ترامپ: بازار جدیدی در ایران داریم! جوان آنلاین: کمتر از ۱۰ روز از امضای الکترونیک رؤسای جمهوری ایران و امریکا پای توافق ۱۴بندی، دونالد ترامپ و تیم همراه او در توافق، زیر فشار فزاینده جمهوریخواهان، روایت پیروزی بر ایران را تکرار میکنند. دونالد ترامپ در تازهترین روایت، گفته که داراییهای مالی بلوکهشده ایران به نفع دامداران و کشاورزان امریکایی آزاد میشود تا ایران با پول خود، از ایالات متحده گندم و ذرت بخرد. در ورای این روایت پیروزی، منتقدان رئیسجمهور امریکا میگویند که تهران، پیش از ورود به مذاکرات جامع، مهمترین امتیازهای اقتصادی خود، بهخصوص با تعلیق تحریمهای نفتی و حفظ مدیریت بر تنگه هرمز را گرفته است.
دونالد ترامپ روز پنجشنبه یک بار دیگر روایت خود از توافق با ایران را بر برجستهکردن نحوه صرف داراییهای بلوکهشده ایران تکرار کرد و گفت: «ما بازار جدیدی داریم که در راه است و آن کشور دوستداشتنی ایران نام دارد. جای زیبایی است. آیا کسی دوست دارد به آنجا برود؟» ترامپ ادامه داد: «آنها با غذا مشکل دارند و ما مقداری از پول آنها را میگیریم و خرج میکنیم و گندم، سویا، و ذرت، مقدار زیادی از آن را میخریم، و این روند به زودی شروع میشود.» او پیش از این هم توافق ۱۴بندی با ایران را «یک معامله عالی» توصیف کرده و گفته بود که امریکا بدون ورود به یک جنگ طولانی، به اهداف خود رسیده است: «کشاورزان ما سود خواهند کرد. محصولات کشاورزی امریکا دوباره وارد بازار ایران میشود و این برای کشاورزان ما فوقالعاده است.» جیدی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا، با روایتی متفاوت، طی یک هفته گذشته بارها از توافق ۱۴بندی با ایران دفاع کرده است. او روز پنجشنبه گفت «امنیت امریکا را افزایش داده، خطر جنگ گستردهتر را کاهش داده و در عین حال فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد کرده است.» او همچنین تأکید کرد: «رئیسجمهور امریکا بار دیگر نشان داد که میتواند از طریق قدرت، صلح ایجاد کند.»
البته این نخستین بار نیست که ترامپ موفقیتهای اقتصادی محدود را در قالب دستاوردهای راهبردی معرفی میکند. او در سالهای گذشته نیز بارها افزایش صادرات، قراردادهای تجاری یا فروش محصولات کشاورزی را بهعنوان شاخص پیروزی سیاست خارجی خود مطرح کرده است، رویکردی که بیش از آنکه پاسخی به انتقادهای ژئوپلیتیکی باشد، تلاشی برای اقناع افکار عمومی است. حتی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا که از حامیان جدی اعمال تحریم بر ایران است، در تازهترین موضعگیریهای خود کوشیده توافق را از زاویه اقتصادی توضیح دهد. او مدعی شد که امریکا توانسته مسیر جدیدی برای تجارت و صادرات محصولات کشاورزی باز کند و این توافق، فرصتهای تازهای برای تولیدکنندگان امریکایی ایجاد خواهد کرد.
فروش نفت آزادانه؟!
