مردی که همسرش را ۹ سال قبل به قتل رسانده بود، با پیشنهاد اختصاص تفاضل دیهاش به درمان کودکان سرطانی، از چوبه دار نجات یافت و مورد بخشش اولیای دم قرار گرفت. جوان آنلاین: مردی که همسرش را ۹ سال قبل به قتل رسانده بود، با پیشنهاد اختصاص تفاضل دیهاش به درمان کودکان سرطانی، از چوبه دار نجات یافت و مورد بخشش اولیای دم قرار گرفت.
تابستان سال ۱۳۹۶ بود که اعضای یک خانواده در یکی از شهرهای مرکزی کشور، با حالتی سراسیمه به اداره پلیس مراجعه کردند و از ناپدید شدن دختر جوانشان خبر دادند. آنها گفتند دخترشان به تازگی ازدواج کرده و چند روزی است از او بیخبرند. یکی از شاکیان به مأموران گفت: «دخترم همراه شوهرش زندگی میکرد. چند روز بود خبری از او نداشتیم، به خانهاش رفتیم، اما او آنجا نبود. با دامادمان تماس گرفتیم، گفت به خاطر کار به شهر دیگری رفته و قرار بوده دخترم به خانه ما بیاید. هرچه گشتیم، اثری از پروانه پیدا نکردیم، حتی بیمارستانها را چک کردیم. الان میترسیم اتفاق تلخی برایش افتاده باشد.»
آغاز تحقیقات
با ثبت این شکایت، به دستور قاضی پرونده، تیمی از مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند. بررسیها ادامه داشت تا اینکه خبر رسید جسد زن جوانی در بیابانهای اطراف شهر پیدا شده که شباهت زیادی به پروانه دارد. خانواده بلافاصله به پزشکی قانونی رفتند و جسد دخترشان را شناسایی کردند. پزشکی قانونی اعلام کرد زن جوان چند روز قبل بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده و سپس جسدش در بیابان رها شده است.
بازداشت شوهر مقتول
با روشن شدن جنایت، کارآگاهان اداره قتل وارد عمل شدند. بررسیها نشان میداد پروانه مدتی بود با شوهرش اختلاف داشت و همسایهها بارها صدای درگیری آنها را شنیده بودند. مأموران دریافتند شوهر پروانه، مردی پولدار، اما خسیس است و همین موضوع ریشه اختلافات بود. همچنین مشخص شد نیمهشب چند روز قبل، وی سراسیمه با خودرواش خانه را ترک کرده و بعداً ادعای مسافرت کاری داشته است.
با این سرنخها، پرویز بازداشت شد. او ابتدا منکر قتل شد، اما در برابر شواهد، به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «روز حادثه او پول میخواست. باهم درگیر شدیم. ترسیدم همسایهها صدایمان را بشنوند، دستم را روی دهانش گذاشتم و فشار دادم. ناگهان دیدم صورتش کبود شد و نفس نمیکشد. قصد قتل نداشتم. ترسیدم و جسد را در بیابان رها کردم.»
حکم قصاص
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه فرستاده شد و اولیای دم درخواست قصاص کردند. حکم قصاص در دیوان عالی کشور تأیید و پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام فرستاده شد. قاتل در یک قدمی مرگ قرار گرفت، اما درست در همین حوالی، اولیای دم خبردار شدند که قاتل در زندان به سرطان مبتلا شده است.
بخشش
قاتل که قرار بود به زودی به دار آویخته شود، پیشنهادی به اولیای دم داد که سرنوشتش را تغییر داد. او گفت: «تفاضل دیهام را به جای پرداخت به خانوادهام، صرف درمان کودکان سرطانی کنید. من هم بخشی از سرمایهام را برای این کار هزینه میکنم.» اولیای دم با این پیشنهاد خداپسندانه روبهرو شدند و در نهایت با پادرمیانی تیم صلح و سازش قاتل را بخشیدند. به این ترتیب، قاتل از زندان آزاد شد و تحت درمان قرار گرفت.