جهان باید بداند آنچه امروز در رفتار راهبردی جمهوری اسلامی ایران مشاهده میکند، نه یک ماجراجویی سیاسی، که یک «خیزش تمدنی برای ترمیم زخمهای عمیق تاریخ» است. قریب به نیمقرن (۴۷ سال) است که ملت ایران تحت شدیدترین فشارهای ضدانسانی، جنگهای تحمیلی، تروریسم اقتصادی و پروپاگاندای رسانههای استکباری قرار داشتهاست. ما ۴۷ سال «صبر راهبردی» کردیم، در حالی که دشمنان و برخی همسایگان نمکنشناس، با حمایت واشینگتن، از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به این ملت فروگذار نکردند، اما امروز ورق برگشتهاست. ما از قدرت سرزمینی خود علیه مستبدین و دشمنان، تا احقاق کامل حقوق از دست رفته، عقب نخواهیم نشست.
۱- از «ایران تجزیهشده» تا «ایران احیاگر»: تاریخ گواهی میدهد که ایران هرگز کشوری را تجزیه نکرد؛ بلکه این استعمارگران بودند که در دوران ضعف حاکمیتهای گذشته، پیکر تنومند ایران را قطعهقطعه کردند. مرزهای کنونی، محصول چشماندازهای غارتگرانه استعمارگرانی است که میخواستند ایران را در حصارهای کاغذی محدود کنند. آنها دو قرن ایران را محبوس و زندانی مرزهای ساختگی و پیکر آن را «مثله» کردند. «جنگ تحمیلی سوم» نیز با هدف یکسره کردن کار، تجزیه کامل و حذف نام ایران از تاریخ و جهان هستی طراحی شدهبود، چراکه خوی سلطه هیچ رحمی ندارد. امروز ملت و حاکمیت ایران اعلام میکنند که «دوران ضعف به پایان رسیدهاست.» جغرافیای حقیقی ایران به میدان آمده تا پارههای جداشده تمدنی و آبهای سرزمینی خود را دوباره متصل کند. قوانینی که از دل ملتها بیرون نیامده و صرفاً برای استثمار نظاممند نوشته شدهاند، در برابر اراده تمدنی ما فاقد اعتبارند.
۲- تفکیک حقوقی و ابطال تلههای بینالمللی: در جهان پسا ۲۰۲۶، تکیه بر تفاسیر یکجانبه از حقوق بینالملل برای مهار ایران مقتدر، کارایی ندارد.
- حقوق دریاها: ایران عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ نیست و تکلیفی به پذیرش «عبور ترانزیتی» ندارد. مبنای عمل ما، کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو و «حقوق عرفی» است که بر «عبور بیضرر» تأکید دارد. در حالی که همسایگان و دشمنان امریکایی در طول دههها با سوءاستفاده از سکوت ایران، نام خلیجفارس را تغییر داده و به جزایر ایرانی چشم طمع دوختند (گویی تمدن و حاکمیت ایران نادیده انگاشته شده بود)، ما در این برهه حساس به دنبال حذف مرزهای زاییده استعمار هستیم.
- حق حاکمیت: هرگاه عبور یک شناور (بهویژه ناوهای متخاصم) مخل «صلح، نظم یا امنیت» ما باشد، ایران حق قانونی دارد که از ورود آن جلوگیری کند. ما اجازه نمیدهیم ناوهای دشمن به راحتی در پایگاههای نظامی که با هزینه این دولتها در جزایر استعماری علیه امنیت ما احداث شده، مستقر شوند و جنایت کنند.
۳- دفاع مشروع و پاسخ به زورگویی: حقوق بینالملل، یک «انتحار دستهجمعی» نیست. وقتی ایالات متحده با تروریسم اقتصادی، حق حیات یک ملت را هدف میگیرد، ایران طبق دکترین «اقدام متقابل»، حق دارد از اهرمهای حاکمیتی خود در تنگه هرمز برای پاسخگویی استفاده کند. حاکمیت بر هرمز در شرایط تهدید، نه یک موضوع تجاری، بلکه یک «ضرورتِ بقای ملی» است که بر هر معاهدهای مقدم است.
۴- پایان «عبور رایگان» و وضع عوارض سیادتی: امنیت، کالا نیست که تولید آن بر عهده ایران و سود آن در جیب تحریمکنندگان باشد. ایران سالانه هزینههای کلانی صرف امنیت ناوبری و صیانت زیستمحیطی در هرمز میکند. کشورهایی که علیه ایران اقدام به «جنگ هیبریدی» میکنند، وصف «بیضرر بودن» را از شناورهای خود سلب کردهاند. لذا، وضع «عوارض ویژه و سیادتی» بر این کشتیها، پاسخ حقوقی به خساراتی است که آنها در این ۴۷ سال بر اقتصاد و معیشت ملت ایران تحمیل کردهاند.
پیامی به وجدانهای بیدار جهان: ایران به دنبال بستن شریان انرژی جهان نیست، اما جهان باید بداند که «امنیت، تفکیکناپذیر است». نمیتوان در تهران بذر آشوب پاشید و انتظار داشت در هرمز، امنیت مطلق برای متجاوزان برقرار باشد. ایران ۱۴۰۵ تحت زعامت مقتدرانه آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، در حال اجرای عدالت تاریخی است. ما حق خود را از منابع، آسمان و دریا بازپس میگیریم و اجازه نمیدهیم نقشههای جعلی استعمار، سرنوشت ملتهای منطقه را رقم بزند. «حق گرفتنی است و جغرافیای حقیقی ایران، ضامن عدالت نوین جهانی است.»