روند تحولات جنگ و ناتوانی ترامپ در رسیدن به اهدافش از طریق تشدید تخاصم و درگیری در منطقه با توجه به پاسخهای قدرتمندانه ایران، منطقه را وارد دور جدیدی از تحولات کرده است. ترامپ ناچار شده به دلیل تشدید نگرانی کشورهای منطقه از گسترش جنگ، افزایش فشارهای داخلی و بینالمللی و... به رغم اعلام حملات گسترده به ایران و حتی تصرف خارک در شامگاه پنجشنبه، از این ادعا عقبنشینی کند و با اعلام بازگشت به دیپلماسی و تأکید بر اینکه به زودی تفاهمنامه میان ایران و امریکا امضا خواهد شد، تلاش دارد تا با سرپوش گذاشتن بر شکست خود در دو مرحله تهدیدات اخیر، روند تعامل با ایران را وارد مرحله جدیدی نماید. اگرچه به مواضع او (متأثر از روند تحولات و به ویژه تأثیر لابی صهیونیستی) ممکن است باز هم تغییر کند و مجدداً وارد فاز برخورد نظامی شود، اما چند پدیده مهم در تغییر محاسبات ترامپ (و البته تیم هدایتکننده او در کاخسفید و رژیم صهیونیستی) مؤثر بوده است:
۱. تغییر موازنه در جنگ و اعلام و اثبات آمادگی ایران برای انجام اقدام پیشدستانه به رغم ادعاهای دشمن مبنی بر تضعیف توان نظامی و موشکی ایران.
۲. تحول در عرصه قدرت بازدارندگی ایران با اتکا به ظرفیتهای پساجنگ؛ نظیر حفظ تنگه هرمز و...
۳. تهدید ایران به گسترش جنگ به فرامنطقه در عین بستن کامل تنگه هرمز.
۴. حفظ وحدت و انسجام داخلی و تداوم حضور مردم در صحنه به رغم تصور دشمن مبنی بر تأثیر محاصره و فشار اقتصادی بر تابآوری مردم و ایجاد چالش و بحران داخلی.
۵. تأثیر پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام بر نظام محاسباتی دشمنان با تأکید بر سه مؤلفه:
الف) پیام قدرت و اعتماد به نفس
ب) پیام قاطعیت و سرسختی در مذاکرات
ج) اهتمام بر مدیریت روند تحولات داخلی با تأکید بر دو مؤلفه تابآوری و نظام محاسباتی مسئولان.
در نقطه مقابل، ترامپ به رغم ظرفیتسازی برای انجام عملیات پرشدت نظامی و حتی تهدید مستقیم ایران، با چند چالش اساسی مواجه است:
۱. تهدیدات ترامپ (و حتی اعمال آن) به رغم تصور او، وحدت و انسجام داخلی مردم ایران را افزایش داده و مطالبه مردم برای ایستادگی و مقاومت و حمایت از میدان در روزهای اخیر فزونی یافته است. این نکته از چشم ناظران بینالمللی و به ویژه رسانههای آنها دور نمانده و از آن به عنوان تحولی مهم در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران یاد میکنند، به گونهای که ترامپ در آخرین موضعگیری خود مجدداً به عموم ملت ایران به خاطر این ایستادگی و حضور در صحنه اهانت کرده و آنها را مردمی شرور قلمداد میکند.
۲. به رغم گذشت بیش از یکصد روز از جنگ و بهرهگیری ترامپ از تمام ظرفیتهای نظامی و اقتصادی امریکا و متحدان برای فشار بر مردم ایران، او تاکنون نتوانسته به هیچ یک از اهدافش دست یابد و هیچ چشمانداز روشنی را هم برای تحقق بخشی از آن پیش روی خود نمیبیند.
