سخنرانی پهلوی در اوکراین بیشتر از آنکه حتی شبیه یک اعلامیه برای ابراز وجود دوباره باشد جوان آنلاین: سخنرانی پهلوی در اوکراین بیشتر از آنکه حتی شبیه یک اعلامیه برای ابراز وجود دوباره باشد، بیشتر به منظور دستآویز شدن به اوکراینِ زلنسکی برای رهایی از نقشی است که امریکا به آن نداد، چراکه وی حتی سخنران اصلی نشست امنیتی دریای سیاه هم به شمار نمیآید و در یک محیط حاشیهای مجبور به سخنرانی شد.
سخنرانیهای دومینووار وی که از بعد جنگ شدت گرفته، نشان میدهد که پهلوی برای فرار از حاشیهنشینی و موقعیت تحقیرآمیزی که غرب در دوران جنگ برای وی به وجود آورد، تلاش میکند که با کمک دیگران خود را مطرح کند. هر چند که به موازات سلسله سخنرانیهایش، موفقیتهایش هم کاهش یافته و ضریبدهی رسانههای غربی به آن به شدت کمرنگ شده است. با وجود آنکه وی خود را لیدر جریان معارض ایران میداند، اما رفتار سراسر حقارتبار امریکا و شخص ترامپ نشان میدهد که وی تنها یک عروسک خیمهشببازی است که بدون استقلال فکری از گفتار و رفتار دیکته شده غربیها تبعیت میکند، درست همانند زلنسکی که با افتادن در دام طراحی شده غرب، مردم و کشورش را قربانی جنگی کرد که با هر نتیجهای نهایتاً فقط به سود و انتفاع هرچه بیشتر ناتو تمام خواهد شد. به عنوان نمونه، سفر زلنسکی به امریکا به وضوح حقارت و ضعف اوکراین را نشان داد که در آن، رئیسجمهور و معاونش (جیدی ونس) او را به صورت علنی و در حضور رسانهها تحقیر کردند. اکنون پهلوی نیز به طور محقرانه از همین الگو پیروی میکند و مردم و کشور ایران را قربانی اهداف شوم امریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی میکند، بیآنکه حتی کوچکترین عوایدی نصیبش شود. او در این سخنرانی، تداوم جنگ و در حقیقت نابودی کشور را «یک سود صلح با ابعاد تاریخی برای اروپا، برای منطقه دریای سیاه، برای خاورمیانه و بقیه جهان ایجاد میکند» خواند.
با وجود این، اما آنها از نظر وطندوستی در مقابل هم قرار دارند، پهلوی برخلاف زلنسکی، از کشتار مردم ایران حمایت کرده و از آن ابراز خرسندی میکند.
در حالی که پهلوی با نقشآفرینیهای جعلی تلاش میکند که رؤیای رهبر بودن جریان مزدور پس از فردای جمهوری اسلامی را در سخنرانیهایش محقق کند، ترامپ بارها بعد از جنگ به یک گزینه از داخل ایران تأکید کرده و در این مورد گفته است: «درباره رضا پهلوی حرف میزنند، اما میدانم، او سالها و سالهاست که آنجا [ایران]نبوده است.» در واقع، حتی ترامپ هم به پهلویها فکر نمیکند، چه برسد که روی آن سرمایهگذاری کند.
پیش از آن نیز در جریان برگزاری نشست امنیتی مونیخ، وقتی «کریستین امانپور»، خبرنگار مشهور ایرانی- انگلیسی از «لیندسی گراهام»، سناتور افراطی جمهوریخواه امریکایی در مقابل چشم همه حاضران در نشست مونیخ پرسید که «آیا از رضا پهلوی حمایت میکنید؟»، این سناتور امریکایی قاطعانه پاسخ داد: «نه!»
به نظر میآید، با وجود آنکه سلطنتطلبان در تجمعات خود در خارج کشور با در دست گرفتن پرچمهای رژیم اسرائیل از امریکا درخواست حمله به ایران را داشتند، اما هیچکدام از اقداماتشان نظر ترامپ را جلب نکرده است.
