جیدی ونس، کاندیدای اصلی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ امریکاست. او در یک ماه اول جنگ رمضان ساکت بود و کم کم به عنوان آدم خوب خودنمایی کرد. نظرسنجیها نشان میدهد که وی در چند پرونده ناکام بوده است، به صورتی که با ۲۱ درصد محبوبیت، منفورترین معاون رئیسجمهور امریکا اعلام شد. از سوی دیگر، همه شاخصهای متأثر از جنگ اخیر نشان از رشد رأی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آبان امسال کنگره دارد. حالا جمهوریخواهان علاوه بر آشـی که ترامپ برای آنان پخته است، باید بتوانند نقشه راهی را طراحی کنند که در انتخابات میاندورهای و ریاست جمهوری آینده هم صحنه را واگذار نکنند. بنابراین فهمیدهاند سرنوشتی که برای کارتر دموکرات در صدر انقلاب اسلامی و پس از رسوایی طبس رخ داد، ممکن است امروز سراغ جمهوریخواهان بیاید. بنابراین، ناگهان جیدی ونس را به ریاست تیم مذاکرهکننده امریکا برگزیدند. او برای بازسازی آنچه ترامپ خراب کرده است، باید دست به اقدامات بسیار متفاوت و متمایز بزند تا بتواند هم خود را اثبات کند، هم پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای امسال را ناکام بگذارد.
ونس برای این مهم به دنبال ارتقای موضوع و شعاع مذاکرات است. طراحی او برای تولید سرمایه اجتماعی پیش خواهد رفت و صرفاً دنبال مذاکره هستهای با ایران نیست. او به دنبال «مذاکرات جامع» برای حل منازعه ۴۷ ساله ایران و امریکا است. بر این باورند که حل این موضوع شگفتانهای را از جمهوریخواهان به نمایش میگذارد که نه تنها در امریکا، بلکه در جهان و خصوصاً در بین کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس ارتقا مییابند و اروپا را نیز به تحسین
وا میدارند. ونس بعد از دور اول مذاکرات اسلامآباد رسماً از حل مشکل ۴۹ ساله و مذاکرات فراگیر با ایران صحبت میکند و دستاورد خارقالعاده را در این موضوع میداند.
برای ورود به مذاکرات جامع، راضی کردن ایران اصل اول است که با امتیازخواهی اساسی ممکن است چراغ سبز را نشان دهد. ایران امروز، ایران ۲۰۱۵ و برجام نیست. تهدید عملی شده و ایران توانسته است زهر حملات دو غول نظامی و فناوری جهان را بگیرد و با قدی کشیدهتر و صدای کلفتتر خودنمایی کند و از تکرار جنگ هم هراسی نداشته باشد. بنابراین، اگر برای احیای ونس و بازگرداندن سرمایه اجتماعی جمهوریخواهان مذاکره جامع لازم است، امریکا مجبور به تعدیل و امتیازدهی برای محقق شدن این موضوع است.
ایران در ایستادگی بر خطوط قرمز خویش اصلاً نگران تهدید و جنگ دیگری نیست، چون این باد خالی شده است. اکنون زمان سایش خطوط قرمز امریکاست. حتی اگر موقتاً تعلیق هستهای را داوطلبانه بپذیریم و در قبال آن سه تحریم اساسی: ۱- نفتی، ۲- بانکی و ۳- سرمایهگذاری را برطرف کنیم، پس از وقفهای که در دل آن قویتر خواهیم شد، به میدان اصلی باز خواهیم گشت. با اقتصاد بهتر و مردمی راضیتر، هستهای را ادامه خواهیم داد. به هر حال تولیدات رسانهای و افکار عمومی در امریکا علیه ترامپ است. آنها برای دو انتخابات آینده باید منطق خود را اصلاح کنند و امریکایی خوب را آرایش کنند و در ویترین به نمایش بگذارند. راهی جز این یا واگذاری قدرت - به خاطر رفتار و مواضع ترامپ - ندارند.