جنگ لابهلای تمام سختیها، دشواریها و ویرانیهایی که از خود به جای گذاشت، تجربههای زیادی را نیز به ارمغان آورد. اول اینکه در عین ناباوری، دانستیم خدشه وارد کردن به اعتماد مردم تا چه اندازه میتواند راه را برای یکهتازی دشمن، جهت بازی با افکار عمومی باز کند و ذهن ملت را در اختیار خود بگیرد. در کنار این عده (که به طور دقیق نمیدانم چند درصد از جامعه را تشکیل میدهند)، عدهای هم هستند که این روزها چه در داخل و چه خارج، انگشت به دهان تکنولوژی موشکی ایران ماندهاند. بسیاری از آنها تصورش را هم نمیکردند ایران چنین سامانه موشکیای را در اختیار داشتهباشد، چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، اما این روزها در کنار تمام دلخوریهایشان از وضعیت اسفناک مالی و اعتراضهای گاه و بی گاهشان، این واقعیت را دریافتند که ایران به لحاظ نظامی، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. به طوری که، امریکایی که سالهاست خود را به عنوان ابرقدرت جا انداخته، به هر طریقی دنبال مذاکره است برای پایان دادن به جنگی که خود آغاز کردهاست!
جنگ تحمیلی رمضان برای تکتک ما، تجربیات گرانبهایی به همراه داشت؛ چه برای افراد جامعه، چه آقایان مسئول و تصمیمگیرندگان. امروز بهتر از هر زمان دیگری میدانیم صرف تکیه کردن و امید داشتن به طیف موافق نمیتواند کافی باشد و نمیتوان بیتفاوت بود که چه تعدادی یا چه درصدی از جامعه واقعیت ایران را باور ندارند، وقتی میدانیم یک سیب گندیده میتواند سبدی را خراب کند.
بیتردید جنگ که پایان یابد تکتک ویرانیهای باقیمانده از آن (به جز جانهای از دست رفته) دیر یا زود ساخته میشود، چه بسا بهتر از قبل، اما پیش از ساختن ویرانههای به جا مانده از جنگ، باید دنبال جلب اعتمادهای از دست رفته باشیم تا دشمنانی که این روزها از تریبون شبکههای خبری، چون ایران اینترنشنال، تفکرات خود را به مغز مخالفان و معترضان تزریق میکنند دیگر حنایشان برای دوست و دشمن رنگی نداشته باشد. تکلیف دوست و همراه مشخص است. امروز این مملکت نیاز دارد به همراهی تکتک آنهایی که به هر دلیلی از دست حکومت و مسئولانش، دلخوری و نارضایتی دارند.
اگر اقدامات انجام شده در جهت جلب اعتماد مردم، اصولی باشد، دیگر وراجیهای شبکههای مختلف خبری که تریبون دشمن هستند، هیچ کاری از دستشان برنمیآید، اما کافی است یک جای کار لنگ بزند، یا در انتشار گوشهای از واقعیت اشتباه برویم تا دشمن همان را برای در مشت گرفتن ذهن و باور مردم دستمایه کند؛ ذهنی که حداقل امروز بهتر از هر زمانی میدانیم همراه نبودن آن از دشمنی هر حکومت و موشکهای سنگرشکن هر دشمنی، سنگرشکنتر است.
تکلیف شبکههایی، چون ایران اینترنشنال مشخص است، اما فحاشی کردن به آن، دروغگو خطاب دادنش یا حتی خندیدن به سرتاپای اخبارش با جمع همطیفان هیچ دردی را دوا نمیکند. آنچه امروز لازم است، بازپس گرفتن ذهن آشفته مردم ناراضی و معترضی است که دشمن از کوچکترین اهمال ما برای بول گرفتن از آن استفاده میکند.
امروز وقت اتحاد است نه خطکشی بین دوست و دشمن. دشمن آنسوی مرزهاست، نه لابهلای اطرافیان که به هر دلیلی دلخور و شاکی هستند. واقعیتی که اگر بدان توجه نکنیم دیر یا زود، بازنده خواهیم بود، حتی اگر برنده صد در صدی جنگ باشیم و بتوانیم تمام موشکهای دشمن را قلع و قمع کنیم.
پرواضح است همه آنهایی که امروز به افتخار سامانه موشکی ایران سرپا ایستاده و کف میزنند، فقط طیف موافق نیستند، بلکه بسیاری از جمع مخالفانی هستند که باور نمیکردند کشورشان اینچنین تکنولوژیای داشته باشد، اما نباید به همین قانع شویم. باید به دنبال جذب صددرصدی باشیم و جلب اعتماد تکتک مخالفان، که حتی یک نفر هم برای دشمن نماند که بخواهد از آن علیه خودمان استفاده کند.