سلسله حقارتهای پهلویتبارها و طرفدارانش البته تمامی ندارد. با وجود پمپاژ خبری و جنجالهای رسانهای در مورد سخنرانی وی در پارلمان سوئد، اما وی در یک اتاق کوچک حاشیهای و در روز تعطیل تنها برای چند نماینده مرتبط با احزاب راستگرا سخنرانی کرد که نهایتاً این رویداد با اعتراض گسترده سوئدیها همراه شد و دفتر ریاست پارلمان اعلام کرد که این برنامه توسط پارلمان سازماندهی نشده و تنها یک «برنامه حزبی» بوده است.
ادامه این تحقیرها در برلین اتفاق افتاد. در کنفرانس خبریاش با انتقاد شدید خبرنگاران روبهرو شد، یک معترض سس قرمز به سمتش پاشید و او دستمایه تمسخر در شبکههای اجتماعی شد و همزمان نیز دولت فدرال آلمان رسماً دیدار با او را رد کرد.
اما مهمترین عامل حقارت پهلوی، خودفروختگی و خیانت وی به مردم و کشورش است. او همانند پدرش یک جنایتکار تاریخ ایران است که با همکاری دشمنان، دستش به خون بسیاری از ایرانیها آلوده است. کسی که علناً درخواست حمله نظامی به ایران کرد، مرتب از آن دفاع نمود و از عاملان تخریب زیرساختهای کشور تقدیر کرد، ثابت میکند که نه تنها هیچ هویت ایرانیای ندارد، بلکه دشمن قسمخورده مردم و منافع ملی ایران است. وی در تازهترین لفاظیهای خود گفته است: «مردم حمله به زیرساختهای رژیم را جشن گرفتند و خیابانها را به نام ترامپ نامگذاری کردند.»
سفرهای پرسروصدای پهلوی به اوکراین و دیگر نقاط، تصویر یک چهره منزوی و وابسته را در برابر دیدگان جهانیان به نمایش میگذارد که با ایرانیکشی و حمایت از تخریب زیرساختها و منابع حیاتی مردم، در جستوجوی هویتی بینالمللی نزد جنایتکاران است.
البته او فقط حمایت از جنایت را در برنامه خود ندارد و به طور مستقیم در آشوبهای خیابانی با حمایت از مزدورانش، مردم را به خاک و خون میکشد.
همانطور که با گارد جاویدان، یا همان مزدوران مسلح آموزشدیده موساد در خیابانهای کشور، جان ایرانیان بیگناه را قربانی اهداف شوم خود میکند. رضا پهلوی با فراخوانهای مکرر خود به این گروههای مخفی و آموزشدیده، عملاً دستور ضربه زدن به زیرساختها و نیروهای داخل ایران را صادر کرده و با این کار، زمینه را برای ناامنی بیشتر، خونریزی و تضعیف ملت ایران فراهم آورده است. همانطور که کارشناس بیبیسی در وصف وی گفت: «شخص رضا پهلوی متهم اصلی وقایع دیماه است و در آن کشتار وحشتناک مسئولیت دارد، مگر ترامپ و نتانیاهو بنیاد خیریه درست کردهاند که به فکر مردم ایران باشند؟!»
ابراز دوباره این تمایلات در سخنرانی وی در اودسا هم رقم خورد. وی در سخنرانی خود به صراحت از اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران دفاع کرد و خواستار تشدید فشار حداکثری علیه مردم شد.
رضا پهلوی در سالهای اخیر و بهویژه در جنگ، در بسیاری از اظهاراتش کوشیده است برای جلب نظر غربیها، پیشاپیش به همه خواستههایی که از ایران دارند پاسخ مثبت دهد، اما هیچ یک از اظهارات و اقدامات رضا پهلوی کارساز نبوده و صرفاً بهعنوان یک مهره برای امریکا و غرب ایفای نقش کرده است.
هیچ خائنی در دنیا برای کارفرمایانش اعتباری نداشته و پهلوی نیز همانند سایر خائنان همچون پدرش در انزوا و ناکامی مطلق، به سرنوشت شومی دچار خواهند شد و به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست.