پدران و مادران نقشهای متمایز، اما مکملی در پرورش شجاعت دارند. پدران عموماً کودکان را به جرئتآزمایی و ریسکپذیری تشویق میکنند، در حالی که مادران بیشتر بر امنیت و اجتناب از خطر تمرکز دارند. روانشناسان میگویند کلید پرورش شجاعت عبارت از الگوگیری کودکان از مواجهه والدین با ترسها، تشویق و تقویت رفتارهای شجاعانه کودک، ایجاد پیوند امن عاطفی و آموزش مهارتهای تنظیم هیجانی است.
مطالعات تجربی نشان میدهند که حمایت از خودمختاری و تشویق به مقابله تدریجی با ترسها از سوی والدین موجب افزایش خودباوری و توانمندیهای هیجانی کودک میشود و این به نوبه خود، شجاعت کودکان را تقویت میکند. بالعکس، والدینی که با اضطراب یا محافظتگرایانه رفتار میکنند، ممکن است شجاعت کودک را تضعیف کنند. به طور کلی، یادگیری اجتماعی شامل مشاهده و تقلید رفتار والدین، بازخورد تشویقی یعنی پاداش و تحسین برای شجاعت و آموزش عاطفی والدین در تقویت شجاعت فرزندان مؤثر است.
پدران معمولاً در بازیهای فیزیکی شرکت بیشتری دارند و سبک بازیشان انرژیزا و چالشبرانگیز است. آنها کودکان را به کاوش، تجربه شرایط جدید و ریسکهای حسابشده تشویق میکنند و مهارتهای فیزیکی و اجتماعی مانند مدیریت خشم و همکاری با دیگران را در کودک پرورش میدهند. پدران عموماً کودکان را تشویق میکنند که با جسارت وارد بازیهای جدید شوند و موانع را پشت سر بگذارند. مطالعهای نشان داد پدران در مورد ایمنی فعالیتهای ریسکی حتی با پسر یا دختر خود نیز یکسان برخورد میکنند و به دلیل تحمل بالای ریسک، اجازه تجربه خطرهای معقول را میدهند، اما مادران نقش محافظتی قویتری دارند. آنها معمولاً بیشتر نسبت به خطرها محتاطند و بر اجتناب از خطر تأکید میکنند. علاوه بر این، مادران با ایجاد پیوند عاطفی امن و رفتار حمایتگرایانه، پایههای اعتماد و امنیت کودک را بنا مینهند که به شجاعت او کمک میکند. مثلاً، اگر مادر در مواجهه با ترس کودک رفتاری مطمئن و حمایتگرایانه بدون ایجاد وحشت داشته باشد، کودک از تجربه مواجهه بیشتر بهره میبرد. در پژوهشی پیرامون اضطراب کودکان، مشخص شد والدینی که کمتر رفتار شجاعانه کودک را تشویق میکنند، فرزندان مضطربتری دارند.
همه مواردی که آورده شد تشریح سازوکارهای معمول برای تقویت شجاعت در کودکان است که در آن از پدران انتظار میرود که آرامآرام ریسک کردن را به کودک بیاموزند و مادران کودکان را حمایت کنند، اما ناگفته پیداست که در جامعه شیعی ایران اسلامی شجاعت در کودکان پارامترهای دیگر نیز دارد. کودکی که از ابتدا چشم باز کرده، خود را در میان عزاداران حسین بن علی دیده، طبیعی است وقتی از شجاعت و وفاداری اباالفضل عباس شنیده آرامآرام در مبحث شجاعت نه فقط محاسبه میزان خطرات یک عمل بلکه رضایت خداوند از آن را نیز مدنظر دارد. در میان هر چند کودکان به پدران خود نگاه میکنند که آماده هستند تا جان خود را فدای آرمانی بالاتر از محاسبات مادی کنند، اما از سوی دیگر این مادران هستند که ذره ذره همراه با شیر خود به فرزندانشان شهامت و ایثارگری را مینوشانند.
در تاریخ آمده بعد از آنکه لشکر مسلم بن عقیل به خونخواهی هانی بن عروه دارالخلافه ابن مرجانه را محاصره کردند به ناگاه شایعهای در شهر منتشر شد که لشکر بزرگی از شام به راه افتاده که وقتی وارد کوفه شود، همه شیعیان را از دم تیغ خواهد گذراند، اندکی بعد از انتشار این خبر بود که زنان به میان سپاه مسلم آمدند و فرزندان و همسران خود را بردند، آنها میگفتند دیگران هستند برگردید تا کشته نشدید و همین مسئله موجب شد در نهایت مسلم در کوچههای کوفه تنها بماند و در پی نتیجه شکست او بود که امامحسین (ع) به شهادت رسید، اما در ایران ماجرا برعکس است و این مادران هستند که فرزندان خود را آماده ایثار در میدان میکنند؛ مثلاً وقتی فرماندهان برای تسلیت به سراغ مادر قزوینی که هشت نفر از اعضای خانوادهاش شهید شده میروند، او به فرماندهان میگوید هنوز هشت نفر دیگر هستیم که آمادهایم برای این نظام و کشور جان فدا کنیم، اکنون هم هر شب در خیابان هستیم. یا وقتی به مادر مینابی که کودک خردسالش به شهادت رسیده، میگویند پیامت برای فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه چیست، حتی درخواست انتقام خون فرزند خود را نیز ندارد، او میگوید فرمانده هوا و فضای سپاه کار خود را انجام میدهد، ما نیز میدان خیابان را نگه داشتهایم. از این مثالها بسیار است، از مادر شهیدی که به دیگران میگوید دعا کنند عروسش بتواند در غم از دست دادن پسرش صبوری کند تا مادری که میداند دشمن در حال حمله به ایستهای بازرسی است، اما فرزند نوجوان خود را به خیابان میفرستد و تأکید میکند اگر شهید هم شود به او افتخار خواهد کرد، همگی شیرانی شجاع را با قلبهای فولاد پرورش دادهاند که آماده جانفشانی برای ایران اسلامی هستند و همین مادران هستند که امروز امریکا و صهیونیستها را شکست دادهاند.