حضور و عدم حضور در صحنه و میدان و تأثیر آن در وحدت و یکپارچگی و انسجام ملی و نیز تعامل اجتماعی بسیار قابل توجه است.
نقش بیبدیل حضور در عرصه سیاسی- اجتماعی در تقویت موقعیت ساختار حاکمیت و ملت تأثیر جدی دارد و بیتردید دولتهایی که با تمرکز بر پشتیبانی ملت، با دموکراسی و با توجه به اعتقادات و ایدئولوژی ناب دینی و ملی شکل میگیرند، به سادگی قابل جداسازی نیستند و نخواهند بود. چراکه حضور معنادار در میدان، معادلات جبهه مقابل را بر هم زده و آن را دچار انفکاک و اضمحلال میکند.
حضور چه در زمینه شناختی و چه هیجانی و عاطفی و نیز رفتاری و عملکردی، تأثیر بیبدیلی خواهد داشت. پس از تهاجم دشمن به ملت غیور ایران و نیز شهادت رهبری و برخی از سران حاکمیت و با توجه به اغتشاشات بماسبق گروههای پرخاشگر و مهاجم که از امریکا و اسرائیل شکل گرفت و بر دین و انقلاب یورش آوردند، تقویت انسجام و وحدت ملی بیش از پیش تقویت شد. واقعاً ضربالمثل قدیمی که «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، جان گرفت و خود را نشان داد.
بیتردید نمیتوان با نگاه نابهنجار و معیوب قطبینگری و قطبیسازی بر یک طرف ماجرا وقوف کرد و دیگر هیچ، بلکه باید با استدلال و استناد بر عرصه منطق گام برداشت و در معدلگیری نتایج اجتماعی تمرکز کرد. واقعیات کشور در این مرحله بسیار قابل تأمل و قابل توجه بوده است که حضور جدی مردم معنادار بوده و دشمنان در تهاجم خود به آنچه که میپنداشتند، نتیجه متفاوت گرفتند. نوجوان و جوان و زن و مرد، پیر و جوان همه و همه آمدند و نقش خود را در بر هم زدن محاسبات طرف مهاجم پررنگ کردند.
شبهای رمضان و حضور مستمر و تشییع شهدا و نیز روز و شبهای تعیینکننده بسیار در معادلات تحلیلگران متفاوت نشان داده شد و مردم پررنگ آمدند و مردانه از کشور دفاع کردند و باعث وحدت بیشتر شدند. همدلی و همدردی، وفاداری و ایثار و گذشت و شجاعت و حمایت اجتماعی و نوعدوستی، همبستگی اجتماعی و تعاون و مشارکت و امید و امیدواری، همه و همه در وحدت و نگرش مثبت مؤثر بوده و مهندسی اجتماعی را به شکلی جدی طراحی نموده و عملیاتی شدند. بیتردید عرصههای دیپلماسی و رزم و دفاع نظامی و انتظامی و حضور ملت در عرصه و حضور هر مسئول و مدیر و متخصص در عرصه کارزار، خود نوعی میدان است که به توجه و تمرکز انسان بر معنای قصد و عملش بستگی دارد. اگر فراشناخت دقیق داشته باشیم و عرصهها و میدانها را بشناسیم و نیز از نگاه قطبیتی و مطلقنگری خارج شویم و به اهداف واحدی مانند ایرانی بودن و توجه به دین و مصلحت ملت اندیشه کنیم، همه صحنهها را بیقهر کردن درک و لمس و حضور همهجانبه خواهیم داشت. صد البته قدردانی از این حضور، وظیفه ذاتی حاکمیت و مدیران و بزرگان کشور در برابر ملت بزرگ ایران است.
*عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی