کد خبر: 1353344
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
نگاهی به آموزش مجازی از منظر خانواده و مدرسه
والدین در آموزش‌های آنلاین حلقه اتصال خانه و مدرسه باشند ‌در شرایطی که آموزش به فضای مجازی منتقل شده، نباید اجازه داد «ارتباط ساختاری» میان مدرسه و خانواده دچار گسست شود. والدین نباید به بهانه غیرحضوری بودن فرزند، خود را از تعامل با معلمان بی‌نیاز ببینند؛ بلکه لازم است به‌طور مستمر جویای کیفیت پاسخگویی و وضعیت خلقی فرزندشان باشند. در سطح مدرسه نیز صرف برگزاری کلاس‌های درسی کافی نیست، مدارس موظف‌اند برنامه‌ای مدون برای سلامت روان، خارج از سرفصل‌های آموزشی تدوین کنند؛ برنامه‌ای که مهارت‌های مقابله با استرس و حفظ آرامش را به‌صورت کاربردی به دانش‌آموزان بیاموزد
محبوبه قربانی

جوان آنلاین: آموزش مجازی و کلاس‌های آنلاین، در این برهه زمانی که نزدیک به روز‌های اتمام سال تحصیلی و شروع امتحانات ترم آخر هستیم، سؤال‌ها و نگرانی‌هایی را برای والدین به وجود آورده از جمله اینکه، آیا فرزندم ساعت‌ها پشت صفحه نمایش واقعاً درس می‌خواند یا وقتش را در شبکه‌های اجتماعی تلف می‌کند؟ چطور بفهمم چه محتوایی می‌بیند؟ چه کنم ارتباطش با مدرسه و معلم قطع نشود؟ و... سؤالاتی که والدین را در دو راهی «نظارت» و «آموزش» گرفتار کرده و نگرانی‌هایی که دیگر فقط به زیاد بودن زمان صفحه‌نمایش خلاصه نمی‌شود، بلکه پای مسائلی مانند آسیب‌های روانشناختی ناشی از مصرف بی‌رویه فضای مجازی، شکاف نسلی در الگوی مصرف رسانه‌ای و ناتوانی خانواده‌ها در ایفای نقش نظارتی مؤثر را به میان آورده‌است. در گفت‌و‌گو با دکتر امین حشمتی، مشاور و مترجم کتب روانشناسی کودک‌و‌نوجوان و محمدجواد شجری، کارشناس سواد رسانه‌ای، ابعاد مختلف این بحران و چالش‌ها را بررسی کردیم تا برای والدینی پاسخ بیابیم که نه می‌خواهند فرزندشان از آموزش باز بماند و نه می‌خواهند آرامش و سلامت روان‌شان فدای یک صفحه نورانی شود. دکتر حشمتی تأکید می‌کند، والدین نباید به بهانه غیرحضوری بودن مدرسه، خود را از چرخه ارتباط با معلمان و مشاوران کنار بکشند. به باور او، وقتی فرزند پشت صفحه گوشی و تبلت نشسته، این والدین هستند که باید به‌طور مستمر جویای وضعیت روحی و کیفیت یادگیری فرزندشان باشند. اما نقش مدرسه هم کمرنگ نمی‌شود؛ مدارس موظف‌اند فراتر از برگزاری کلاس‌های درسی، برنامه‌ای «مدون برای سلامت روان دانش‌آموزان» طراحی کنند. برنامه‌ای که مهارت مقابله با استرس، مدیریت اضطراب و حفظ آرامش را به‌صورت عملی و کاربردی به بچه‌ها بیاموزد. محمدجواد شجری، کارشناس سواد رسانه‌ای نیز راهکاری عملی‌تر پیش روی خانواده‌ها می‌گذارد تا به جای آنکه دیواری بلند میان فرزند و فضای مجازی بکشند، با آموزش تشخیص اخبار جعلی، باز گذاشتن باب گفت‌و‌گو درباره محتوا‌های دیجیتال و مهم‌تر از همه، الگوسازی رفتاری، فیلتر انسانی او شوند. به باور این دو کارشناس، سلامت روان و آینده دیجیتال فرزندان، محصول مشترک همکاری آگاهانه خانه و مدرسه است. گفت‌وگوی نخست این صفحه با دکتر حشمتی است. 

