رژیم تروریستی امریکا در ادامه سیاستهای تجاوزکارانه خود علیه کشورمان، ادعای آغاز محاصره دریایی ایران را مطرح کرده است. هدف آشکار از این اقدام، اعمال فشار اقتصادی و وادار کردن سرزمین کهن ما به تسلیم است! اما به پشتوانه مقاومت جانانه مردم و بازوان توانمند نیروهای مسلح و البته واقعیتهای جغرافیایی، لجستیکی و اقتصادی، محاصره کشوری با مشخصات و مختصات ایران از منظر عملی، از هماکنون شکستخورده است، چه آنکه ایران با بیش از ۸ هزار کیلومتر مرز آبی و خشکی، شبکهای گسترده و متنوع از مسیرهای صادرات و واردات کالا در اختیار دارد و طبعاً تلاش دشمن برای قطع جریان تجاری و نفتی را با شکست مواجه میکند.
ایران ما با هزار و ۶۰۰ کیلومتر مرز دریایی در جنوب، نزدیک به هزار کیلومتر مرز آبی در شمال و بیش از ۶هزار کیلومتر مرز خشکی، توانایی بینظیری در مدیریت جریان کالا دارد. همچنین مسیرهای جایگزین زمینی و ریلی که از شمال و شمالشرق کشور به سمت چین، هند و اروپا طراحی شدهاند، نقش حیاتی در تضمین جریان تجارت ایران دارند. کالاهای اساسی، مواد اولیه و تجهیزات صنعتی معمولاً از طریق روسیه، قزاقستان، ازبکستان، ترکیه و پاکستان وارد کشور و صادرات نیز از همان مسیرها به بازارهای خارجی منتقل میشوند. ضمناً استفاده از گذرگاههایی مانند آستارا، سرخس و اینچهبرون باعث شده است سرعت حملونقل کالا کمتر از نصف زمان مسیرهای دریایی باشد، که این امر توان لجستیکی ایران را بیش از پیش تقویت میکند.
توان لجستیکی ایران در مقابله با محاصره
ظرفیت شبکه گسترده مرزی و مسیرهای متعدد صادرات و واردات، این امکان را میدهد که توان مقابله با تهدید دریایی، بار دیگر داغی بر دل «طبقه اپستین» بگذارد، چرا که کشورمان میتواند حتی در شرایط شدیدترین فشارها، جریان کالا و نفت خود را حفظ کند، طبعاً این امر ناشی از برنامهریزی بلندمدت و تدارکات گسترده برای مواقع بحرانی است. البته از تجربه تاریخی کشورمان در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز غافل نشویم که به خوبی نشان میدهد حتی حملات مکرر به تأسیسات نفتی و زیربنایی، مخصوصاً به خارک که تقریباً روزانه بود، نتوانست صادرات نفت کشور را متوقف کند و در طول این دوره، صادرات نفت از مسیرهای مختلف با رعایت امنیت کامل انجام میشد و حتی در شرایطی که ناوگان نفتی کشورمان به طور مداوم هدف قرار میگرفت، جریان نفت همچنان برقرار بود. اکنون، با افزایش قدرت نظامی، تقویت توان موشکی و تجهیزاتی کشور، احتمال موفقیت محاصره دریایی به حداقلترین وجه ممکن رسیده است.
از طرفی کشورمان ضمن آنکه قادر است مسیرهای دریایی را مدیریت کند، از مسیرهای جایگزین زمینی و ریلی نیز بهره میبرد. شبکه حملونقل داخلی و گذرگاههای مرزی با کشورهای همسایه، شامل روسیه، ترکیه، پاکستان و کشورهای آسیای میانه، این امکان را فراهم میآورد که کالاها و نفت بدون وقفه به مقصد برسند. حتی در شرایط بحرانی، این مسیرها توانایی انتقال حجم قابلتوجهی از نفت و کالاهای اساسی را دارند و طبعاً جریان اقتصادی کشورمان را تضمین میکنند.
