شهر در وضعیت هشداردر هفتههای اخیر، فضای شهرها دستخوش تغییراتی محسوس شده است. حضور پررنگتر نیروهای انتظامی، ایستهای بازرسی مقطعی، حساسیت بیشتر نسبت به ترددهای مشکوک و همچنین افزایش پیامهای هشداردهنده در رسانهها و شبکههای اجتماعی، همگی نشانههایی از ورود شهر به یک وضعیت پایدار است جوان آنلاین: در سیوششمین روز از جنگ تحمیلی امریکایی- صهیونی، نبرد با دشمن تنها در خطوط مقدم یا آسمان شهرها جریان ندارد؛ این جنگ، بهگونهای ملموس به درون شهرها، محلهها و حتی روابط روزمره مردم نیز کشیده شده است. در شرایطی که حملات به مراکز غیرنظامی مانند مدارس، بیمارستانها، پلها و زیرساختهای صنعتی رسیده است، همزمان یک جبهه پنهان نیز در داخل شهرها فعال است؛ جبههای که در آن، نیروهای امنیتی و مردم، در کنار هم به مقابله با شبکههای نفوذ، جاسوسی و خرابکاری میپردازند. این گزارش، روایتی اجتماعی از همین میدان پنهان است؛ میدانی که در آن مرز میان «شهروند عادی» و «کنشگر امنیتی» تا حدی کمرنگ شده و مفهوم «امنیت مردمپایه» بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است.
شهر در وضعیت هشداردر هفتههای اخیر، فضای شهرها دستخوش تغییراتی محسوس شده است. حضور پررنگتر نیروهای انتظامی، ایستهای بازرسی مقطعی، حساسیت بیشتر نسبت به ترددهای مشکوک و همچنین افزایش پیامهای هشداردهنده در رسانهها و شبکههای اجتماعی، همگی نشانههایی از ورود شهر به یک وضعیت پایدار است. با این حال، آنچه این وضعیت را متمایز میکند، نقش فعال شهروندان در این فضاست. گزارشهای رسمی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از کشفیات و دستگیریها، نه صرفاً بر پایه رصدهای فنی، بلکه با اتکا به «گزارشهای مردمی» انجام شده است. این موضوع، نشانهای از شکلگیری نوعی حساسیت جمعی نسبت به تهدیدات امنیتی است.
از مرز تا مرکز؛ زنجیره تهدیدیکی از مهمترین ابعاد تهدیدات، ورود سلاح و تجهیزات به داخل کشور است. در همین راستا، دو روز قبل فرمانده مرزبانی از کشف ۱۰ قبضه کلت جنگی در مرزهای غربی کشور خبر داد. این عملیات در منطقه سردشت و با استفاده از کمینهای هدفمند انجام شده و نشان میدهد مسیرهای مرزی همچنان یکی از کانونهای اصلی تلاش برای بیثباتسازی داخلی هستند. در این عملیات، دو فرد مشکوک شناسایی شدند که یکی از آنها پس از درگیری دستگیر و دیگری متواری شد. کشف ۱۰ قبضه سلاح کمری به همراه ۲۰ خشاب، نشاندهنده آن است که این تجهیزات به احتمال زیاد برای توزیع در داخل و استفاده در عملیاتهای خرابکارانه طراحی شده بودند. این تنها یک نمونه از زنجیرهای است که از مرز آغاز میشود و تا عمق شهرها امتداد پیدا میکند. جاسوسی در عصر شبکههای اجتماعی، اما شاید پیچیدهترین و نگرانکنندهترین بعد تهدیدات، فعالیتهای جاسوسی در بستر فضای مجازی باشد. در یکی از موارد اخیر، فردی در شهر بابلسر به اتهام ارسال تصاویر از یک حمله به مرکز نظامی به یک شبکه معاند دستگیر شد. این فرد، با استفاده از شبکههای اجتماعی، اطلاعات و تصاویر حساس را در اختیار رسانههای خارجی قرار میداد. کارشناسان امنیتی تأکید میکنند که این نوع فعالیتها، اگرچه ممکن است در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در عمل میتواند نقش تعیینکنندهای در تکمیل «پازل اطلاعاتی» دشمن ایفا کند. ارسال یک تصویر یا موقعیت جغرافیایی، ممکن است در کنار دادههای دیگر، به هدفگیری دقیقتر حملات منجر شود. این موضوع، اهمیت سواد رسانهای و آگاهی عمومی را بیش از پیش برجسته میکند، چرا که مرز میان «کاربر عادی» و «عامل ناخواسته انتقال اطلاعات» بسیار باریک شده است.
