مردی که از خواهر و برادر همسایه خود کینه داشت، با اسلحه وینچستر میهمانهای آنها را هدف گرفت. یکی از میهمانها کشته و دیگری زخمی شد. جوان آنلاین: روز جمعه، بیست و یکم فروردین ماه امسال، ساکنان یک ساختمان مسکونی در یکی از خیابانهای اطراف جشنواره در تهرانپارس، با صدای شلیک چند گلوله از خانههایشان سراسیمه بیرون آمدند.
دو مرد داخل یکی از آپارتمانهای ساختمان هدف شلیک گلوله قرار گرفتهبودند و خون زیادی از بدنشان خارج میشد.
مردی اسلحه به دست نیز سراسیمه از ساختمان به سرعت فرار کرد. دو مرد و یک زن جوان در تعقیب او بودند، اما موفق به دستگیری مرد مسلح نشدند.
انتقال زخمیها به بیمارستان؛ یک نفر فوت کرد
لحظاتی بعد، تیمی از مأموران پلیس و اورژانس در محل حاضر شدند و دو مرد زخمی را برای درمان به بیمارستان منتقل کردند. تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت که تیم پزشکی به مأموران اعلام کرد، یکی از زخمیها که مرد ۳۵ سالهای به نام پژمان است، بر اثر شدت خونریزی در اتاق عمل به کام مرگ رفته است. نفر دوم با تلاش تیم پزشکی از یک قدمی مرگ به زندگی بازگشته و تحت درمان قرار دارد.
ورود بازپرس ویژه قتل
با اعلام خبر قتل مرد ۳۵ ساله، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات خود را درباره این حادثه خونین آغاز کردند.
میهمانی در خانه خواهر و برادر
بررسیها نشان داد مقتول و مرد زخمی که هر دو پسرخاله هستند، همراه یکی از دوستانشان ساعتی قبل از حادثه، میهمان منزل یک خواهر و برادر در همان ساختمان بودند. هنگام خروج از ساختمان، با یکی از همسایهها که مرد جوانی به نام بهراد است، درگیر شدند و او با شلیک گلوله، یکی را زخمی و دیگری را به قتل رساند.
مرد زخمی (پسرخاله مقتول) که حالش رو به بهبودی است، به مأموران گفت: «پسرخالهام با آن خواهر و برادر دوست بود و از مدتی قبل به خانه آنها رفت و آمد داشت و کارهای انحصار وراثت آنها را انجام میداد. روز حادثه، پسرخالهام از من و دوستش خواست همراه او به خانه آنها برویم. ساعتی آنجا بودیم و درباره حساب و کتاب ارثیه خواهر و برادر با هم صحبت کردند تا اینکه خداحافظی کردیم و از خانه آنها بیرون آمدیم. موتورسیکلت ما داخل پارکینگ بود. پسرخالهام تلفنی از خواهر و برادر خواست با ریموت در پارکینگ را باز کنند تا خارج شویم.»
لحظه حادثه
مرد زخمی ادامه داد: «هنوز لحظاتی نگذشته بود که یک پسر جوان با چاقو از خانهشان بیرون آمد و شروع به فحاشی کرد و گفت ما مزاحم هستیم. عصبانی شدیم و وقتی سه نفری به سمتش رفتیم، فرار کرد و به خانهاش رفت. پژمان زنگ در خانه آنها را زد تا با او صحبت کند. دقایقی بعد، در را باز کرد. تفنگ وینچستری در دست داشت و شلیک کرد. پسرخالهام از ناحیه پا زخمی شد و داخل خانه آنها افتاد. من برای کمک به او داخل خانه رفتم که دوباره شلیک کرد و این بار تیری به شکم من اصابت کرد. هر دو زخمی بودیم. دوستم و خواهر و برادر رسیدند و با او درگیر شدند، اما مرد جوان با شلیک تیر دیگری موفق به فرار شد. ما هر دو برای درمان به بیمارستان منتقل شدیم، اما پسر خالهام خون زیادی از بدنش خارج شدهبود و در نهایت به کام مرگ رفت، اما من از پرتگاه مرگ نجات پیدا کردم. پسر خالهام متأهل بود و یک فرزند خردسال دارد و قاتل فرزند او را یتیم کرد. ما اصلاً او را نمیشناختیم و با او اختلافی نداشتیم و از او شکایت داریم.»
روایت خواهر و برادر
تیم جنایی در ادامه تحقیقات به سراغ خواهر و برادری رفتند که مقتول و پسرخالهاش میهمان آنها بودند. یکی از آنها به مأموران گفت: «من و برادرم به سفرهخانه سنتی رفت و آمد داشتیم و در آنجا با پژمان آشنا شدیم. آشنایی ما ادامه داشت تا اینکه پدرمان فوت کرد و تصمیم گرفتیم ارثیه را تقسیم کنیم. از آنجایی که پژمان قبلاً این کار را انجام داده بود و در کار انحصار وراثت آشنایی داشت، قرار شد به ما کمک کند. او چند بار به خانه ما آمده بود. روز حادثه هم از او خواستیم برای حساب و کتاب ارثیه به خانه ما بیاید و به ما کمک کند.» وی ادامه داد: «پژمان همراه پسرخاله و یکی از دوستانش ساعتی میهمان ما بودند تا اینکه تصمیم گرفتند از خانه ما خارج شوند. داخل پارکینگ با یکی از همسایهها به نام بهراد درگیر شدند. بهراد از قبل هم با ما اختلاف داشت و روز حادثه، میهمانهای ما را با شلیک گلوله زخمی و به قتل رساند.»
قاتل خود را معرفی کرد
با به دست آمدن این اطلاعات، بهراد به عنوان قاتل تحت تعقیب قرار گرفت. جستوجو برای دستگیری قاتل فراری ادامه داشت که متهم خودش به اداره پلیس رفت و خود را معرفی کرد.
انگیزه؛ اختلافات همسایگی
متهم در بازجوییهای ابتدایی ادعا کرد که وقتی با سه مرد جوان در پارکینگ روبهرو شده، تصور کرده آنها سارق و خفتگیر هستند و به همین خاطر با اسلحه به سمت آنها شلیک کردهاست، اما در نهایت دیروز انگیزه واقعی حادثه خونین را فاش کرد. وی گفت: «روز حادثه، ابتدا فکر کردم سه مرد جوان خفتگیر و سارق هستند و به همین دلیل با چاقو به پارکینگ رفتم تا آنها را بترسانم، اما وقتی به سمت من حمله کردند، از ترس به خانهمان فرار کردم. داخل خانه متوجه شدم که آنها میهمان آن خواهر و برادر هستند. من با آن برادر و خواهر مدتی است اختلاف دارم. اختلافات ما از شارژ ساختمان گرفته تا رفت و آمد میهمانها و حتی جاکفشی است. آن روز وقتی میهمانهای آنها اصرار داشتند من از خانه بیرون بیایم، برای اینکه آنها را بترسانم و زهرچشمی از خواهر و برادر بگیرم، اسلحه وینچسترم را برداشتم و به سمت آنها تیراندازی کردم. قصد قتل نداشتم. پس از حادثه فرار کردم تا اینکه فهمیدم یکی از آنها به قتل رسیده و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.»