اظهارات اخیر سفیر آمریکا در بیروت موجی از واکنشهای انتقادی در محافل سیاسی و رسانهای لبنان برانگیخته است؛ اظهاراتی که به گفته منتقدان، از چارچوبهای معمول دیپلماتیک فراتر رفته و بار دیگر گفتمان شکافزای داخلی را احیا میکند. جوان آنلاین: روزنامه «الأخبار» در گزارشی تحلیلی به بررسی عملکرد میشل عیسی، سفیر آمریکا در لبنان پرداخته و او را نمونهای متفاوت از مأموریت دیپلماتیک کلاسیک توصیف کرده است؛ بهگونهای که نقش او صرفاً در حد نمایندگی سیاسی کشورش محدود نمیماند، بلکه با زمینههای شخصی و روایتهایی مرتبط با حافظه جنگ داخلی لبنان درهم میآمیزد؛ موضوعی که بر گفتار و مواضع او اثر گذاشته است.
به گزارش ایرنا، سفیر آمریکا در لبنان روز دوشنبه پس از دیداری که در شهر «بکرکی» با «مار بشاره پترس الراعی» اسقف مارونیهای لبنان داشت، گفت: «اگر ژوزف عون، رئیس جمهور لبنان به واشنگتن برود و خواستههای لبنان را در حضور ترامپ به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل مطرح کند، به معنای امتیازدهی یا زیان نیست، نتانیاهو هیولا نیست. او یک مذاکرهکننده درجه ۲ است.»
عیسی در ادامه نیز مدعی شد: «اگر عون به آمریکا برود، خواستههای لبنان را که مهمترین آنها حفظ و بازگشت هر وجب از خاک لبنان است، مطرح خواهد کرد، خواسته حزبالله این است که خاک لبنان به لبنان بازگردد، اسرائیل هم میگوید یک وجب از لبنان را نمیخواهد و به دنبال صلح است، اما حزبالله پس از آن دیگر وجود نداشته باشد و اگر هم هست، متحدی نداشته باشد.»
در گزارش الاخبار در این باره آمده است که عیسی برخلاف عرف رایج دیپلماتیک، رفتاری مبتنی بر واکنشهای شخصی و احساسی از خود نشان میدهد و در برخی موارد، به جای مدیریت پروندههای جاری، درگیر بازخوانی گذشتههای مناقشهبرانگیز میشود.
در همین چارچوب، به روایتی اشاره شده است که بر اساس آن، او در نخستین دیدار خود با یکی از سیاستمداران لبنانی گفته است: «شما در جنگ جبل، بستگان مرا کشتید»؛ جملهای که به عنوان نشانهای از درآمیختن تجربه شخصی با مسئولیت رسمی تفسیر شده است.
به نوشته این تحلیل، بخش قابل توجهی از طبقه سیاسی لبنان بر این باور است که عملکرد سفیر آمریکا در سطح استانداردهای لازم دیپلماتیک قرار ندارد؛ نه تنها به دلیل مواضع سیاسی، بلکه به علت شیوه مواجهه او با موضوعات حساس داخلی لبنان.
این گزارش همچنین به اظهارات اخیر او پس از دیدار با بشاره الراعی، رهبر کلیسای مارونی لبنان اشاره کرده و آن را خروجی آشکار از قواعد دیپلماسی ارزیابی کرده و نوشته است این مواضع صرفاً لغزش زبانی نیست، بلکه حامل یک گفتمان سیاسی منسجم با رویکردی طردکننده است.
در ادامه، به عبارتی منسوب به سفیر اشاره شده که مضمون آن دعوت برخی گروهها به «یافتن کشور دیگر برای زندگی» است؛ عبارتی که به گفته نویسنده، نه یک خطای لفظی، بلکه بیانگر رویکردی مبتنی بر تفکیک و حذف سیاسی است؛ رویکردی که به صورت مستقیم با مفهوم شهروندی در جامعه متکثر لبنان در تضاد قرار میگیرد.
چنین گفتمانی، شباهتهایی با ادبیات جریانهای سیاسی لبنانی دارای گرایشهای انحصارطلبانه تاریخی دارد که لبنان را ملک اختصاصی یک گروه خاص میدانستند.
به باور نویسنده، تفاوت در اینجا است که این نوع نگاه، این بار از سوی نماینده یک کشور خارجی مطرح میشود که باید نسبت به حساسیتهای ساختار اجتماعی لبنان آگاه باشد.
این گزارش هشدار میدهد که تبدیل اختلاف سیاسی به معیار تعلق یا عدم تعلق، پیامدهای خطرناکی دارد؛ زیرا اختلاف را از یک عنصر طبیعی در زندگی دموکراتیک، به ابزار حذف و طرد تبدیل میکند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که چنین ادبیاتی، مفهوم همزیستی را از درون تهی میکند؛ زیرا به جای مدیریت تفاوتها، آن را به معیار پذیرش یا رد افراد تبدیل میکند.
این مقاله همچنین نسبت به پیامدهای سیاسی و اجتماعی چنین مواضعی هشدار داده و تأکید میکند که صدور این نوع اظهارات از سوی یک مقام دیپلماتیک خارجی میتواند به تشدید فضای تنش داخلی کمک کرده و به بازتولید خطوط شکاف تاریخی در لبنان مشروعیت غیرمستقیم بدهد.
در نتیجه آنچه از میشل عیسی صادر شده، در چارچوب دیپلماسی متعارف قابل تفسیر نیست، بلکه بیشتر به یک گفتمان سیاسی تند و جانبدارانه شباهت دارد که بازتابدهنده تصورات طردکننده و روایتهای منازعهمحور در جامعهای است که همچنان با توازنهای شکننده داخلی مواجه است.