چند سال است که هر طبقه از نسلهای ما، نامی گرفتهاند که بر اساس آن، ویژگیهای مختلفی بر آنها نهاده شده و بر مبنای آن طبقهبندی و شناسایی میشوند. خردسالان، نوجوانان و نسل زد، یعنی نسلی که در دوران معاصر، اینترنت و تلفن همراه اصلیترین ابزار کار و زندگی روزمره آنها شدهاست. با توجه به این موضوع، نسل یاد شده فاصله عاطفی و رفتاری خاصی پیدا کرده که تفاوتهای چشمگیری با نسلهای قبل دارد.
نسلهای قبل از زد، تحتتأثیر رفتارهای والدین و مربیان بوده و باورهای اخلاقی و دینی آنها را بهعنوان الگوهای خود قرار میدادند، اما امروزه در دست هر کدام از این نسلها، یک گوشی همراه به نشانهای از عضویت در این طبقات تبدیل شده و خیرهشدن به صفحه آن، به بیتوجهی به اطرافیان و موضوعات و صحنههای موجود میانجامد. این نسل دیگر به صحبتهای والدین توجه چندانی ندارد و در مجالس و محافل مختلف، ضمن درگیر بودن با صفحات متعدد آن، سکوهای مختلف را برای خود مورد توجه قرار میدهد. افراط در کار با این وسیله، عمر متوسط دارندگان گوشی همراه را به ۹ سال رسانده و بسیاری از والدین، بهانه واهی «کنترل فرزندان» را دلیل تهیه این ابزار میدانند، در حالی که این بهانهها نیز همانند بسیاری از دلایل دیگر، بیپایه و اساس است.
وقتی معلم سر کلاس، والدین در خانه و شهروندان در نقاط مختلف، همگی سر در گوشی موبایل دارند، دیگر چه کسانی باید تربیت کاربردی را بر عهده بگیرند؟ خیره شدن به صفحه موبایل علاوه بر ضعف بینایی، مشکلات ارتوپدی در ناحیه گردن و ستون فقرات نیز ایجاد میکند و تنشهای عصبی، از پیامدهای عمده این رفتار است.
متأسفانه رقابت در تهیه گوشیهای گرانقیمت و پرداخت هزینههای کارکرد آنها، بار سنگینی بر دوش خانوادهها و سبد اقتصادیشان وارد میکند. هیچکس این سؤال را مطرح نمیکند که چرا از هر سه زوج، یک خانواده به سرنوشت طلاق دچار میشود. دیگر فرصتی برای گفتوگو میان زوجین، والدین و فرزندان وجود ندارد. بیتوجهی به حرفها و درددلهای یکدیگر، اختلال رفتاری را در نسل زد به وجود آوردهاست.
اگر با اصرار والدین و بزرگترها، این نسل مجبور به شرکت در مجالس و محافل مذهبی و فرهنگی شوند، ۸۰ درصد از آنها حواس خود را معطوف به گوشی همراه کرده و توجهی به محیط و وقایع جاری در آن ندارند. عقبماندگی درسی و تحصیلی و از دست رفتن فرصت مطالعه و ورزش در این نسل، به زعم این نگاه، هیچ علت دیگری غیر از گوشی همراه ندارد.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، هزینههای کلان خرید و پرداخت قبوض، باری سنگین بر دوش والدین است. رقابتهای ناسالم میان نوجوانان در تهیه انواع گوشیها، موجب بروز «فوباسوشیال» (بیتوجهی به جامعه) میشود، بهگونهای که دیگر نوجوانان و جوانان توجهی به محیط اطراف ندارند و با تمرکز بر گوشیهای همراه، از وقایع پیرامون خود غافل میمانند. اخیراً نیز استفاده از گوشیهای بزرگ و قرار دادن آن بر دو گوش، بارها موجب بروز تصادفهای مختلف به دلیل بیتوجهی به اطراف شدهاست. در پاسخ به والدینی که تهیه گوشی همراه را ابزار کنترل فرزندان میدانند، باید از آنها پرسید مگر نسلهای ما با گوشی تلفن همراه کنترل میشدند؟
غیر از ورود به صفحات غیراخلاقی و دور از ادب اجتماعی، فایده اینگونه گوشیها چه میتواند باشد؟ متأسفانه رسانهها، به ویژه رادیو و تلویزیون، نیز به خاطر نگرانی از دست دادن مخاطبان، تمایلی به انتقاد صریح از این ابزار ندارند و نمیخواهند زیانهای آشکار و پنهان آن را برای خانوادهها و نسل زد بیان کنند.
از طرفی نیز، نسل زد امروز کمتر تمایلی به مطالعه، هنرهای هفتم، نقاشی و حتی ورزش نشان میدهد و این حوزهها به حاشیه رانده شدهاند. خانوادهها باید با کمک مراکز ورزشی و رسانهها، پیش از آنکه دیر شود، به فکر اصلاح و مدیریت این وضعیت در فرزندان خود باشند.
بیتردید، بازگرداندن تعادل به زندگی این نسل، نیازمند یک عزم جمعی و بازتعریف جدی نقش خانواده، آموزش و رسانه در عصر فناوری است، در غیر این صورت، فاصله میان دنیای واقعی و زیست دیجیتال، هر روز عمیقتر خواهد شد.