کد خبر: 1365566
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
هادی محمدی

تحمیل اراده در یک منازعه و حتی مناسبات عادی، صرفاً با ابزار‌های معمول نظامی و امنیتی یا اقتصادی شکل نمی‌گیرد. امروز در جنگ رسانه‌ای با ترویج و مسلط کردن یک روایت غیرواقعی، مقدمه‌سازی می‌شود. کافی است طرف مقابل دچار غفلت یا برداشت نادرست از این مفاهیم ترویج‌شده شود و عملاً در دام خواسته‌های طرف مقابل قرار گیرد. همان‌گونه که در برجام و توافق هسته‌ای در یک «فریبکاری ظریف و حرفه‌ای و هنرمندانه»، یک کلمه در معنای دوپهلو، نتیجه برجام را «تقریباً هیچ» کرد. امروز در مذاکرات اسلام‌آباد و ادامه آن تا نشست سوئیس و نشست و دیدار‌ها و مصاحبه‌های پس از آن، شاهد یک موج هدفمند از این «روایتگری تحمیل اراده» هستیم. 
میانجی پاکستانی در جایگاه نخست‌وزیر یا وزیر خارجه، در ادامه بسیاری از خبرسازی‌ها که از طریق رویترز منتشر کردند، وارد مرحله‌ای خطرناک شده و مذاکرات آتی را مشتمل بر موضوعات موشکی و مواد شیمیایی و میکروبی یا برخی گزاره‌ها در مذاکرات هسته‌ای بیان می‌کنند. بسیار روشن است که پاکستان برای شیرین کردن مناسبات سرد خود با امریکا در قبال هند، از «مرز بی‌طرفی میانجیگرانه» خارج شده و روایت‌های امریکایی را ترویج، بازپخش و تقویت می‌کند. یا اینکه نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر با مهارتی بیشتر از پاکستانی‌ها، در این نقش‌آفرینی با یک تیر چند نشانه می‌زند و در مصاحبه اخیر خود با فایننشال تایمز، «کمیته نظارت بر توقف جنگ در لبنان» را کمیته‌ای برای جلوگیری از تشدید درگیری و محقق کردن آتش‌بس معرفی می‌کند. حال آنکه هدف اصلی این کمیته محقق کردن پایان جنگ است که فراتر از آتش‌بس و ممانعت از تشدید درگیری است. در بخش دیگری از گفت‌و‌گو، خط ارتباط بین امریکا و ایران در تنگه هرمز را ابزار جلوگیری از کارشکنی در بازگشایی تنگه هرمز و پیگیری مین‌زدایی در تنگه می‌داند و یک دستور کار جدید هدایت‌شده انگلیسی و امریکایی را به عنوان نشست فوری کشور‌های عربی برای چارچوب‌های امنیتی جدید بین کشور‌های عربی خلیج‌فارس و ایران مطرح می‌کند تا در میانه کارزاری که هنوز جنگ و مذاکره پس از آن به پایان نرسیده و دستاورد‌های ایران تثبیت نشده، از موضعی فعال و مطالبه‌گر، به اهرمی علیه ایران تبدیل شوند. 
یک‌یک این کشور‌ها برای مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در جنگ علیه ایران و حتی از ابتدای انقلاب اسلامی باید پاسخگو باشند، خسارت بدهند و در جایگاه شریک با امریکا و رژیم صهیونی، که امکان «تهدید علیه ایران را با تمامی اراضی، امکانات نظامی خود و سیستم هماهنگ با سنتکام» فراهم کرده‌اند، مرتکب «جنایت جنگی علیه ایران» شده‌اند. تجربه جنگ امریکا و رژیم صهیونی و پیامد‌های شکست ذلت‌بار آن برای ترامپ و نتانیاهو، در محاسبات این کشور‌ها اثر نگذاشته و خوش‌خدمتی و دلالی سیاسی برای امریکا با هدف جبران شکست در ایران استمرار دارد. ظاهراً جناب آقای شهباز شریف به جای میانجیگری، در حال کارسازی موضوعاتی است که امریکا «نه در جنگ و نه در مذاکره» نتوانست در دستور کار قرار دهد یا محقق کند و این یعنی امریکا قصد دارد در جدول مذاکراتی با ایران، دبه‌های جدید را همانند دور اول مذاکرات اسلام‌آباد و با موضوعات جدید به جریان بیندازد. 