هنوز مشخص نیست ادعاهایی که رئیسجمهور امریکا بهخصوص درباره نحوه صرف داراییهای بلوکهشده ایران پیش کشیده، چقدر صحت دارد، بهخصوص که محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکراتی ایرانی، روز پنجشنبه تلویحاً چنین چیزی را رد کرده و نوشت که «تنها محصولی که ما برداشت میکنیم، همان چیزی است که شما سالها پیش کاشتهاید: دههها بیاعتمادی!» از طرف دیگر، روایتی که ترامپ ارائه میکند، در سطح عملی، پیچیدگیهای منحصر به فردی دارد. امریکا بزرگترین صادرکننده ذرت جهان است و تقریباً هر سال مازاد صادراتی بسیار بزرگی دارد. بنابراین از نظر ذرت، فروش به ایران از نظر فنی مشکلی ایجاد نمیکند، ولی در مورد گندم وضعیت متفاوت است. امریکا هنوز هم صادرکننده مهمی است، اما طی سالهای اخیر سهمش از بازار جهانی کاهش یافته و رقبایی مانند روسیه، استرالیا و کانادا بخش بزرگی از بازار را گرفتهاند. ایران نیز در سالهای اخیر عمدتاً گندم خود را از روسیه، قزاقستان و گاهی اروپا تأمین کرده است، نه امریکا. فراتر از این، حتی اگر مقامهای ایرانی در مذاکرات سوئیس با صرف داراییهای بلوکهشده خود برای خرید گندم و ذرت و برخی محصولات زراعی از امریکا موافقت کرده باشند، منتقدان میگویند رئیسجمهور امریکا بار دیگر در حال فروختن یک دستاورد اقتصادی محدود در مقابل پیروزی راهبردی است که ایران در توافق ۱۴ بندی به دست آورده است. ایران در سالهای مختلف بسته به میزان تولید داخلی، بین ۵ تا ۱۰ میلیون تن گندم، ذرت و سویا (عمدتاً ذرت دامی و کنجاله سویا) وارد میکند و ارزش کل این واردات نیز، معمولاً بین ۵/۲ تا ۴ میلیارد دلار در سال نوسان دارد. از این منظر، بازار غلات ایران، هرچند میتواند برای بخشی از کشاورزان امریکایی جذاب باشد، اما در مقیاس اقتصاد امریکا بازار بزرگی محسوب نمیشود. در مقابل، دستاوردهای استراتژیکی که ایران صرفاً در توافق موقت به دست آورده، حائز اهمیت است. این در حالی است که در مقابل، کاهش محدودیتهای صادرات نفت و پتروشیمی ایران، در صورت تداوم، ارزشی بهمراتب بیشتر از قراردادهای احتمالی فروش گندم، ذرت و سویا خواهد داشت. بر اساس بخشی از توافق ۱۴بندی، امریکا پذیرفته تحریمهای نفتی ایران را تعلیق کند، اجازه ازسرگیری صادرات نفت ایران را بدهد و اجرای تحریمهای ثانویه علیه خریداران نفت ایران تعلیق شود و بر همین اساس، وزارت خزانهداری امریکا هفته قبل، معافیت برای شرکتهای حملونقل و بیمه مرتبط با نفت ایران صادر کرد. اگر تعلیق تحریمها باعث شود ایران فقط ۵۰۰ هزار بشکه در روز بیشتر نفت صادر کند (که برآوردی محافظهکارانه است)، با نفت ۷۰دلاری کنونی، صرفاً به طور سالانه حدود ۸/۱۲ میلیارد دلار ایران درآمد نفتی بیشتری خواهد داشت. سیانان روز جمعه در گزارشی نوشت: «بازگشایی تنگه با این نکته همراه است که ایران میتواند دوباره نفت بفروشد؛ و برخلاف قبل از جنگ، ایران میتواند به معنای واقعی کلمه به هر کسی بفروشد، پس از اینکه وزارت خزانهداری امریکا تحریمهای خود را لغو کرد.» به نوشته سیانان، بسیاری از منتقدان نگرانند که ایران به سرعت به دنبال بازسازی ارتش ویرانشده خود، پر کردن برنامههای پهپادی و موشکی خود و احیای تهدید شبکه نیابتی خود باشد که شامل حزبالله و حوثیهای یمن میشود. بر اساس اطلاعات شرکت اطلاعات دریایی تانکر ترکرز، ایران هفته گذشته، بلافاصله پس از موافقت امریکا با پایان دادن به محاصره دریایی خود، ۸/۳ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز صادر کرد. از آن زمان به بعد فعالیت خود را به طور قابلتوجهی افزایش داده است. به گفته خورخه لئون، رئیس تحلیل ژئوپلیتیک در شرکت مشاوره ریستاد، احتمالاً میتواند روزانه حدود ۲میلیون بشکه نفت بفروشد؛ حدود یک سوم بیشتر از قبل از جنگ؛ و از آنجایی که این فروشها قانونی خواهد بود، ایران دیگر نیازی به ارائه تخفیفهای سنگین نخواهد داشت.