وی معتقد است والدین به جای ممنوعیت و محدودسازی صرف فضای مجازی، باید با الگوسازی و همراهی آگاهانه در این فضا حضور داشته باشند. آنچه کودکان و نوجوانان امروز بیش از هر ابزاری به آن نیاز دارند، والدینی است که در شرایط ناپایدار ضرب‌آهنگ زندگی سالم را در خانه حفظ کنند، اضطراب خود را مدیریت کنند و با گوشی شنوا و دستانی پُر، این روز‌های پرالتهاب را کنارشان باشند. 

در شرایط فعلی که مدارس مجازی است و کلاس‌ها به صورت آنلاین برگزار می‌شود، میزان اضطراب و استرس دانش‌آموزان چه سطحی دارد؟
در بررسی وضعیت سلامت روان دانش‌آموزان در ایامی که آموزش از فضای فیزیکی مدرسه به بستر‌های مجازی منتقل می‌شود، باید به این نکته هوشمندانه توجه داشت که کودکان، برخلاف تصور بسیاری از بزرگسالان، تحلیل‌گران بسیار دقیقی هستند. آنها شاید نتوانند به پیچیدگی ما سخن بگویند، اما اتمسفر و فضای روانی حاکم بر جامعه و خانواده را با تمام وجود درک می‌کنند. زمانی که کلاس درس از مدرسه به محیط خانه منتقل می‌شود، کودک به سرعت درمی‌یابد که نظم طبیعی زندگی دچار اختلال شده است. او متوجه می‌شود دلیلی ناخوشایند - خواه بیماری، آلودگی هوا یا محدودیت‌های دیگر- باعث شده تا ریتم همیشگی زندگی‌اش برهم بخورد. این تغییر ناگهانی در «سبک زندگی» و از دست دادن تعاملات چهره‌به‌چهره با هم‌سالان، اولین بذر اضطراب را در دل دانش‌آموز می‌کارد. وقتی ریتم زندگی برهم می‌خورد، امنیت روانی کودک که در گرو «نظم و پیش‌بینی‌پذیری» است، متزلزل شده و سطح استرس او از حد معمول فراتر می‌رود. 

چه علائمی در آنها مشاهده می‌شود؟ 
درباره علائم بروز این استرس، باید هشدار داد، اضطراب در کودکان همیشه به شکل ترس یا گریه نمایان نمی‌شود. بسیاری از اوقات، این فشار درونی به صورت «نافرمانی»، «لجبازی» و «بی‌حوصلگی در امر تحصیل» بروز می‌کند. دانش‌آموزی که پیش از این با قوانین مدرسه همراه بود، در فضای مجازی ممکن است نسبت به تکالیف خود بی‌تفاوت شده یا در برابر والدین موضع‌گیری تندی داشته باشد. این رفتار‌ها در حقیقت فریاد‌های غیرمستقیم کودک در پاسخ به استرس ناشی از تغییر محیط است. نکته حائز اهمیت دیگر، تأثیر متقابل این وضعیت بر جو عمومی خانواده است. این اضطراب و نافرمانی کودک، مانند یک بیماری مسری، به سرعت فضای خانه را تحت‌تأثیر قرار داده و صبوری والدین را با چالش جدی مواجه می‌کند. اگر مدیریت درستی صورت نگیرد، این تنش‌ها به یک چرخه معیوب تبدیل می‌شود که در آن، استرس فرزند باعث بی‌قراری والدین شده و بی‌قراری والدین، به نوبه خود، استرس فرزند را دوچندان می‌کند؛ لذا ضروری است در این ایام، والدین با سعه‌صدر و درک عمیق‌تر از ریشه‌های رفتاری فرزندشان، به جای تقابل، بر برقراری دوباره نظم در خانه و تقویت پیوند‌های عاطفی تمرکز کنند تا از مسموم شدن فضای صمیمی خانواده جلوگیری شود. 

با توجه به مجازی بودن آموزش، چگونه می‌توان این علائم آسیب روانی مانند افسردگی، انزوا و کاهش انگیزه از سوی مسئولان آموزش در دانش‌آموزان را شناسایی و این مشکل را حل کرد؟
در نظام تعلیم و تربیت، یگانگی و وحدت رویکرد میان اولیای مدرسه و والدین ضروری است. این هماهنگی که اضلاع آن را مدیران، معاونان، معلمان، مشاوران و خانواده تشکیل می‌دهند، در دوران آموزش مجازی اهمیتی دوچندان دارد. در آموزش حضوری، معلمان و مشاوران تغییرات خلقی و افت تحصیلی دانش‌آموزان را رصد می‌کردند، اما اکنون این نقش بر عهده والدین است. والدین «دیده‌بانان خط مقدم» سلامت روان فرزندان هستند. نشانه‌هایی مانند انزواطلبی، کاهش انگیزه یادگیری، افت تحصیلی ناگهانی و علائم افسردگی در محیط خانه قابل مشاهده‌اند. والدین نباید این نشانه‌ها را نادیده بگیرند یا فکر کنند «زمان مسئله را حل می‌کند»؛ سپردن مشکلات روانی به زمان، آسیب‌ها را عمیق‌تر می‌کند. فشار‌های اقتصادی و بحران‌های محیطی نیز بر روان کودکان تأثیر عمیقی دارند. توصیه روانشناختی این است که والدین به محض مشاهده کوچک‌ترین تغییر در رفتار یا عملکرد تحصیلی فرزند، بلافاصله با مشاور مدرسه ارتباط برقرار کنند. در صورت نیاز، از خدمات تخصصی کلینیک‌های روانشناسی نیز می‌توان بهره جست. سلامت روان دانش‌آموز، محصول اقدام مشترک خانه و مدرسه است و تعلل در این همکاری، هزینه‌های تربیتی جبران‌ناپذیری به همراه دارد. 

والدین چگونه می‌توانند در کاهش استرس و ایجاد حس امنیت در فرزندان خود نقش حمایتی داشته باشند؟
در مواجهه با تلاطم‌های محیطی مانند، بحران‌های بهداشتی، شرایط امنیتی خاص یا نوسانات اقتصادی، نخستین گام برای والدین «پذیرش واقعیت» و سپس «حفظ استمرار جریان زندگی» است. اشتباه راهبردی والدین این است که به بهانه ناپایداری، ریتم طبیعی زندگی روزمره را متوقف کنند. فرزندان پیش از گوش دادن به اخبار رسانه‌ها، به «ضرب‌آهنگ زندگی در خانه» نگاه می‌کنند. جملاتی مانند «حالا صبر کنیم ببینیم چه می‌شود» یا «در این شرایط نمی‌توان برنامه‌ریزی کرد»، بزرگ‌ترین آسیب را به امنیت روانی کودک وارد می‌کند. والدین هوشیار کسانی هستند که اجازه نمی‌دهند؛ چراغ برنامه‌های روزمره، مطالعه، نظافت و دورهمی‌های خانوادگی خاموش شود. همچنین والدین باید به عنوان «مدیران کنترل هیجان» در خانه عمل کنند. اضطراب والدین مستقیماً به فرزندان سرایت می‌کند. اگر اتفاق ناگواری رخ داد، والدین باید در کنترل هیجانات خود بکوشند. تقویت روابط عاطفی ضرورت دارد، اما «اهمیت دادن به رابطه» نباید با «باج دادن» یا «ترحم کردن» اشتباه گرفته شود زیرا ترحم، عزت‌نفس کودک را تخریب می‌کند. حمایت صحیح یعنی در دسترس بودن، گوش‌دادن به نگرانی‌های کودک و اقتدار در عین مهربانی. پیام اصلی این است که اگرچه جهان بیرون ناآرام است، اما آغوش خانواده و ساختار خانه، امن‌ترین و باثبات‌ترین جای جهان است. 