آنچه از زبان نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر نیز ترویج می‌شود، به معنای تغییر دادن جایگاه ایران از مطالبه‌گر به متهم و تبدیل پایان جنگ به آتش‌بس موقت و ناقص و استمرار اشغال جنوب لبنان است و این اولویت حیاتی برای امریکا و رژیم صهیونیستی است. همان‌گونه که عربستان در یک سکوت رسانه‌ای ولی فعالیت دیپلماسی پنهان و شدید، با حمایت از دولت دست‌نشانده لبنان از سوی عربستان و امریکا و همسو با رژیم صهیونیستی و مذاکرات واشینگتن، کینه‌توزی نسبت به مقاومت را استمرار داده تا پرونده لبنان را از مذاکرات ایران و امریکا جدا کند. سرفصل این روایت‌ها را روبیو و ترامپ در مسائل هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای، موشکی، چگونگی پایان جنگ و پرداخت خسارت یا آزادسازی اموال بلوکه‌شده و در واقع دزدیده‌شده ایران در چند روز اخیر بیان کردند که می‌تواند مقدمه دبه‌های جدید و تحمیل اراده مذاکراتی امریکا در قبال ایران باشد. 
اگر شروط پنج‌گانه یا هفت‌گانه رهبری معظم انقلاب اسلامی یا ایران و به‌ویژه بند ۱۳ تفاهم و پایان جنگ هنوز محقق نشده، این سؤال جدی مطرح است که چرا به مباحث هسته‌ای مجال داده شده و کمیته‌ای برای آن منظور شده است؟! این دغدغه و نگرانی جدی وجود دارد که تیم ترامپ همان‌گونه که در اسلام‌آباد دستورکار‌های خود را روی میز گذاشتند، روند فعلی مذاکرات یا نشست‌های کارشناسی با همان سناریو، برای استحاله دستورکار‌های اصلی در مفاد تفاهم مواجه شود و تیم ترامپ چرخش قبلی را تکرار کرده و ضمن بهره‌مندی از تمامی نقض‌های آشکار تعهدات و نتایج اقتصادی بازگشایی تنگه هرمز و عدم واکنش عملی از سوی ایران، اهداف جنگی و سیاسی خود را تحمیل نماید. 
می‌دانیم که پادشاهی عمان دارای چه روابط ویژه‌ای با غرب و امریکاست و چه ملاحظاتی در قبال تنگه هرمز دارد و به همین دلیل و ضمن تمایل برای حفظ مناسبات با ایران، به سازمان دریانوردی بین‌المللی اجازه داده تردد از مسیر آب‌های عمان را برای کشتی‌های عبوری فراهم و هماهنگ کند. این یعنی فرسایش تدریجی و هوشمند در مدیریت ایران در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز که دیپلماسی پنهان امریکا و انگلیس و دیگر کشور‌ها آن را کارسازی کرده‌اند و این پدیده می‌تواند با ائتلافی که فرانسه، آلمان و انگلیس و شاید برخی کشور‌های دیگر برای بازگشایی مسالمت‌آمیز! با حضور ناوگان نظامی خود نوید داده‌اند، همراه شود. این بازی هوشمند از سوی امریکا و غرب و کشور‌های عربی پیام روشنی دارد تا مهم‌ترین اهرم راهبردی ایران در منازعه جاری و جنگ تحمیلی و نتایج مطلوب آن در موازنه منطقه‌ای، دچار یک شوک هدفمند شده یا آن را به حاشیه ببرند. اگر این برداشت‌ها واقعیت فعلی و چشم‌انداز احتمالی در روند جنگ و مذاکره را نشان می‌دهد، بازبینی برخی تدابیر و راهبرد‌های عملیاتی و دیپلماتیک و امنیتی و اقتصادی، امری فوری، حیاتی و الزامی است.

برچسب ها: تنگه هرمز ، امریکا ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار