسته لبنانی تبلیغ میکنند، جدا کردن مسیر لبنان از دو مسیر ایران و حزبالله باشد، پیشاپیش به شما بشارت میدهیم که طرح آنها شکست خورده و قبل از اینکه «دندانهای شیریاش» درآید، از ریشه کنده شد. این توافق نتیجهای کاملاً عکس داده و به تعمیق وحدت آن دو مسیر انجامیده است. شاید بنرهایی که بر سر راه فرودگاه بیروت برای تشکر از ایران و آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران نصب شده، از برجستهترین شواهد بر آنچه میگوییم باشد.
ما از گمراهشدگانی که تحت تأثیر قدرت شکستخورده آمریکا در ایران، افغانستان و عراق و قدرت تحقیرشده و خوار اسرائیل در جنوب لبنان قرار گرفتهاند، درخواست میکنیم که هرچه سریعتر به صندلیهای کلاسهای ابتدایی بازگردند تا «الف، ب، ج» تاریخ کشورشان، لبنان و منطقه را بیاموزند، تا به خرد خود بازگردند و از غفلت بیدار شوند.