جوان آنلاین: در جنگها خبرنگاران فقط ناظران و گزارشگران رویدادها نیستند؛ آنها یکی از بازیگران اصلی میدان به شمار میروند. با دوربین و قلم خود روایتها را میسازند، افکار عمومی را جهت میدهند و حقیقت را از دل آشوب و آتش بیرون میکشند. در یک جنگ تمامعیار، ارزش یک خبرنگار در خط مقدم، گاه از یک لشکر هم بیشتر است؛ چون او است که تصویر مقاومت، پیروزی، شکست یا ناامیدی را مخابره میکند. در عین حال در هجمه امریکایی - صهیونی به ایران عزیز، خبرنگاران (چه در رسانههای رسمی و چه خبرنگاران آزاد) به یکی از حساسترین و درعینحال آسیبپذیرترین گروههای حرفهای تبدیل شدهاند.
در هجمه امریکایی - صهیونی به ایران عزیز خبرنگاران نه تنها از خطرات فیزیکی جنگ و درگیریها در امان نبودهاند، بلکه با لایههای پیچیدهای از محدودیتهای ارتباطی، تهدیدات شغلی و نبود حمایتهای صنفی هم مواجه بودهاند که حرفهایگری و تابآوری آنها هدف قرار دادهاست. در دو جنگ اخیر، دهها خبرنگار حرفهای بدون هیچ مرجع اعتراضی، از رسانهها کنار گذاشته شدند. برخی رسانهها قراردادهای ثابت را به حقالتحریر تبدیل کردند و برخی دیگر، نیروهای کارآموز را با دستمزد ناچیز جایگزین نیروهای باتجربه ساختند. در کنار این بیثباتی شغلی، محدودیتهای شدید ارتباطی همچون قطعی مکرر اینترنت و سقف پایین بارگذاری در پیامرسانهای داخلی، ارسال گزارشهای فوری را به کاری طاقتفرسا تبدیل کردهاست. افزون بر این، هیچ صندوق حمایتی برای خبرنگاران آسیبدیده (جسمی یا روانی) وجود ندارد و حمایت معیشتی و روانی معنایی پیدا نمیکند. خلاصه آنکه هجوم امریکایی- صهیونی نشان داد که باز هم مشابه تجربههای سالهای گذشته، ساختارهای بدیل حمایتگر از خبرنگاران در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و گروههای صنفی، تحقق اهداف حمایتی از خبرنگاران را ناکام گذاشتهاند.
در چنین وضعیتی که حمایت از حقوق خبرنگاران بدون متولی مانده و فشار مضاعفی بر آنها تحمیل شدهاست، پرسش کلیدی این است: اگر یک حامی وجود داشت، در چه ابعادی میتوانست به کمک خبرنگاران بیاید و از بروز این همه مشکل جلوگیری کند؟ بررسیها نشان میدهد، خبرنگاران دستکم در هفت حوزه کلیدی نیازمند سازماندهی و حمایت هستند که یک حلقه مفقوده متمرکز آنها پیگیری کرده و اجرایی سازد.
اول، نظام رتبهبندی و اعتباربخشی تخصصی: در شرایط جنگ، فرستادن یک خبرنگار بدون صلاحیت به منطقه حادثه، هم برای خودش خطرناک است و هم به کیفیت اطلاعرسانی آسیب میزند. سازمان نظام خبرنگاری با طراحی «نظام رتبهبندی و صلاحیت حرفهای»، خبرنگاران را بر اساس تخصص موضوعی (خبرنگار بحران، خبرنگار جنگ، خبرنگار ورزشی و خبرنگار سلامت) دستهبندی میکند و گواهیهای تخصصی صادر مینماید. در این صورت رسانهها هنگام اعزام به مناطق حادثه، موظف میشدند تنها از خبرنگارانی استفاده کنند که حداقل رتبه «خبرنگار بحران» را دریافت کردهاند.
دوم، مقابله با اخراجهای خودسرانه و تضمین امنیت شغلی: یکی از کارکردهای اصلی هر سازمان نظام حرفهای، نظارت بر روابط کاری و جلوگیری از اخراجهای غیرقانونی و غیرحرفهای است. سازمان نظام خبرنگاری با تشکیل «هیئت حل اختلاف کار حرفهای» از اخراج خبرنگاران بدون دلیل موجه جلوگیری کرده و در موارد غیرموجه رأی به بازگشت به کار یا دریافت غرامت صادر کند. امروز چنین مرجعی وجود ندارد. خبرنگاری که در میانه جنگ از رسانهای اخراج میشود، یا باید سکوت کند و برود، یا وارد یک دعوای حقوقی طولانی و پرهزینه شود که در عمل هیچ تضمینی برای موفقیت ندارد. این خلأ، عملاً یک تهدید همیشگی بالای سر همه خبرنگاران است.
سوم: توزیع عادلانه و شفاف یارانه و امکانات ویژه: توزیع امکانات فنی ویژه (سیمکارت سفید) و یارانهها بخصوص در شرایط جنگ به شکلی غیرسازمان یافته و غیرشفاف توزیع میشوند. سازمان نظام خبرنگاری با احراز هویت حرفهای میتوانست هم این امکانات را شفاف و عادلانه توزیع کند و هم با بازطراحی نظام یارانه، سهم مستقیمی به خبرنگاران (با توجه به شرایط بحرانی) بدهد.