از آسیب‌های کلاس‌های آنلاین کاهش ارتباط کلامی و عاطفی بین دانش‌آموز و معلم است. چگونه می‌توان این ارتباط و اعتماد بین معلم و دانش‌آموز را در فضای مجازی حفظ و تقویت کرد؟ 
یکی از آسیب‌های عمیق و نادیده‌گرفته‌شده در آموزش از راه دور، کاهش کیفیت ارتباطات کلامی و عاطفی میان معلم و دانش‌آموز است. هر رابطه‌ای که صفت «مجازی» بگیرد، ناگزیر بخشی از کیفیت و صمیمیت خود را از دست می‌دهد. برای جلوگیری از تبدیل شدن کلاس‌های آنلاین به محیطی سرد و مکانیکی، باید دو تغییر استراتژیک در ساختار خانواده و مدرسه ایجاد شود. 
گام نخست بر عهده «معلمان دغدغه‌مند» است. معلم در فضای مجازی باید برای ایجاد پیوند عاطفی و کلامی با دانش‌آموزان، انرژی و زمان بسیار بیشتری صرف کند. معلم باید از ابزار‌های دیجیتال برای «علاقه‌سازی» استفاده کند، نه فقط برای «انتقال اطلاعات». یکی از ارکان حیاتی تربیت سالم، پیوستگی مسئولیت‌هاست. در کلاس‌های آنلاین نیز معلم نباید از مطالبه کردن تکالیف دست بکشد؛ انجام تکالیف به دانش‌آموز معنای «تعلق به کلاس» را می‌دهد. البته این مطالبه‌گری باید با رویکردی حمایتگرانه باشد، نه نقش «کنترل‌گر سخت‌گیر».
گام دوم، بازگشت به «نقش اصیل والدگری» است. یکی از بزرگ‌ترین خطا‌های والدین در دوران آموزش آنلاین، کاهش مسئولیت‌پذیری فرزندشان است. جملاتی نظیر «الان کلاس آنلاین است، بعداً می‌تواند ویدئو را ببیند» یا «اشکالی ندارد، کلاس فوق‌العاده می‌گذاریم»، از بازسازی انضباط درونی دانش‌آموز جلوگیری می‌کنند. بدتر از آن، والدینی هستند که خود جای فرزندشان می‌نشینند و تکالیف آنها را انجام می‌دهند؛ این کار نه‌تنها آموزش را از بین می‌برد، بلکه قدرت خودگردانی و مسئولیت‌پذیری را از کودک سلب می‌کند. وظیفه والدین در فضای مجازی «تسهیل‌گری» است، نه «جایگزینی». هدف نهایی این است که دانش‌آموز بیاموزد در هر شرایطی، چه حضوری و چه مجازی، بتواند به طور مستقل بر زندگی آموزشی خود مسلط باشد و مسئولیت انتخاب‌ها و عملکرد‌های خود را بپذیرد. 

دسترسی نابرابر به اینترنت و تجهیزات، چه تأثیری بر عدالت آموزشی و سلامت روان دانش‌آموزان دارد؟ 
در بحث عدالت آموزشی، فراتر از دسترسی به تجهیزات، موضوع حیاتی‌تری وجود دارد: «عدالت در کیفیت یادگیری». اگر تعادل در استفاده از فضای مجازی رعایت نشود، بزرگ‌ترین قربانی قدرت تحلیل دانش‌آموز خواهد بود. امروزه دانش‌آموزان در اقیانوسی از اطلاعات غوطه‌ورند، اما خطر اینجاست که این دسترسی بی‌رویه، آنها را از تفکر مفهومی بازدارد. عدالت آموزشی زمانی محقق می‌شود که دانش‌آموز بتواند آن‌چه را می‌آموزد، تحلیل کند؛ نه اینکه صرفاً مصرف‌کننده اطلاعات آماده باشد. از منظر سلامت روان نیز وابستگی افراطی به اینترنت، استقلال فردی دانش‌آموز را سلب می‌کند. وظیفه ما این است که بچه‌ها را توانمند کنیم تا اینترنت برایشان «ابزار کمکی» باشد، نه «تکیه‌گاه حیاتی». سلامت روان در گرو این است که دانش‌آموز بداند منبع اصلی قدرت و تحلیل، ذهن خلاق اوست، نه دنیای بی‌پایان کد‌ها و لینک‌ها. 