شبکههای پنهان در شهرهادر کنار موارد فردی، گزارشها از شناسایی و انهدام شبکههای سازمانیافته نیز حکایت دارند. در استان زنجان، پنج نفر به اتهام ارتباط با شبکههای معاند بازداشت شدهاند. این افراد، بهگفته منابع رسمی، با برخی رسانهها و جریانهای خارجی در ارتباط بودند و فعالیتهای آنها در چارچوب اقدامات اطلاعاتی رصد و مستندسازی شده است. همچنین در استانهای مختلف، از جمله سمنان، گلستان و سیستان و بلوچستان، مجموعاً چندین نفر به اتهام ارتباط با گروههای تروریستی یا سرویسهای جاسوسی خارجی دستگیر شدهاند. در یکی از این موارد، سه نفر که قصد داشتند اطلاعات اماکن حساس را از طریق درگاههای اینترنتی به سرویسهای جاسوسی منتقل کنند، شناسایی و بازداشت شدند. این دستگیریها نشان میدهد که تهدیدات، صرفاً محدود به یک منطقه یا یک گروه خاص نیست، بلکه بهصورت شبکهای و پراکنده در نقاط مختلف کشور در جریان است. کشف تجهیزات پیشرفته جاسوسییکی از قابل توجهترین موارد، کشف یک محموله بزرگ تجهیزات مخابراتی با کاربرد جاسوسی در شمالغرب کشور است. این محموله شامل دهها دستگاه پیشرفته بود که بهصورت حرفهای جاسازی شده و در حال ورود به کشور بود. کاربرد چنین تجهیزاتی معمولاً در ایجاد شبکههای ارتباطی امن برای انتقال اطلاعات، شنود یا هدایت عملیاتهاست. کشف این محموله، نشاندهنده سطح پیچیدگی و برنامهریزی در فعالیتهای دشمن است و در عین حال، از کارآمدی شبکههای اطلاعاتی داخلی در شناسایی این تهدیدات حکایت دارد.
نقش تعیینکننده مردمبا وجود همه این تهدیدات، آنچه در اغلب گزارشها بهعنوان یک نقطه مشترک دیده میشود، نقش «مردم» است. بسیاری از این عملیاتها، با دریافت گزارشهای مردمی آغاز شده یا به نتیجه رسیدهاند. از گزارش یک تردد مشکوک گرفته تا اطلاعرسانی درباره فعالیتهای غیرعادی در فضای مجازی، همگی به بخشی از سازوکار امنیتی تبدیل شدهاند. در اطلاعیههای رسمی، بارها از شهروندان خواسته شده هرگونه مورد مشکوک را از طریق شمارههایی مانند ۱۱۰ یا ۱۱۳ گزارش دهند. این درخواستها، نشاندهنده تغییر رویکرد از «امنیت متمرکز» به «امنیت مشارکتی» است. در این مدل، هر شهروند بهنوعی یک «حسگر امنیتی» محسوب میشود؛ حسگری که میتواند با یک تماس یا گزارش ساده، از وقوع یک حادثه بزرگ جلوگیری کند. چالشهای اجتماعیبا این حال، این وضعیت بدون چالش نیست. افزایش حساسیتها ممکن است در برخی موارد به سوءظنهای بیمورد یا گزارشهای نادرست منجر شود. همچنین، زندگی در یک فضای نیمهامنیتی میتواند فشار روانی بر شهروندان وارد کند. از سوی دیگر، حفظ تعادل میان «امنیت» و «آزادیهای اجتماعی» نیز یکی از مسائل مهم در چنین شرایطی است. هرچه این تعادل دقیقتر مدیریت شود، اعتماد عمومی نیز بیشتر حفظ خواهد شد.
جمعبندی آنچه امروز در شهرها جریان دارد، صرفاً یک وضعیت امنیتی نیست، بلکه یک «تجربه اجتماعی» است؛ تجربهای که در آن، مردم نه فقط بهعنوان مخاطب امنیت، بلکه بهعنوان بخشی از آن تعریف میشوند. دستگیری قاچاقچیان سلاح در مرزها، شناسایی عوامل جاسوسی در شهرها، کشف تجهیزات پیشرفته و انهدام شبکههای پنهان، همگی نشاندهنده گستردگی و پیچیدگی تهدیدات هستند. اما در مقابل، شکلگیری یک حساسیت جمعی و مشارکت مردمی، نقطه اتکای اصلی در مواجهه با این تهدیدات است. در نهایت، امنیت در چنین شرایطی، نه فقط حاصل عملکرد نهادهای رسمی، بلکه نتیجه یک همکاری گسترده میان دولت و جامعه است، همکاری که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به یکی از مهمترین سرمایههای کشور در مواجهه با بحران تبدیل شود.