انعطافپذیری و تنوع مسیرهای نفتی
محور اصلی تهدید رژیم امریکا، صادرات نفت کشورمان است. با این حال، حتی در شرایط تحریم و حملات مکرر به تأسیسات نفتی، ایران توانست جریان صادرات نفت خود را حفظ کند. در طول جنگ تحمیلی دوم و سوم نیز، صادرات نفت کشورمان به صورت مستمر انجام میشد، بنابراین این تجربه امروز نیز قابلتکرار است و مسیرهای زمینی و خطوط لوله جایگزین، همراه با مدیریت یکپارچه، امکان صادرات نفت و فرآوردههای نفتی را فراهم میکنند.
ضمناً شرایط فوب (تحویل در مبدأ) و سیآیاف (تحویل در مقصد) نشان میدهد شرایط تحویل و قیمتگذاری صادرات ایران قابلانعطاف است. فروش نفت به صورت فوب در شرایط تحریم دریایی امکانپذیر بوده و خریداران از کشورهایی مثلاً چین، هند و اروپا حتی در شرایط محدودیت دریایی، حاضر به خرید هستند. طبعاً قیمت تحویل نفت به صورت «فوب» یا «سیآیاف» متفاوت است، اما توانایی کشورمان در مدیریت فروش و صادرات باعث میشود که بازارهای جهانی از دسترسی به نفت ایران محروم نشوند.
خوشبختانه شبکه خطوط لوله و مسیرهای زمینی کشورمان به گونهای طراحی شدهاند که حتی در شرایط خاص میتوانند نقش مکمل مسیرهای دریایی را ایفا و صادرات کشورمان را تضمین کنند و قاعدتاً این توانمندی، ایران را به یک بازیگر اقتصادی و نفتی مستقل و غیرقابل تحریم تبدیل کرده است.
پیامدهای اقتصادی محاصره
ادعای رژیم تروریستی امریکا درباره محاصره دریایی کشورمان، به اذعان خبرگان حوزه اقتصادی، بر جریان تجاری کشورمان تأثیری نخواهد داشت بلکه برعکس، پیامدهای اقتصادی منفی برای کشورهای تحریمکننده ایجاد میکند، چه آنکه بسته شدن تنگه هرمز، باعث افزایش شدید قیمت نفت در بازار جهانی میشود و این افزایش مستقیماً بر هزینه زندگی شهروندان کشورهای غربی تأثیر خواهد گذاشت، کما اینکه پیرو مدیریت هوشمند تنگه هرمز، نشانههای زلزله در اقتصاد جهان هویدا شده است. حتی تحلیلگران نفتی و سیاستمداران امریکایی نیز معتقدند که اقدام به محاصره دریایی، به جای تحت فشار قرار دادن ایران، فشار اقتصادی را متوجه مردم امریکا خواهد کرد.
همچنین، تلاش برای محدود کردن صادرات کشورمان میتواند باعث تقویت همکاری تهران با کشورهای همسایه و شرکای آسیایی شود، البته این روند از زمان دولت سیزدهم آغاز شده و همین تغییر نگرش در ارتباط اقتصادی با کشورهای همسایه، این روزها به عنوان یک مفر اقتصادی خودنمایی میکند؛ بنابراین محاصره دریایی، با توجه به موقعیت جغرافیایی، توان لجستیکی و قدرت نظامی کشورمان، عملی نیست و بلکه میتواند پیامدهای معکوس برای رژیم امریکا و متحدانش به همراه داشته باشد.
این واقعیت که ایران عزیزمان قادر است حتی در شرایط حمله نظامی و تحریم، صادرات نفت و کالاهای اساسی را حفظ کند، نشاندهنده اقتدار و استقلال اقتصادی و نظامی است و طبعاً اقدام برای محدودکردن جریان تجارت ایران، تأثیری بر اراده ملی و توان اقتصادی کشورمان ندارد و انشاءالله فشار اقتصادی و سیاسی را به کشورهای تهدیدکننده منتقل خواهد کرد و داغ محاصره دریایی هم بر دل طبقه اپستین خواهد ماند و ایران اسلامی مسیر توسعه، تجارت و امنیت خود را بدون وابستگی و تسلیم در برابر تهدیدهای خارجی ادامه خواهد داد. جان کلام آنکه کشورمان با اراده قوی و راهبرد بلندمدت، جریان تجارت و صادرات خود را تضمین کرده است و قدرت دفاع از منافع ملی را در بالاترین سطح حفظ میکند.