یک نویسنده مصری در یادداشتی تحلیلی با بررسی تحولات اخیر منطقه تأکید میکند که پس از بیش از ۴۰ روز نبرد سنگین، این اراده و پایداری مقاومت و ایران بود که توانست معادلات را تغییر دهد و طرف مقابل را به پذیرش آتشبس وادار کند. جوان آنلاین: پایگاه خبری العهد لبنان در یادداشتی به قلم ایهاب شوقی، نویسنده مصری به برشمردن شاخصهای برتری ایران با تمرکز بر نیروی اراده ایرانیان و وحدت میدانها پرداخت.
به گزارش ایرنا، شوقی چنین نوشت:
«پس از بیش از ۴۰ روز نبرد شدید و تلاشهای مستمر آمریکا و رژیم صهیونیستی برای نابودی مقاومت و جدا کردن میدانها از یکدیگر، مقاومت موفق شد با یک پیروزی تاریخی جدید از این نبرد خارج شود و بر سلسله پیروزیهای خود بیفزاید.
همچنین ایران توانست وحدت میدانها را تحمیل، اراده مقاومت را بر اراده آمریکا و رژیم صهیونیستی و همپیمانانشان غالب و این قاعده را تثبیت کند که هرگاه دشمن جرأت مقابله با نیروهای زبده و میدانی مقاومت را بیاید، نتیجه آن نابودی تجهیزات و نیروهایش خواهد بود. ارتش جنگطلب صهیونیستی که به کشتار کودکان، زنان و غیرنظامیان شهرت دارد، در میدان نبرد واقعی، علیرغم برتری عددی و تسلیحاتی، توان مقابله با نیروهای رضوان و جوانان مقاومت در لبنان را ندارد.
ایران در این مسیر، با وجود قرار داشتن در موقعیت برتر در مذاکرات، از بخشی از دستاوردهای راهبردی خود چشمپوشی کرد تا پرونده لبنان را وارد روند مذاکرات کند و از اهرم تنگه هرمز برای اعمال فشار جهت توقف هدفگیری مقاومت و جلوگیری از انزوای آن بهره گرفت.
با وجود توطئهها برای تفکیک جبههها در داخل و خارج لبنان و تلاش برای ایجاد اختلال و خرید زمان بهمنظور نابودی مقاومت یا کسب دستاوردی نمایشی، رشادتهای مقاومت توانست معادلات را برهم بزند و زمان را به عاملی علیه صهیونیستها و نیروهایشان و حتی علیه جبهه داخلی آنها تبدیل کند؛ بهگونهای که ساکنان شمال فلسطین اشغالی از حملات مقاومت به ستوه آمدند و خشم خود را متوجه کابینه نتانیاهو کردند.
در این میان، یگان ۱۰۱ که صهیونیستها به آن میبالند، به همراه تیپهای گفعاتی و گولانی و لشکرهای ۹۸، ۵۲ و لشکر زرهی ۱۶۲، در برابر صدها نیروی «رضوان» ناکام ماندند؛ امری که ادامه درگیری را به یک شکست و ضربه به اعتبار ارتش دشمن در سطح منطقهای و بینالمللی تبدیل کرد.
مقاومت همچنین زمان را به عاملی علیه آمریکا بدل کرد؛ آمریکایی که تلاش داشت با مانور و طفرهرفتن، اوضاع را مدیریت کند، اما در نهایت دریافت که با ادامه این روند، مسیر مذاکراتی که برای حفظ آبروی خود پس از ناکامیهای مکرر در برابر ایران به آن پناه برده بود، به خطر خواهد افتاد.
در این چارچوب، عنوان اصلی هر نبردی «اراده» است، فارغ از تفاوت در قدرت نظامی؛ موضوعی که هم در علوم انسانی و هم در علوم نظامی در تعریف پیروزی و شکست مورد توافق است، چراکه شکست زمانی رخ میدهد که اراده، انگیزه و توان ادامه نبرد از میان برود.
بر این اساس، ایران و مقاومت توانستند اراده خود را بر اراده استعمار، تحمیل و در برابر تهدیدها، جنگ روانی و فضاسازیها ایستادگی کنند؛ بدون آنکه ایران در وفاداری به شریک خود، کوتاهی یا مقاومت از اصول و تعهداتش، با وجود فشارها، تبلیغات و شرایط محاصره و انزوا، عقبنشینی کند.
اراده ایران با تحمیل آتشبس به پیروزی رسید و ماهیت واقعی فرماندهی جنگ را آشکار کرد؛ جایی که مشخص شد آمریکا هدایتکننده اصلی است و میتواند از طریق شبکههای اجتماعی به تابع صهیونیستی خود دستور دهد. این امر درستی سخن سید شهدای مقاومت، سید حسن نصرالله را تأیید کرد که گفته بود آمریکا فرمانده و حاکم این رژیم و این رژیم «سستتر از خانه عنکبوت» است.
