جوان آنلاین: سارقی که یک سال قبل یک شهروند را با چاقو زخمی کرده بود و فکر میکرد او را به قتل رسانده، برای فرار از پلیس چهرهاش را با عمل زیبایی تغییر داد، اما اثر انگشت او را لو داد و دستگیر شد.
اواسط تیرماه سال گذشته، مأموران پلیس تهران از زخمی شدن مرد جوانی در یکی از خیابانهای شمالی تهران باخبر شدند. او در درگیری با یک سارق موتورسوار حین سرقت موبایلش به شدت زخمی و برای درمان به بیمارستان منتقل شدهبود.
تیمی از مأموران راهی بیمارستان شدند و دریافتند مرد جوان با ضربه چاقو از ناحیه قفسه سینه زخمی شده و در پرتگاه مرگ قرار دارد.
مقاومت ورزشکار در برابر سارق
در حالی که تلاش برای نجات مرد زخمی ادامه داشت، بررسیها نشان داد سارق موتورسواری که ماسک به صورت دارد و پلاک موتورش مخدوش است، در خیابانها در حال گشتزنی بوده تا طعمهای پیدا کند. چشمش به مرد جوانی میافتد که با تلفن همراه گرانقیمتش در حال صحبت کردن است. سارق برای سرقت تلفن همراه به مرد جوان نزدیک میشود، اما خبر ندارد که طعمهاش ورزشکار است و تسلیم او نمیشود. وقتی سارق با مقاومت مرد جوان روبهرو میشود و میفهمد طرفش فرد قویای است، با چاقو ضربهای به قفسه سینه او میزند و فرار میکند.
نجات از مرگ
تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت که مأموران پلیس با خبر شدند تلاش تیم پزشکی نتیجه داده و مرد زخمی از یک قدمی مرگ به زندگی بازگشته است.
ردزنی تا یک سارق سابقهدار
مأموران در ادامه با بررسی دوربینهای مداربسته و آثار بهجامانده از درگیری، به ردپای سارق سابقهداری به نام پرویز رسیدند که بارها به اتهام سرقت به زندان افتادهبود.
با به دست آمدن این اطلاعات، پرویز تحت تعقیب قرار گرفت، اما مأموران هیچ ردی از او پیدا نکردند. او محل زندگیاش را تغییر دادهبود و به پاتوقها و خانه دوستان و بستگانش رفت و آمدش را قطع کردهبود.
دستگیری پس از یک سال
تحقیقات برای دستگیری متهم فراری ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل، مأموران گشت یکی از کلانتریها، سارق موتورسواری را حین سرقت تلفن همراه دختر جوانی در یکی از خیابانهای تهران به دام انداختند. متهم پس از سرقت از محل فرار کرد، اما در یک تعقیب و گریز کوتاه زمینگیر شد.
تغییر چهره با جراحی پلاستیک
متهم پس از دستگیری ادعا کرد سابقه ندارد و اولین بار است که دست به سرقت زدهاست، اما وقتی اثر انگشت از او گرفتند، مشخص شد وی همان سارق سابقهدار به نام پرویز است که یک سال تحت تعقیب بودهاست. اما موضوعی که مأموران را متعجب کرد، قیافه متهم بود که با عکسهای قبلیاش شباهتی نداشت. مأموران دریافتند که وی برای اینکه شناسایی نشود، جراحی پلاستیک کرده و تغییر چهره دادهاست.
اعتراف به سرقتهای سریالی
متهم وقتی فهمید دستش رو شده، به سرقتهای سریالی اعتراف کرد و گفت: «به خاطر اینکه تحت تعقیب پلیس بودم، تغییر چهره دادم تا مرا شناسایی نکند.»
متهم به دستور مقام قضایی برای ادامه تحقیقات و مشخص شدن سرقتهای احتمالیاش در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت.
فکر میکردم قاتل شدهام
متهم میگوید: «وقتی در درگیری، برای سرقت تلفن همراه، آن مرد جوان را با چاقو زدم، فکر کردم او فوت کرده و من قاتل شدهام. به همین دلیل تغییر چهره دادم تا هیچ ردی از خودم به جا نگذارم و از دست قانون فرار کنم.»
گفتوگو با متهم: «از ترس قصاص چهرهام را عوض کردم»
خودت را معرفی کن.
پرویز هستم، ۴۲ ساله. سارق حرفهای موبایل. قبل از این پنج بار به زندان رفتهام.
چه شد که موبایلقاپ حرفهای دست به چاقو شد؟
آن روز مثل همیشه فکر میکردم به راحتی تلفن همراه آن مرد جوان را بقاپم، اما حین سرقت متوجه شدم که او ورزشکار است و برای خلاص شدن از دست او، با چاقو ضربهای به او زدم. نمیخواستم کسی را بکشم، فقط میخواستم فرار کنم، اما او مقاومت کرد و من عصبانی شدم.
بعد چه شد؟
وقتی خونین روی زمین افتاد، از ترس فرار کردم. خون زیادی از بدنش بیرون آمدهبود و فکر کردم فوت کردهاست. به همین دلیل محل زندگیام را تغییر دادم و تصمیم گرفتم مدتی دور از خانواده و دوستانم زندگی کنم تا ردی از خودم به جا نگذارم. هر شب کابوس میدیدم.
چرا تغییر چهره دادی؟
به خاطر اینکه فکر کردم قاتل شدهام. با خودم گفتم مأموران پلیس به زودی مرا دستگیر میکنند و بعد هم به عنوان قاتل محاکمه و به قصاص محکوم میشوم. باور کنید هم عذاب وجدان داشتم و هم ترس از قصاص هر شب کابوس میدیدم. تصمیم گرفتم با پولی که از سرقتها به دست آوردهبودم، جراحی پلاستیک کنم تا مأموران مرا نشناسند. حتی سرقت و خلاف را کنار گذاشتم تا ردی از خودم به جا نگذارم.
چه شد که دوباره تصمیم گرفتی موبایلقاپی کنی؟
واقعیتش هر چقدر پول داشتم برای تغییر چهرهام هزینه کردم و حتی بدهکار شدم. به همین دلیل تصمیم گرفتم دوباره مدتی موبایلقاپی کنم تا وضع مالیام خوب شود و بعد دوباره دست از سرقت بردارم، اما توبهام را شکستم و دوباره به خلاف برگشتم. حالا پشیمانم.
چه زمانی فهمیدی که آن مرد زنده ماندهاست؟
زمانی که دستگیر شدم و هویتم برملا شد، فهمیدم آن مرد زنده ماندهاست و خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد، عذاب وجدان رهایم کرد.