با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۶، اختلافات در ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو افزایش یافته است. جوان آنلاین: درحالی که انتخابات پارلمانی آینده رژیم صهیونیستی ظرف ۱۳۰ روز آینده برگزار خواهد شد، مناسبات داخلی احزاب عضو ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو نیز در حال بحرانی شدن است.
به گزارش تسنیم، جدا از اینکه وضعیت ائتلاف حاکم بر سرزمینهای اشغالی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ به طور کلی در وضعیتی بغرنج قرار دارد، به نظر میرسد اختلافات داخلی میان ۳ جناح تشکیل دهنده این ائتلاف نیز در حال افزایش یافتن است؛ به نحوی که ممکن است مانع از همکاری میان این جناحها در آینده شود.
از سوی دیگر هریک از جناحهای سه گانه راست سنتی با نمایندگی حزب لیکود و شخص بنیامین نتانیاهو، جناح حریدی با نمایندگی دو حزب شاس و یهودیت متحد توراه و نهایتاً جناح راست افراطی با نقشآفرینی دو حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری بتسلائل اسموتریچ و قدرت یهودی به رهبری ایتامار بنگویر دچار پارهای بحرانهای داخلی در ارتباط با پایگاه رأی همیشگی خود نیز شدهاند.
راست سنتی و بحران معنا
حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کنونی از سال ۲۰۰۹ تا کنون به استثنای یک دوره یک سال و نیمه به صورت کامل در قدرت بوده و قصد دارد با پیروزی در انتخابات پیشرو، رکوردهای خود را غیرقابل دسترسیتر از قبل کند. موانع زیادی، اما در پیشروی حزب لیکود و شخص نانیاهو قرار دارد که در واقع باعث شده این حزب در این انتخابات وزن سابق را نداشته باشد.
حزب لیکود در انتخابات ۲۰۲۲ موفق به کسب ۳۲ کرسی شد و در سال ۲۰۲۴ نیز حزب امید جدید گیدعون ساعر در این حزب ادغام شد و ۴ کرسی دیگر را برای آن به ارمغان آورد؛ بنابراین اندوخته واقعی این حزب در کنست کنونی، ۳۶ کرسی است ولی این حزب در جدیدترین نظرسنجیهای معتبر به زحمت ۲۵ کرسی به دست میآورد. این به معنای از دست دادن بیش از ۱۰ کرسی نسبت به انتخابات گذشته است یعنی ریزش بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار رأی که در جامعه رأی دهنده ۵ میلیون نفری ساکن سرزمینهای اشغالی، به شدت قابل توجه است.
این شرایط حزب لیکود و محبوبیت نتانیاهو نوعی بحران معنا را نشان میدهد که باعث کاهش وزن سیاسی جناح راست سنتی شده است.
حادثه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ عامل اصلی این بحران است. تا پیش از آن حزب لیکود و بنیامین نتانیاهو در نظر بخش بزرگی از ساکنان سرزمینهای اشغالی معمار امنیت این رژیم بود و نسبت به عمده رقیبان کارنامه بهتری در رویارویی با بحران امنیتی رژیم صهیونیستی داشت. اما عملیات طوفان الاقصی باعث شد این ادعای لیکود و نتانیاهو از معنا خالی شود و حتی تبدیل به ضد خود شود.
از سوی دیگر مناسبات نتانیاهو و لیکود با دیگر جناحهای ائتلاف نیز به سمتی رفته که تداوم تعامل این سه جناح با یکدیگر امروز دیگر صرفاً به دلیل نیاز متقابل آنها ممکن است.
در واقع ما شاهد شرایطی هستیم برخلاف سالهای پیشین، همکاری با نتانیاهو برای جناح حریدی و جناح راست افراطی دیگر از جذابیت بالایی برخوردار نیست و تنها به دلیل اینکه این سه جناح تقریباً هیچ انتخاب دیگری برای ائتلافسازی ندارند، مجبور به رعایت تعارفات و مناسبات حسنه هستند.
تکلیف جناح راست افراطی که از قبل روشن بود و تقریباً هیچ یک از احزاب مخالف حاضر به همکاری با آنها در یک ائتلاف نبود و این شرایط امروز به حزب لیکود و احزاب حریدی نیز تسری یافته است. تنها رویش این سالهای حزب لیکود، حزب امید جدید گیدعون ساعر بود که آنهم ریشه در خود لیکود داشت و به این حزب بازگشت.
جناح حریدی و ناکارآمدی سیاسی
در میان این سهگانه وضعیت احزاب حریدی از دیگر جناحها پیچیدهتر است. زیرا دو حزب تشکیل دهنده این جناح در مجموع ۱۸ کرسی در اختیار دارند که رقم نسبتاً زیادی است و انتظار میرود آنها بتوانند سیاستهای مورد نظر خود را به راحتی به اجرا درآورند، ولی شاهد آن بودهایم که چند مورد از مهمترین لوایح مورد نظر حریدیها مسکوت باقی مانده و در میان دو جناح متحد عضو ائتلاف نیز اجماع کافی برای تصویب آنها وجود ندارد.