همچنین اراده مقاومت زمانی به پیروزی رسید که تمامی قید و بندهای ساختگی و چارچوبهایی را که با عنوانهای فریبنده مطرح میشدند—از جمله نقش نهادهای رسمی و نظارت کمیتههای بینالمللی—درهم شکست؛ سازوکارهایی که در عمل برای مشروعیتبخشی به اشغالگری و تجاوزات صهیونیستی بهکار گرفته میشدند. در این شرایط، مقاومت برای بازتعریف مفهوم حاکمیت و کرامت و تأکید بر اینکه تنها راه بازپسگیری حقوق، مقابله با دشمنی است که جز زبان قدرت نمیفهمد، وارد عمل شد.
برای مقابله با برداشتهای نادرست و تبلیغات گمراهکننده، مقاومت با بیانی منطقی و مسئولانه توضیح داد که وارد کردن لبنان در چارچوب مذاکرات ایران با آمریکا در پاکستان، بهمنزله تقویت موقعیت لبنان است، نه دخالت در امور آن؛ چراکه اصل آزادی و رهایی را نمیتوان دخالت تلقی کرد، مگر آنکه پذیرش اشغال به یک اجماع ملی تبدیل شده باشد.
آتشبس فراگیر همچنین نادرستی روایتهایی را که تلاش داشتند آن را به عوامل دیگر نسبت دهند، آشکار کرد؛ بهویژه در حالی که برخی از این روایتها بهدنبال طرح موضوع خلع سلاح مقاومت بودند، اما در واقع، دشمن بهدلیل ناکامی در دستیابی به هرگونه دستاورد، ناچار به توقف جنگ شد و فرمانده آمریکایی آن نیز نتوانست امتیازی از ایران بگیرد یا این کشور را وادار به پذیرش شروط خود کند.
در این میان، چند نکته راهبردی قابل توجه است:
نخست اینکه دشمن همچنان خاطره شکست در جنوب لبنان، بهویژه در بنت جبیل را در ذهن دارد؛ جایی که شهید سید حسن نصرالله سخنرانی معروف خود را ایراد و رژیم را «سستتر از خانه عنکبوت» توصیف کرد. تلاش برای شکستن این نماد نیز ناکام ماند و ناتوانی در کنترل بنت جبیل، علیرغم بسیج هزاران نیرو در برابر صدها رزمنده، روایت مقاومت را تثبیت و شکست راهبردی دشمن را عمیقتر کرد.
دوم اینکه با وجود گذشت بیش از چهار دهه از مقاومت در جنوب لبنان، بیش از یکربع قرن از پیروزی سال ۲۰۰۰ و حدود دو دهه از پیروزیهای جنگ ژوئیه، همچنان شاهد تداوم عملکرد برجسته نیروهای مقاومت هستیم؛ امری که نشاندهنده تداوم نسلهای مقاومت، چه در میان مردم و چه در میان نیروهای سازمانیافته، از جمله یگانهای رزمی و نیروی رضوان است. این موضوع بیانگر موفقیت راهبردی در حفظ آمادگی رزمی و تقویت فرهنگ مقاومت و کرامت در میان جامعه حامی آن است.
سوم اینکه اذعان صهیونیستها و آمریکاییها به قدرت مقاومت و ایران، نشاندهنده شکست تلاشها برای ترویج فرهنگ تسلیم و انفعال است. در این زمینه، دو نمونه قابل ذکر است:
نخست، گزارش روزنامه «یدیعوت آحارنوت» که به نقل از آمار ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد حزبالله در این نبرد ۲۵۰۰ موشک به سمت اراضی اشغالی شلیک کرده، ۵۵۰۰ موشک و گلوله به نیروهای در حال پیشروی در جنوب لبنان زده و ۱۴۰ موشک ضدزره علیه این نیروها بهکار برده است؛ آماری که نشاندهنده نادرستی ادعاهای مربوط به تضعیف یا نابودی توان مقاومت است.
دوم، اظهارات «روبرت پیپ» کارشناس نظامی آمریکایی که تصریح کرد ایران به چهارمین قدرت جهانی تبدیل شده و در کنار آمریکا، چین و روسیه قرار گرفته است؛ نه صرفاً بهدلیل قدرت نظامی، بلکه بهسبب توانایی در تأثیرگذاری بر تصمیمات کلان نظام بینالملل.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که منطقه در آستانه یک نبرد سرنوشتساز قرار دارد که آینده آن و حتی نظم بینالمللی را تعیین خواهد کرد؛ نبردی که در آن، تنها بازیگران قدرتمند باقی خواهند ماند و الگوهای قدیمی مبتنی بر اتکا به قدرتهای خارجی یا منابع مالی، جای خود را به مرحلهای جدید از تحولات خواهند داد؛ مرحلهای که میتواند به شکلگیری روندهای جدید در مسیر استقلال و تعیین سرنوشت ملتها منجر شود.»