همزمان با تحولات جاری و فروکش کردن آتش میدان جنگ، نگاهها به فعالیتهای گروههای تروریستی مستقر در مرزها متمرکز شده است جوان آنلاین: همزمان با تحولات جاری و فروکش کردن آتش میدان جنگ، نگاهها به فعالیتهای گروههای تروریستی مستقر در مرزها متمرکز شده است، چراکه مرحله دوم عملیات علیه ایران، یعنی جنگ خیابانی از گزینههای مهم امریکا پس از آغاز جنگ بود. با این هدف که با عملیات روانی و ایجاد ناامنی در داخل، حضور گروهکهای تروریستی سلطنتطلب، منافقین و سایر گروهها به عرصه خیابانها فراهم شود و به دنبال آن نیز مقدمات ورود گروههای مسلح تجزیهطلب مستقر در شرق و غرب کشور به داخل کشور و تلفیق این دو جریان، جنگ داخلی گسترده در داخل تحقق یابد.
این پروژه با حضور خیابانی مردم و تلاشهای دستگاههای اطلاعاتی به شکست انجامید، ولی اظهارنظرهای موجود در کاخ سفید نشان میدهد که این تهدید همچنان وجود دارد. طی دو هفته گذشته و پیش از اعلام آتشبس، دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا در گفتوگو با شبکه فاکس نیوز اذعان کرد: «ما در جریان اعتراضات (دی ماه) تعداد زیادی سلاح برای معترضان ایرانی از طریق گروههای کرد ارسال کردیم، اما این گروهها سلاحها را برای خود نگه داشتهاند.» اظهاراتی که به صراحت به تجهیز گروههای تروریستی در آشوب دی ماه اعتراف میکند و اثبات میکند که رویدادهای تلخ دی ماه به رغم تبلیغات ممتد تحت عنوان اعتراض داخلی، یک پروژه خارجی خونبار و هدایتشده توسط سرویسهای جاسوسی امریکا و رژیم صهیونیستی بود. به طور تکمیلی، در این پیام یک تهدید امنیتی نیز نهفته است، زیرا امریکا نشان میدهد که همچنان در پی فرصتی برای بازیابی این پروژه خود است. تحلیلگران امنیتی غربی و صهیونیستی پیش از آغاز جنگ تاکنون، همواره بر این تأکید دارند که هر جنگی علیه ایران باید به سمت جنگ داخلی با پشتیبانی حملات خارجی هدایت شود.
پس از آغاز جنگ در اسفند ماه، گزارش شبکه سیانان به نقل از چندین منبع آگاه فاش کرد که سازمان سیا در حال کار روی طرحی برای مسلح کردن نیروهای کرد ایرانی است تا زمینه را برای یک قیام مردمی در ایران فراهم کند. این اقدام بخشی از مرحله دوم عملیات نظامی امریکا و اسرائیل (پس از حمله موسوم به «جنگ رمضان») برای تضعیف جمهوری اسلامی ارزیابی میشد. به گفته آنها، دولت ترامپ ماهها قبل از آغاز جنگ، مذاکرات فعالی را با گروههای اپوزیسیون ایرانی و رهبران کرد عراق برای حمایت نظامی آغاز کرده بود. این گزارش نشان میدهد که سیا در تلاش است با مسلح کردن کردهای ایرانی و گشودن جبهه زمینی در غرب ایران، شورش خیابانی را تسهیل کند و این واقعه تا امروز نیز ادامه دارد.
طرحی که در مرحله شکست قرار گرفت
از دلایلی که امریکا و رژیم صهیونیستی نتوانستند مسیر جنگ را با دستیابی به اهداف مرحلهای به نتیجه محاسبهشده برسانند، ورود گسترده، مستمر و مقتدر مردم در خیابانها بود. آنها گمان میکردند که با به شهادت رساندن رهبر بزرگ انقلاب و فرماندهان نظامی و حمله ضربتی به مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور، میتوانند مدیریت جنگ را به دست بگیرند و بعد از آنکه توان دفاعی ایران تضعیف شد، مرحله جنگ داخلی را کلید بزنند. نقطه اتکای آنها تجربه آشوب دی ماه بود که به گمان دشمن، فضای مستعدی را برای شعلهور کردن یک نبرد خونین داخلی و ورود تروریستهای مسلح مستقر در مرزها و در داخل مهیا میکند، اما مردم از همان ابتدا با حضور هوشمندانه و میدانی خود در خیابانها این عرصه را بر دشمنان تنگ و سدی در مقابل این پروژه ایجاد کردند. همراه با مردم، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران نیز فعالیتهای مخرب این گروهکها را رصد و آنها را کور میکنند. فقط در روز گذشته، سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرد: «هستههای وابسته به امریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس که در راستای آمادهسازی مقدمات حمله نظامی دشمن اقدام به شبکهسازی، تسلیح، جاسوسی، بر هم زدن بازار، قاچاق کالا، تولید شایعههای اقتصادی و شکلدهی اغتشاشات خیابانی بودند، در استانهای آذربایجان شرقی، کرمان و مازندران شناسایی و متلاشی شدند.»
علاوه بر آن، ایران از همان ابتدای حملات خود، پایگاههای تروریستهای مستقر در کردستان عراق را بمباران و ضرباتی به آنها وارد کرد. مقاومت عراق نیز با پشتیبانی گسترده، مشخصاً حملاتی را به محل استقرار کردهای تجزیهطلب ترتیب داد. با وجود این، اما معاندین قصد دارند با تحرکات تروریستی و عملیات روانی در داخل، سد مردم را بشکنند و ورود خود را به عرصه خیابانها فراهم نمایند. عملیات روانی آنها بر پایه ارعاب، ناامیدی و مأیوس کردن با تکثیر اخبار جعلی و تحلیلهای افراطگرایانه قرار دارد تا انگیزه ادامه حفظ عرصه میدانی خیابان از میان مردم کمرنگ و جمعیت مردمی روز به روز پراکندهتر شود و زمینه فعالیت آنها مهیا شود.
راهکار ایران برای مقابله با تروریستهای مسلح
فارغ از عملیاتهای امنیتی و اطلاعاتی داخلی، ایران میتواند هم از طریق عملیاتی و هم به طور دیپلماتیک برای مهار هستههای تروریستی و رفع تهدید مرزی در فرصت آتشبس اقدام کند. تداوم حملات هماهنگشده ایران به مراکز و پایگاههای اصلی تروریستها در خاک پاکستان یا حتی عراق و همچنین ادامه بحث رایزنی با دولت عراق در قالب توافقنامه امنیتی تهران-بغداد برای خلع سلاح و استرداد اعضای گروههای کردی ضد انقلاب نظیر پژاک، کومله و... میتواند راهگشا باشد. علاوه بر آن، برخی معتقدند که میتوان در چارچوب شروط اعلامی برای پایان درگیریها، خلع سلاح کامل این گروهها را بهعنوان یکی از مطالبات اصلی مطرح کرد تا امنیت ملی و ثبات مناطق مرزی به طور ریشهای حفظ گردد.