جوان آنلاین: هشدار نهادهای هوانوردی اروپا درباره احتمال بروز بحران سوخت، بار دیگر اهمیت راهبردی تنگه هرمز را برجسته کرده است که مدیریت آن در سایه اقدامات تجاوزکارانه رژیم امریکا تغییر کرده و اکنون تبعات آن بهطور مستقیم اقتصاد و حملونقل هوایی اروپا را تحت تأثیر قرار داده است.
وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به مسیرهای محدود انتقال انرژی، همواره یکی از نقاط آسیبپذیر نظام بینالملل محسوب شده است. در این میان، تنگههرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال نفت و فرآوردههای انرژی، نقشی تعیینکننده در توازن بازارهای جهانی ایفا میکند و اختلال در این گذرگاه، زنجیرهای از پیامدها را در حوزههای مختلف اقتصادی و صنعتی به همراه دارد که صنعت هوانوردی اروپا یکی از نخستین قربانیان آن به شمار میآید.
هشدار اخیر انجمن فرودگاههای اروپا درباره احتمال کمبود سیستماتیک سوخت هواپیما، بازتابی از همین واقعیت است. این هشدار در شرایطی مطرح شده که ذخایر سوخت هوانوردی در بسیاری از کشورهای اروپایی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به جریان پایدار انرژی از منطقه خلیج فارس وابسته است و وقفه در این جریان، نهتنها هزینههای عملیاتی شرکتهای هواپیمایی را افزایش میدهد، بلکه برنامههای پروازی، زنجیره تأمین کالا و حتی گردشگری را نیز دچار اختلال میکند.
واقعیت آن است که اروپا طی دهههای گذشته، باوجود تلاش برای تنوعبخشی به منابع انرژی، همچنان نتوانسته وابستگی خود را به مسیرهای سنتی انتقال انرژی بهطور کامل کاهش دهد. این وابستگی در شرایط بحران، به یک نقطه ضعف راهبردی تبدیل میشود. افزایش قیمت سوخت، کاهش ظرفیت پروازها و فشار بر شرکتهای هواپیمایی، تنها بخشی از پیامدهایی است که در صورت تداوم این وضعیت بروز خواهد کرد.
در سوی دیگر این معادله، نقش تحولات ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس قرار دارد. تنشهایی که طی سالهای اخیر بهواسطه حضور و مداخلات قدرتهای خارجی تشدید شده، امنیت این گذرگاه حیاتی را با چالش مواجه کرده است. اقدامات تحریکآمیز و سیاستهای فشار حداکثری، فضایی از بیثباتی را ایجاد کرده که نتیجه آن مستقیماً به بازارهای جهانی منتقل میشود. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت که جریان انرژی بدون اختلال ادامه یابد.
ایران بهعنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه، همواره بر ضرورت حفظ امنیت و ثبات در خلیج فارس تأکید و بارها اعلام کرده است که امنیت این منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نیروهای بیگانه نهتنها به ثبات کمک نمیکند، بلکه خود عامل تشدید تنشها محسوب میشود. تجربه نیز نشان داده است که هرگاه مداخلات خارجی افزایش یافته، سطح ناامنی در مسیرهای حیاتی انرژی نیز بالا رفته است.
از منظر حقوق بینالملل، اقدامات دفاعی ایران اسلامی در برابر تهدیدات و حملات، در چارچوب حق مشروع دفاع قابل ارزیابی است. این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که فشارها و اقدامات تجاوزکارانه، واکنشهایی را به دنبال دارد که در نهایت بر امنیت منطقهای و جهانی اثرگذار خواهد بود. در چنین فضایی، تلاش برای مقصر جلوه دادن ایران، بدون توجه به ریشههای اصلی بحران، تحلیلی جهتدار به شمار میآید.
اروپا اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناگزیر باید میان تداوم همراهی با سیاستهای تنشزا یا اتخاذ رویکردی مستقل و مبتنی بر منافع اقتصادی خود، یکی را انتخاب کند. هشدار درباره بحران سوخت هواپیما، نشانهای از هزینههایی است که این قاره در نتیجه بیثباتیهای منطقهای پرداخت میکند. ادامه این روند میتواند پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد اروپا به همراه داشته باشد.
راهکارهای پیشنهادی از سوی نهادهای اروپایی، مانند استفاده از ذخایر استراتژیک یا تنوعبخشی به مسیرهای تأمین، اگرچه در کوتاهمدت میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما پاسخ ریشهای به مسئله محسوب نمیشود. آنچه اهمیت دارد، بازنگری در رویکردهای کلان و تلاش برای کاهش تنشها در منطقهای است که نقش حیاتی در تأمین انرژی جهان دارد.
امنیت تنگه هرمز، مسئلهای جهانی است؛ چراکه اختلال در این گذرگاه، تأثیرات خود را از بازارهای انرژی تا صنعت هوانوردی و تجارت بینالمللی نشان میدهد. در چنین شرایطی، رویکردهای مبتنی بر تقابل و فشار، بیش از هر زمان دیگری ناکارآمدی خود را آشکار کرده است.
اروپا اگر بهدنبال ثبات در حوزه انرژی و حملونقل هوایی است، ناگزیر باید درک واقعبینانهتری از شرایط منطقه داشته باشد و از سیاستهایی که به تشدید تنشها منجر میشود فاصله بگیرد. تنها در چنین چارچوبی میتوان انتظار داشت که جریان پایدار انرژی برقرار بماند و اقتصاد جهانی از شوکهای پیدرپی مصون بماند.