استراتژیک مانند هرمز، کلیدی مثل لبنان
فروش نفت، فقط بخشی از توافق ۱۴بندی است که ترامپ فروش ذرت و گندم را به عنوان یک دستاورد به کشاورزان امریکایی میفروشد، کشاورزانی که بیشتر آنها در ایالتهای میانی امریکا یعنی آیووا، نبراسکا، کانزاس، داکوتا، ایلینوی، از مهمترین پایگاههای رأی او هستند. امتیازات ژئوپلیتیکی که او در سایر حوزهها به ایران داده، فراتر از تحریمها است. تهران، بهخصوص طی روزهای آخر منتهی به توافق، موفق شده لبنان را به عنوان بخشی جداییناپذیر در بند نخست آن بگنجاند، چیزی که اسرائیل را به عنوان نزدیکترین متحد امریکا در وضعیتی نامناسب قرار داده و منجر به درگیری لفظی نتانیاهو با ترامپ شده است. برخی جمهوریخواهان میگویند اگر بند مربوط به آرام شدن جبهه لبنان بخشی از تفاهم باشد، واشینگتن ناچار است برای جلوگیری از فروپاشی توافق، بر اسرائیل فشار بیاورد؛ موضوعی که به اعتقاد آنها آزادی عمل تلآویو را محدود میکند. کارل رو، از تحلیلگران جمهوریخواه، استدلال کردهاند که توافق، به تهران امکان داده بدون عقبنشینی محسوس، نفوذ منطقهای خود را حفظ کند و این برخلاف شعارهای انتخاباتی ترامپ است. علاوه بر این، تهران همچنان کنترل خود را بر هرمز حفظ کرده و منتقدان میگویند که بهرغم توافق برای دریافت نکردن عوارض طی ۶۰ روز مذاکرات، وضعیت هرمز مانند قبل از جنگ نخواهد بود. استیو هانکه، استاد دانشگاه جان هاپکینز، میگوید: «به لطف ماجراجویی اشتباه امریکا و اسرائیل در ایران، ایران اکنون همچون «شمشیر داموکلس» تهدیدی دائمی بر تنگه هرمز دارد.» گاردین سناریویی را فرض میکند که امریکا مجبور باشد برای گشودن هرمز، نیروی نظامی دائمی در منطقه مستقر داشته باشد و مینویسد: «اگر امریکا مجبور باشد برای باز نگه داشتن هرمز دائماً با ایران هماهنگ شود، این خود نشانه افزایش اهرم ژئوپلیتیکی تهران است، نه کاهش آن.» به خاطر همین است که حتی خیلی از جمهوریخواهان با دیده تردید به توافق ترامپ نگاه میکنند. کارل رو، استراتژیست باسابقه جمهوریخواه، توافق را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و نوشت که این توافق امتیازهای بزرگی به ایران داده و از نظر سیاسی، شباهت ناخوشایندی با توافق هستهای ۲۰۱۵ پیدا کرده است. سوزان رایس، مشاور امنیت ملی پیشین امریکا، توافق را «سست» و «بهشدت مسئلهدار» توصیف میکند و میگوید که دولت ترامپ پیش از رسیدن به توافق نهایی هستهای، امتیازهای اقتصادی مهمی به ایران داده است.