چه برنامه‌های حمایت روانی و مداخلاتی باید در سطح مدرسه و خانواده اجرا شود؟ 
در شرایطی که آموزش به فضای مجازی منتقل شده و حضور فیزیکی دانش‌آموزان در سنگر مدرسه کمرنگ گشته است، نباید اجازه داد که «ارتباط ساختاری» میان اولیای مدرسه و خانواده دچار گسست شود. نخستین گام در برنامه‌های حمایتی، حفظ همان «یگانگی» است که پیش‌تر بر آن تأکید شد. والدین نباید به دلیل عدم حضور فیزیکی فرزند در مدرسه، خود را از تعامل با معلمان بی‌نیاز ببینند؛ بلکه لازم است به طور مستمر جویای کیفیت پاسخگویی و وضعیت خلقی فرزندشان در کلاس‌های آنلاین باشند تا هرگونه تغییر رفتار، پیش از تبدیل شدن به بحران، شناسایی شود. در سطح مدرسه، مسئولیت خطیری بر عهده مشاوران و روانشناسان نهفته است. در این برهه، صرف برگزاری کلاس‌های درسی کافی نیست؛ مدارس موظفند یک «برنامه مدون سلامت روان» را خارج از چارچوب سرفصل‌های آموزشی تدوین کنند. این برنامه‌ها باید در پلتفرم‌های آنلاین مدرسه اجرا شده و مهارت‌های مقابله با استرس و حفظ آرامش را به صورت کاربردی به دانش‌آموزان آموزش دهند. اما رکن سوم و شاید مهم‌ترین بخش این مداخلات، «ارتقای سطح دانش روانشناختی والدین» است. در شرایط بحرانی کنونی، مطالعه در حوزه روانشناسی خودیاری دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. 

والدین چگونه می‌توانند آگاهی‌های خود را برای مدیریت فضای روانی خانه بالا ببرند؟
 امروزه در شبکه‌های اجتماعی داخلی، کانال‌های تخصصی و معتبری در حوزه روانشناسی دایر شده که منابع ارزشمندی در اختیار خانواده‌ها قرار می‌دهند. 

آیا می‌توانند به این کانال‌ها اعتماد کنند؟
تا حدی بله ولی والدین نباید مصرف‌کننده صرف و بی‌چون‌وچرای هر محتوایی باشند. خود والدین نیز باید با «تعقل و دیدگاه انتقادی» به سراغ متون و ویدئو‌های روانشناسی بروند. اعتماد به فضا‌های نظارت‌شده داخلی لازم است، اما این اعتماد باید با تحلیل و انطباق راهکار‌ها با شرایط خاص هر خانواده همراه باشد. در نهایت، سلامت روان دانش‌آموز در این شرایط، محصول همکاری آگاهانه مدرسه‌ای دغدغه‌مند و والدینی آموزش‌دیده و منتقد است. 

به مشاوره آنلاین اشاره شد. این مشاوره‌ها تا چه اندازه می‌تواند در این شرایط مؤثر باشد و چه الزاماتی دارد؟
در دنیای مدرن، مشاوره گرفتن نه یک اقدام لوکس، بلکه یک ضرورت برای زندگی باکیفیت است. یکی از ویژگی‌های بنیادین انسان، قدرت «تطبیق با شرایط جدید» است. در شرایطی که محدودیت‌های محیطی امکان دیدار‌های حضوری را سلب می‌کند، باید از بستر‌های جایگزین برای حفظ سلامت روان بهره برد. پژوهش‌های گسترده پس از پاندمی کووید-۱۹ نشان داد که «مشاوره آنلاین» نه‌فقط یک جایگزین موقت، بلکه ابزاری بسیار اثربخش در مدیریت بحران‌های فردی و خانوادگی است. اثربخشی آن در حوزه‌های «کنترل اضطراب»، «مدیریت استرس ناشی از بحران» و «حفظ انسجام کانون خانواده» به اثبات رسیده است. زمانی که والدین از طریق این پلتفرم‌ها هیجانات خود را مدیریت کرده و راهکار‌های مواجهه با پرسش‌های فرزندان‌شان را بیاموزند، در واقع امنیت روانی را به خانه تزریق کرده‌اند. نکته کلیدی این است که «کیفیت راهنمایی» وابسته به تخصص مشاور است، نه صرفاً دیوار‌های اتاق مشاوره. چراکه سلامت روان، تعطیل‌بردار نیست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار