طی بیش از دو ماه گذشته، بارها ترامپ اولتیماتومهای شدید و بیسابقه درباره باز کردن تنگه هرمز علیه ایران صادر کرده است؛ به خصوص که گفته بود اگر تنگه هرمز بازگشایی نشود، امریکا زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار خواهد داد. چراکه در بیش از دو ماه جنگ تمامعیار امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، علاوه بر ناکامی در تحقق اهداف و خوردن ضربات سهمگین از نیروهای مسلح ایران و نابودی پایگاههای نظامیاش در منطقه، تنگه هرمز و خلیج فارس را نیز از دست داده و جمهوری اسلامی ایران با کنار گذاشتن ملاحظات سابق به اعمال حاکمیت در تنگه هرمز پرداخته و حق حاکمیت تاریخی خود را بر این تنگه و دریا بازیابی کرده است. این موفقیت ایران باعث شده که علاوه بر مضحکه شدن رئیسجمهور این کشور در جهان و اثبات و نمایان شدن افول شدید هژمونیک امریکا، فشار سیاسی و اجتماعی سنگینی در داخل به دولت امریکا وارد شود. شدت ماجرا و ضربهای که هژمونی امریکا در آن خورده به حدی است که ترامپ بارها از کشورهای جهان برای بازگشایی تنگه هرمز استمداد طلبیده و ناوگان پنجم کشورش که سالها خود را پلیس خلیج فارس مینامید، اکنون در فاصلهای امن از آبهای تنگه هرمز لنگر انداخته و جرئت نزدیک شدن به منطقه را ندارد و در مواردی هم که نزدیک شده و تلاش کرده تنگه هرمز را بازگشایی کند، ضربات قابل توجهی خورده و عقب نشسته است. تنگه هرمز سومین تنگه پرتردد جهان و یکی از بزرگترین مسیرهای انتقال انرژی در دنیاست. هر دولتی که این تنگه را در اختیار داشته باشد، بر مقدرات کل منطقه حاکم خواهد بود. اهمیت این تنگه، فراتر از بازار انرژی، از منظر رقابت جهانی چین و امریکا نیز قابل توجه است. تسلط کامل امریکا بر تنگه هرمز، چین را دچار وابستگی انرژی به امریکا و محاصره ژئوپلیتیکی میکرد، اما اکنون پکن برای تأمین امنیت عبور کشتیهای خود ناچار به تعامل مستقیم با تهران است و این یعنی ایران به یکی از بازیگران کلیدی در معادله رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده که علاوه بر تعیین قیمت جهانی انرژی، از ابزار کافی برای ایجاد تعادل بین قدرتهای جهانی برخوردار است.
اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک تنگه هرمز صرفاً برای امروز نیست و تاریخ نشان میدهد دست استعمار بارها بر منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز دراز شده، اما اختیار تنگه در بلندمدت از دست ایرانیان خارج نشده است. در طی قرون متعدد، حکومتهای استعمارگر با حمله به جنوب ایران، سعی در به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز داشتهاند. در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، تنگه هرمز به میدان رقابت قدرتهای استعماری اروپا تبدیل شد. پرتغالیها در سال ۱۵۰۷ جزیره هرمز را اشغال کردند و با ساخت دژهای نظامی، کنترل این آبراه را در دست گرفتند. این اشغال تا سال ۱۶۲۲ ادامه داشت. در نهایت، نیروهای صفوی ایران موفق به بازپسگیری جزیره شدند و شاه عباس کبیر پس از این پیروزی، کانون تجاری را از هرمز به گمبرون منتقل کرد و نام آن را به بندرعباس تغییر داد. اما بعد از مدتی استعمارگر جدیدی جایگزین شد. بریتانیا با ناوگان موسوم به «پلیس جنوب»، تلاش کرد سلطه خود را تثبیت کند و در دوران قاجار آنچنان بر بندر بوشهر تسلط یافتند که ۹ کنسولگری فعال در این شهر تأسیس کردند. اما در اوایل قرن بیستم، رئیسعلی دلواری و یاران دلیرش از تنگستان، قیامی تاریخی برپا کردند. بریتانیا با توپخانه پیشرفته و ناوگان جنگی به روستاهای ساحلی یورش میبرد، اما این دلیرمردان با تفنگهای قدیمی و ایمانی راسخ، در برابر مدرنترین تجهیزات ایستادند. رئیسعلی دلواری به شهادت رسید، اما پیام حماسه او و یارانش در تاریخ ایران جاودانه ماند که خلیج فارس از آن ایرانیان است و هیچ بیگانهای حق حضور در آن را ندارد. با این حال علیرغم این جانفشانیها در طول تاریخ، تنگه هرمز و خلیج فارس بارها اشغال شده و از دسترس ایرانیان برای مدتی خارج میشده، ولی بعد از انقلاب اسلامی با توسعه قدرت ملی ایرانیان، سرنوشت این تنگه و خلیج همیشه فارس در دستان توانمند ایرانیان قرار گرفته است.
