دفاع پاریسنژرمن از عنوان قهرمانی خود در اروپا کار بزرگی بود و در فوتبال مدرن میتوان روی آن بحث کرد. شیوه بازی تیم لوئیز انریکه به یک برند تبدیل شده و بسیاری از تیمها آرزوی داشتن این برند را دارند؛ انعطاف تاکتیکی، مهاجمانی که با هر دو پای خود قدرت شوتزنی دارند، بازیکنانی که ضمن مهار مهاجمان حریف بازی را آرام کنند، خلاق باشند و در بهترین زمان قفل بازی را بشکنند. شاید آرسنال قهرمان لیگبرتر که مغلوب پاریسنژرمن شد یک استثنا باشد، اما این مفاهیم و فاکتورها لازمه فوتبال مدرن در سطح اروپا هستند. اکثر مربیان رؤیای رسیدن به این سطح و فاکتورها را دارند. شرایط پاریسنژرمن در این فصل خاص بود. همانطور که لوئیز انریکه گفت پاریسیها به دلیل حضور در جامجهانی باشگاهها فرصت آمادهسازی پیشفصل را از دست دادند. در نتیجه ماههای ابتدایی فصل برایشان حکم آمادهسازی را داشت. انگار نه انگار که تابستان گذشته پاریسنژرمن بهسختی توانست از شکست برابر تاتنهام پیروزی بسازد و قهرمان سوپرکاپ اروپا شود و برای صعود به مرحله حذفی لیگقهرمانان به پلیآف تبعید شد. البته آنها در لیگی ۱۸ تیمی (لوشامپیونه) و با بالاترین بودجه بازی میکنند و نیازی ندارند همیشه در اوج باشند. با اینحال باید عملکرد لوئیز انریکه را ستود، چراکه اگر در لالیگا یا لیگبرتر بازی میکردند، بازیها همیشه در بالاترین سطح برگزار میشد و آنها همیشه آماده رقابت در بالاترین سطح اروپا قرار داشتند. از طرفی داشتن مربی که اصلاً به فکر و نظر رسانهها، هواداران و مدیران باشگاه اهمیت ندهد و کاملاً به تصمیماتش اعتماد داشته باشد هم در نوع خود عجیب است. تغییر رویکرد باشگاه و عبور از دوران سوپراستارهایی، چون مسی، نیمار و امباپه و فرصت دادن به نسل جوان فقط فوتبالی نبود؛ کاهش هزینهها نیز در این مسئله تأثیر داشت. این فرصت نصیب لوئیز انریکه شد تا کارش را شروع کند. درحالیکه تصور پیاده کردن چنین پروژهای در بایرنمونیخ، لیورپول و حتی رئالمادرید هم سخت است. پیاسجی حالا استاندارد طلایی فوتبال بهحساب میآید و علاوه بر ستایش این تیم، میتوان از مسیر پیشرفت آنها نیز درس گرفت. در دنیایی که دائماً در حال تغییر است و آینده قابل پیشبینی نیست، پیاسجی به مسیر موفقیتی که خلق کرده ادامه میدهد.