چهارم، استانداردسازی و تقویت حمایتهای ارتباطی و فنی: همواره و ضرورتاً در شرایط جنگی خبرنگاران هم به یک بستر امن و اختصاصی برای انتقال اطلاعات نیاز دارند (بستری با امنیت بالا و رمزنگاری شده) و هم به استانداردسازی بسترهای داخلی موجود (سقف بارگذاری بالا، پهنای باند اولویتدار). سازمان نظام خبرنگاری با تعاملات خود با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، اپراتورهای ارتباطی و پیامرسانهای اجتماعی زمینه ایجاد این حمایتها را میتواند فراهم کند، اما الان در شرایط جنگی فعلی خبرنگار در سردرگمی میان ابزارهای ناامن خارجی [در صورت دسترسی به سیمکارت سفید]و یامحدود داخلی گیر افتاده و کیفیت و سرعت انتشار روایت اول را از دست دادهاست.
پنجم، تفکیک تخلفات حرفهای از جرائم عمومی و ایجاد مرجع رسیدگی صنفی: شاید مهمترین کارکرد سازمان نظام حرفهای، ایجاد «دادگاه انتظامی» یا «هیئت رسیدگی به تخلفات صنفی» باشد. بسیاری از اشتباهات خبرنگاران در شرایط عادی و علی الخصوص در بحران (مانند انتشار خبر نادرست به دلیل عجله، عدم تخصص به واسطه نبود نظام رتبه بندی و اعتباربخشی، یا نقض منشور اخلاقی) تخلف حرفهای است، نه جرم عمومی، اما در نبود یک مرجع صنفی، همین تخلفات مستقیماً وارد دادگاههای کیفری میشود و خبرنگار به جای توبیخ حرفهای، با پیگرد قضایی مواجه میگردد. سازمان نظام خبرنگاری میتوانست این موارد را در سطح صنفی بررسی کند و مجازاتهای متناسب صادر کند و تنها مواردی را که واقعاً جنبه کیفری دارند به قوه قضائیه ارجاع دهد. امروز، این تفکیک انجام نمیشود و خبرنگاران در ترس دائمی از پیگرد قضایی کار میکنند.
ششم، صندوق حمایت مالی و معیشتی (بیکاری در شرایط بحران، غرامت و وامهای اضطراری): در جنگ، اقتصاد رسانهها به شدت تأثیر میپذیرد و در معرض آسیبهای جدی قرار میگیرد. در دوره جنگ، ممکن است، رسانهها خبرنگاران خود را تعلیق یا اخراج کنند که در جنگ رمضان اخبار اخراج خبرنگاران به مراتب به گوش میرسید. یک صندوق حمایتی پایدار که از محل حق عضویت، یارانههای دولتی و کمکهای مردمی تغذیه میشود، میتواند، از خبرنگاران یا حتی رسانهها در مقابل بحران اقتصادی حمایت کند.
هفتم، حمایت همهجانبه (حقوقی، روانی و آموزشی) از خبرنگاران: در همه شرایط و به صورت خاص در شرایط جنگی، خبرنگاران هم از حیث حقوقی (احضار، بازداشت، شکایت) و هم از حیث روانی (استرس، تروما) در معرض آسیبهای جدی قرار دارند. سازمان نظام خبرنگاری با دو بال حمایتی مشاوره حقوقی و روانشناسی میتواند یک سازمان حمایتی همه جانبه باشد. «واحد پشتیبانی حقوقی» با قرارداد با وکلای تخصصی حقوق رسانه، برای مشاوره فوری و اعزام وکیل در ساعات اولیه هر رویداد حقوقی. در کنار صندوق حمایت از خبرنگاران برای پوشش هزینههای حقوقی، درمانی و معیشتی آسیبدیدگان و «مرکز آموزش و توانمندسازی» برای برگزاری دورههای پیش از بحران (اصول پوشش خبری در جنگ، مدیریت استرس در خط مقدم، کمکهای اولیه روانی، قوانین بشردوستانه بینالمللی) و جلسات مشاوره روانشناختی پس از بازگشت از مأموریت برای کاهش عوارض استرس و اضطراب.
در نهایت آنکه، هجمه امریکایی - صهیونی علیه ایران، نقاط ضعف ساختاری نظام حمایت از خبرنگاران را با شدت بیشتری آشکار کردهاست. مشکلاتی مانند نبود نظام رتبهبندی و اعتباربخشی تخصصی به خبرنگاران، نبود سازوکار مقابله با اخراجهای خودسرانه و تضمین امنیت شغلی در جنگ، توزیع غیر شفاف امکانات ویژه، نبود حمایتهای ارتباطی و فنی برای خبرنگاران، درهمآمیختگی رسیدگی به تخلفات و جرائم در حوزه خبرنگاری، نبود صندوق حمایت مالی و معیشتی و سازوکارهای حمایتی حقوقی و مشاورهای، به نظر میرسد همه و همه ناشی از یک خلأ اصلیاند، نبود یک سازمان نظام حرفهای خبرنگاری با پشتوانه قانونی. این سازمان میتواند بهعنوان یک حلقه واسط و مکمل باشد؛ کارهای تخصصی و صنفی را از دوش دولت بردارد و همزمان، با استانداردسازی فعالیت حرفهای پناهگاهی مطمئن برای خبرنگاران در برابر تمام این تهدیدها ایجاد کند.
*پژوهشگر حوزه رسانه