تمام این جانفشانیهای تاریخی، از نبرد هرمز تا حماسه دلیرمردان تنگستان، در نهایت بعد از انقلاب اسلامی به نقطه عطفی بزرگ منتهی شد. چراکه انقلاب اسلامی بود که این اراده پراکنده مردمی را در قالب یک قدرت متمرکز و هوشمند سامان داد و شعار «نه شرقی، نه غربی» را به معنای واقعی بر پهنه خلیج فارس حاکم کرد. پیش از انقلاب، خلیج فارس عملاً یک «دریاچه ناتو» بود؛ نیروهای نظامی امریکا در بحرین مستقر بودند، ناوگان پنجم بلامنازع تردد میکرد و قراردادهای یکطرفه استعماری، جزایر و آبهای جنوب را تحت نفوذ بیگانگان قرار داده بود.
در جریان هشت سال دفاع مقدس، تنگه هرمز شاهد تنشهای متعددی بود. اما در نهایت ایران همیشه تسلط خود را بر این آبراه حفظ کرد. در هشت سال دفاع مقدس، با وجود آنکه صدام از پشتیبانی ۵۰ کشور برخوردار بود و ناوگان امریکا مستقیماً وارد درگیری با ایران شد، ایران نه تنها تسلط خود بر تنگه را از دست نداد، بلکه تجربیات بینظیری در دفاع دریایی کسب کرد. جنگ نفتکشها، عملیاتهای آفندی و پدافند ساحلی، نیروهای مسلح ایران را به یک قدرت بازدارنده تبدیل کرد. اما آنچه در آن سالها به دست نیامد، اعمال حاکمیت کامل و بدون مناقشه بر تنگه هرمز بود که امروز حماقت امریکاییها در تهاجم به ایران، زمینه تحقق آن را فراهم کرده است. رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، سالها بر ضرورت «بازدارندگی فعال دریایی» تأکید داشتند و امروز که ناوگان پنجم امریکا جرئت ورود به تنگه هرمز را ندارد، همه میبینند که این رهنمودهای راهبردی چقدر دقیق و زمانشناسانه بوده است. اقدامات و تأکیدات مکرر رهبری بر توانمندسازی نیروهای مسلح، بهویژه نیروی دریایی و بر لزوم بیرون راندن بیگانگان از منطقه، امروز به ثمر نشسته و خلیج فارس را به جایگاه حقیقی خود بازگردانده است.
از نبرد هرمز با پرتغالیها در قرن هفدهم، تا ایستادگی رئیسعلی دلواری در برابر توپخانه بریتانیا، تا هشت سال دفاع مقدس و تا امروز که ناوگان عظیم امریکا در برابر اراده ایران زانو زده است، یک حقیقت بر تارک تاریخ نقش بسته است: ملت ایران هرگز سلطه بیگانه بر خلیج همیشه فارس را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. جنگ اخیر که ادامه مقاومت ملت ایران و مرحلهای از رشد انقلاب اسلامی است نشان داد که ایران اکنون نه یک بازیگر محلی، نه یک قدرت متوسط، بلکه صاحبخانه تاریخی و بیمنازع خلیج همیشه فارس و یک ابرقدرت جهانی با تسلط بر یکی از مهمترین نقاط استراتژیک جهان است که از آنِ مردمانی است که، چون دلیرمردان هرمز، رئیسعلی دلواری و سردارانی، چون تنگسیری، برای یک وجب از خاک و آب جنوب خود، تا پای جان ایستادهاند و خواهند ایستاد و این عزت امروز، مرهون رهنمودها و ایستادگی رهبرانی انقلابی و وطندوست است که هیچگاه سلطه بیگانه بر این آب و خاک را نپذیرفتند.