کد خبر: 1354984
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
جعفر صارمی *

جوان آنلاین: در نیم‌قرن گذشته، شالوده نظام مالی و انرژی جهان تا حد چشمگیری بر مدار «پترودلار» استوار بوده است. در پی توافقات بنیادین دهه ۱۹۷۰، دلار به ارز بلامنازع تجارت جهانی انرژی بدل شد؛ مکانیسمی که نه‌تنها تقاضایی ساختاری و پایدار برای اسکناس سبز ایجاد کرد، بلکه به تدریج به ایالات متحده اجازه داد تا از هژمونی دلار و شریان‌های مالی بین‌المللی، به مثابه اهرمی قدرتمند در پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود بهره‌برداری کند. 

با این حال، تحولات اخیر اقتصاد سیاسی جهان، از ظهور ارز‌های قدرتمند آسیایی تا تلاش برای ایجاد ائتلاف‌های جایگزین، نویدبخش پایانی بر این انحصار است. در این گذار تاریخی، پیوند استراتژیک میان جغرافیای انرژی (تنگه هرمز) و ابزار‌های نوین مالی (پترویوان)، می‌تواند معادلات تحریمی را به کلی دگرگون سازد. 

دلار چگونه به سلاح تبدیل شد؟ 

برای درک ابعاد این گذار تاریخی، ابتدا باید کالبدشکافی دقیقی از چگونگی تبدیل شدن یک ارز رایج به یک «جنگ‌افزار ژئواکونومیک» داشته باشیم. تسلط دلار صرفاً به معنای رواج آن در قیمت‌گذاری کالا‌های استراتژیکی، چون نفت نیست؛ پاشنه آشیل اقتصاد جهانی در ساختار و معماری انتقال این پول نهفته است. در نظام مالی کنونی، اگر بانکی در آسیا بخواهد مبلغی دلاری را به بانکی در اروپا منتقل کند، این تراکنش مستقیماً بین آنها انجام نمی‌شود. به دلیل ساختار «بانکداری کارگزار» (Correspondent Banking)، این انتقال داده باید حتماً از طریق حساب‌های واسطه در اتاق‌های پایاپای نیویورک (مانند سیستم CHIPS یا FEDWIRE) تسویه شود. 

همین الزام فنی ساده به این معناست که بخش عمده‌ای از تراکنش‌های دلاری جهان، حتی اگر هیچ‌یک از طرفین معامله امریکایی نباشند، برای چند ثانیه از قلمرو قضایی و زیرساخت‌های مالی ایالات متحده عبور می‌کند. این وابستگی متقابل، به نهاد‌هایی نظیر «دفتر کنترل دارایی‌های خارجی خزانه‌داری امریکا» (OFAC) اشراف اطلاعاتی بی‌نظیری بخشیده است تا بتوانند شریان‌های مالی جهان را رصد کنند. در این بستر، واشینگتن با خلق ابزاری به نام «تحریم‌های ثانویه»، قانون خود را به فراتر از مرزهایش بسط داد و بانک‌های بین‌المللی را بر سر یک دوراهی موجودیتی قرار داد: «یا با کشور‌های تحت تحریم ما معامله نکنید، یا دسترسی شما به سیستم بانکی امریکا و تسویه دلاری برای همیشه قطع خواهد شد.» از آنجا که هیچ بانک بین‌المللی نمی‌تواند بدون دسترسی به دلار زنده بماند، همه ناگزیر به تبعیت شدند. 

اما حلقه تکمیل‌کننده این سلاح مالی، دگردیسی شبکه پیام‌رسان بانکی سوئیفت (SWIFT) بود. سوئیفت در اصل پول جابه‌جا نمی‌کند، بلکه سیستم عصبی و پیام‌رسان امنی است که به بانک‌ها می‌گوید چه پولی، به چه حسابی و در کجا منتقل شود. با وجود آنکه سوئیفت یک تعاونی مستقل مستقر در بلژیک بود و رسالت اولیه‌اش ایفای نقش یک زیرساخت فنی و بی‌طرف تعریف می‌شد، اما تحت فشار هژمونی مالی امریکا تغییر ماهیت داد. تبدیل سوئیفت به گلوگاه این جنگ مالی نشان داد که قطع دسترسی یک کشور به این شبکه، به معنای فلج شدن سیستم عصبی تجارت خارجی آن کشور است؛ پدیده‌ای که در ادبیات مدرن از آن به عنوان «تسلیحاتی شدن وابستگی متقابل» یاد می‌شود. 

تنگه هرمز، فرصت تغییر رژیم پترودلار 

در بطن این دگردیسی بزرگ، وزن ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک تنگه هرمز فراتر از یک گذرگاه تجاری صرف، به نقطه عطف تغییر نظم جهانی تبدیل شده است. این آبراهه استراتژیک همواره به مثابه شریان حیاتی اقتصاد جهان و گذرگاه روزانه میلیون‌ها بشکه نفت شناخته می‌شد؛ اما امروز، با تشدید بی‌سابقه تنش‌ها، درگیری‌های نظامی و بسته شدن عملی تنگه هرمز، معادله انرژی جهان با یک شوک ساختاری عظیم روبه‌رو شده است. تا پیش از این، اهمیت تنگه هرمز عمدتاً در چارچوب امنیت فیزیکی عرضه انرژی تفسیر می‌شد، اما وضعیت جنگی کنونی، یک پنجره فرصت تاریخی و تکرارناپذیر را برای تغییر معماری مالی جهان گشوده است. 