۳. ناتوانی ترامپ در بازگشایی تنگه هرمز به رغم سرمایهگذاری کلان برای بسیج تمام ظرفیت نیروی دریایی امریکا در منطقه، موجی از اعتراضات را در درون امریکا برانگیخته است، به گونهای که تاکر کارلسون، تحلیلگر سرشناس امریکایی و از متحدان و حامیان سابق ترامپ، با زیر سؤال بردن قدرت نظامی ایالات متحده، اعتراف کرد که ارتش امریکا با وجود هزینههای سرسامآور، در بازگشایی مسیر تنگه هرمز ناکام بوده است. کارلسون با اشاره به ناوهای هواپیمابر ۱۲۰میلیارد دلاری امریکا تصریح کرد: با وجود این تجهیزات، ارتش در ماههای گذشته حتی نتوانسته تنگه هرمز را باز کند و هیچ تضمینی هم برای انجام این کار وجود ندارد. این تحلیلگر امریکایی تأکید کرد: ما اکنون با «محدودیتهای قدرت نظامی امریکا» روبهرو شدهایم؛ واقعیت این است که کارهایی وجود دارد که ما صرفاً ناتوان از انجام آنها هستیم.
۴. افزایش مخالفت جمهوریخواهان با ترامپ در مجلس نمایندگان و سنای امریکا که در چند روز اخیر در مورد چند لایحه پیشنهادی او اتفاق افتاده و حتی مجوز انجام یک عملیات نظامی جدید را از او سلب کرده است. این امر نشاندهنده آن است که ترامپ عقبه حزبی خود را هم به دلیل ناتوانی در این جنگ از دست داده است.
۵. روند کاهش محبوبیت داخلی ترامپ، چالش دیگر پیش روی ترامپ است. او در حالی که تأکید میکند افزایش هزینه اقتصادی زندگی مردم امریکا تأثیری در سیاستهای او ندارد، اما واقعیتهای درون جامعه امریکا و نتیجه آن در سقوط محبوبیت ترامپ و جمهوریخواهان در نظرسنجیهای متعدد مراکز نظرسنجی امریکا، نگرانی جدی حامیان ترامپ را در پی داشته است.
۶. بیاعتمادی به مواضع اعلامشده و اعلام مکرر «پیروزی قریبالوقوع» در مقابله با ایران، چالش دیگری را برای او در عرصه رسانههای امریکایی ایجاد کرده است. بر اساس رصد دادههای علنی سخنرانیها و پستهای دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال از زمان آغاز جنگ با ایران (بهمن ۱۴۰۴) تا (۲۱ خرداد ۱۴۰۵)، آمار عجیبی از ادعاهای تکراری و بیپشتوانه او ثبت شده است:
- ۵۵ بار اعلام «شکست ایران»، ۳۵ بار تأکید بر «نابودی کامل ایران»، ۳۸ بار وعده «توافق قریبالوقوع»، ۲۵ بار ادعای «باز بودن تنگه هرمز».
این در حالی است که به اذعان رسانههای امریکایی و واقعیت میدانی، تداوم حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای امریکا در منطقه، انسداد کامل تنگه هرمز (تأییدشده توسط تصاویر ماهوارهای) و عدم تحقق هیچیک از وعدههای «پیروزی قاطع» ترامپ، سبب شده است که او به مضحکه رسانههای امریکایی تبدیل شود. هفته گذشته، نشریه امریکایی آتلانتیک در یادداشتی با اشاره به دوران ۱۸ ماهه تسلط ترامپ بر کاخ سفید، عملکرد او را در این مدت به فعالیت یک کودک ۱۸ماهه تشبیه و یادآور میشود که هر بار این کودک چیزی مینویسد، برای دیگران دردسر تازه ایجاد میکند.
فارغ از نتیجه تعاملات دیپلماتیک و تلاش میانجیگران برای به نتیجه رساندن تفاهمنامه اولیه، تحولات اخیر را میتوان موفقیتی دیگر در کارنامه ایستادگی و مقاومت مردم ایران و چشمانداز روشن آینده دانست.