یکی از مهمترین لوایح مورد نظر حریدیان، تمدید معافیتهای دانشجویان حریدی از خدمت نظامی اجباری است که به دلیل جو سراسری منفی موجود علیه در جامعه صهیونیستی، خود نتانیاهو نیز حاضر نیست پیش از انتخابات ۲۰۲۶ آن را تمدید کند.
دیگر خواسته حریدیان تصویب یک قانون پایهای است برای تعریف امر اشتغال به مطالعه علوم توراتی به عنوان فعالیتی همسنگ خدمت در ارتش است، تا از این طریق فشارهای موجود بر این جناح به طور جدی کاهش یابد.
درحالیکه آریه درعی خواستار تعیین تکلیف این لایحه در چند هفته آینده شده، اما حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری اسموتریچ در بیانیهای صراحتاً با تصویب چنین قانونی مخالفت کرده است. به این ترتیب در نبود (دستکم) رأی مثبت ۷ نماینده حزب مذکور ائتلاف حاکم فاقد ۶۱ رای موافق برای تصویب این قانون است.
در چنین شرایطی رهبران احزاب حریدی از سوی جامعه حریدیان به شدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند و ناتوان خوانده میشوند.
یکی از نمایندگان جناح دگل هاتوراه (بخشی از حزب یهودیت متحد توراه) ضمن تأیید اینکه نارضایتیهای موجود در میان هواداران این جناح باعث شده درخواست برای کنار گذاشته شدن موشه گفنی، از ریاست این فراکسیون افزایش یابد، گفت: «ببینید اسموتریچ با شش کرسی در کرانه باختری چه کرد، و ببینید ما با ۱۸ کرسی حریدی چه اندازه ناکام بودهایم.»
از سوی دیگر آریه درعی نیز به عنوان رهبر حزب شاس با یک بحران محبوبیت جدی روبهروست. او وقتی مطلع شد برخی از دانشجویان حریدی شرکت کننده در مراسم «ریشون لتسیون» حامل پلاکاردهایی علیه او هستند، از حضور در آن خودداری کرد.
جناح راست افراطی و بحران انزوا
از سوی دیگر جناح راست افراطی نیز تحولات مهمی را پشت سر گذاشته است. اولاً همسوییهای اسموتریچ با چند آتشبس در جریان جنگ غزه باعث شد حزب صهیونیسم مذهبی مرکزیت جناح ملی – مذهبی را به حزب قدرت یهودی واگذار کند که در برابر هر دو آتشبس به صورت موقتی از ائتلاف خارج شد.
حزب صهیونیسم مذهبی در عمده نظرسنجیهای معتبر تا پیش از نیمه ماه مه ۲۰۲۶ با حدنصاب ۳.۲۵ درصدی دست به گریبان بود، اکنون کمتر از یک ماه است که در بیشتر نظرسنجیها با ۴ کرسی موفق به تثبیت نسبی حضور خود در کنست شده است. این درحالیست که این حزب در انتخابات پیشین ۷ کرسی به دست آورد و بزرگترین جناح راست افراطی کنست بود. به نظر میرسد از یکسو تلاشهای اسموتریچ برای پرونده الحاق کرانه باختری به رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر نزدیک شدن به زمان انتخابات باعث شده آب رفته اندکی به جوی برای این حزب بازگردد.
وضعیت حزب قدرت یهودی به رهبری ایتامار بن گویر، اما نسبتاً خوب است. این حزب در نظرسنجیها بین ۷ تا ۱۰ کرسی در نوسان است و همانطور که گفته شد موفق شده با مانورهای افراطگرایانهای نظیر تصویب قانون اعدام فلسطینیان متهم به فعالیتهای تروریستی مرکزیت جناح مذکور را به دست بیاورد.
اما مشکل بزرگی که در سراسر این جناح وجود دارد، بحران انزوای شدید است؛ بجز حزب لیکود و احزاب حریدی، تقریباً هیچ حزبی موافق همکاری با این جناح در قالب یک ائتلاف نیست و این به معنای دور افتادن از بخش بزرگی از جامعه صهیونیستی است.
از سوی دیگر با بروز اختلاف میان این جناح با احزاب حریدی این احتمال در حال افزایش است بر سر راه همکاری میان این دو جناح نیز موانعی در آینده پدید بیاید.
مسلم این است که اگر ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو در این مأموریت غیرممکن برای پیروزی در انتخابات پیشرو، شکست بخورد بحرانهای مذکور به صورت جدیتری گریبان احزاب مذکور را خواهد گرفت.
در مجموع، ائتلاف حاکم در سرزمینهای اشغالی با سه بحران همزمان مواجه است: کاهش مشروعیت و محبوبیت سیاسی در جناح راست سنتی، نارضایتی اجتماعی و ناکارآمدی سیاسی در میان احزاب حریدی، و انزوای فزاینده جناح راست افراطی. این وضعیت باعث شده همکاری میان این سه ضلع بیش از گذشته مبتنی بر اجبار سیاسی باشد تا همگرایی واقعی؛ عاملی که میتواند در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ انسجام این ائتلاف را با چالش جدی روبهرو کند.