در شرایطی که اقتصاد جهانی با بحران تأمین انرژی ناشی از انسداد این شاهراه دست‌وپنجه نرم می‌کند، بهترین فرصت برای عبور نهایی از هژمونی پترودلار فراهم شده است. یک درگیری نظامی و اختلال در تنگه هرمز، نه تنها جریان فیزیکی نفت را متوقف می‌کند، بلکه ساختار روانی و مالی تجارت سنتی انرژی را نیز در هم می‌شکند. در این وضعیت اضطراری، قدرت‌های مصرف‌کننده (به‌ویژه غول‌های اقتصادی آسیا مانند چین) برای عبور از این بحران و فرار از تبعات تحریم‌ها و تنش‌های مرتبط با سیستم مالی امریکا، به شدت نیازمند و مستعد پذیرش سازوکار‌های جایگزین هستند. 

ایران در دل این بحران، اهرمی بی‌بدیل در دست دارد: مشروط کردن هرگونه گشایش یا هدایت جریان انرژی به تسویه خارج از سیستم دلاری و مبتنی بر «پترویوان» (یا سایر ارز‌های مستقل). به عبارت دیگر، بسته شدن تنگه هرمز در شرایط جنگی، به جای آنکه صرفاً یک تهدید امنیتی قلمداد شود، دقیقاً همان کاتالیزور قدرتمندی است که می‌تواند خریداران تشنه انرژی را وادار کند تا برای تضمین امنیت خود، به زیرساخت‌های مالی غیرامریکایی (مانند CIPS) روی بیاورند. این شوک بزرگ می‌تواند میخ آخر را بر تابوت انحصار دلار بکوبد و نظام چندقطبی مالی را از یک ایده تئوریک، به یک واقعیت گریزناپذیر عملیاتی تبدیل کند. 

خنثی‌سازی تحریم‌ها 

نقطه تلاقی این تحولات، خلق یک «سپر ضدتحریمی» نفوذناپذیر است. تجربه سال‌ها اعمال فشار حداکثری نشان داد که پاشنه آشیل کشور‌های تحت تحریم، لزوماً صادرات فیزیکی و لجستیک روی آب نیست، بلکه «تله تسویه مالی» و بازگرداندن درآمد‌های ارزی از طریق سیستم بانکی تحت نظارت امریکاست. واشینگتن در واقع کشتی‌ها را متوقف نمی‌کند، بلکه تراکنش‌های دیجیتال در کامپیوتر‌های بانکی را مسدود می‌کند. اما پیوند استراتژیک انرژی و معماری نوین مالی چین، این معادله را به طور بنیادین تغییر می‌دهد. 

با جایگزینی «پترویوان» به جای دلار به عنوان واحد قیمت‌گذاری و تسویه و همچنین هدایت صادرات انرژی از طریق کریدور‌های امن به سمت غول‌های صنعتی آسیا، تجارت نفت ایران عملاً به «نقطه کور» نهاد‌های تحریمی امریکا (مانند OFAC) منتقل می‌شود. در این مکانیسم، به جای آنکه پول‌ها از شبکه‌های تحت کنترل غرب مانند سوئیفت یا سیستم‌های تسویه دلاری نیویورک عبور کنند، مستقیماً در سامانه پرداخت بین‌المللی چین (CIPS) و سوئیچ‌های پولی دوجانبه پردازش می‌شوند. این درآمد‌های یوآنی، بدون آنکه هرگز به دلار تبدیل شوند و ردی در سیستم مالی امریکا به جا بگذارند، می‌توانند مستقیماً در یک چرخه اقتصاد واقعی، صرف واردات کالا‌های استراتژیک، انتقال تکنولوژی یا تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی دوجانبه شوند. 

تنگه هرمز دیگر تنها یک آبراهه جغرافیایی یا ابزاری برای تهدید نظامی نیست، بلکه به یک «اهرم ژئواکونومیک» تبدیل می‌شود. تسلط بر این شاهراه در شرایط بحرانی، به معنای در اختیار داشتن قدرت هدایت جریان انرژی است؛ قدرتی که می‌تواند کشور‌های مصرف‌کننده را وادار کند برای تأمین امنیت انرژی خود، قواعد بازی مالی امریکا را کنار گذاشته و رسماً به این سیستم تسویه غیردلاری بپیوندند. این دقیقاً همان نقطه اتکایی است که جغرافیا را به ابزاری برای فروپاشی دیوار تحریم‌های مالی تبدیل می‌کند. 

بی‌تردید، دلار به دلیل برخورداری از عمیق‌ترین بازار‌های مالی جهان و اثر شبکه‌ای بی‌نظیر، یک‌شبه جایگاه خود را از دست نخواهد داد. با این وجود، روند‌ها گویای واقعیتی انکارناپذیرند. پیوند خوردن دیپلماسی انرژی در شاهراه‌هایی نظیر تنگه هرمز با زیرساخت‌های مالی جایگزین مانند پترویوان، نشان‌دهنده گذار تدریجی، اما قطعی نظام بین‌الملل به سوی یک معماری چندقطبی است. 

برای کشور‌هایی که در معرض تحریم‌های ظالمانه قرار دارند، این دگردیسی یک فرصت تاریخی است. ترکیب هوشمندانه قدرت ژئوپلیتیک در خلیج فارس با معماری نوین مالی آسیامحور، نه‌تنها می‌تواند تحریم‌های مبتنی بر دلار را تا حد زیادی خنثی سازد، بلکه هندسه آینده قدرت، اقتصاد و تجارت جهانی را از نو ترسیم خواهد کرد. 

*پژوهشگر اقتصادی

برچسب ها: انرژی ، تنگه هرمز ، دلار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار