فروشنده لباس ورزشی در گفتوگو با «جوان»: نه فقط بزرگترها که بچهها هم دیگر تقاضای خرید لباس مسی را ندارند. یک زمانی این لباسها زودتر از هر چیز دیگری فروش میرفت، اما حالا روی دستمان مانده است جوان آنلاین: بارها و بارها دیده و شنیدهایم که بسیاری، مردم را نکوهش میکنند که چرا تا کالایی قیمتش افزایش پیدا میکند، تقاضای آن بیشتر میشود و مردم حتی برای خریدش زمان زیادی در صف میایستند. اما همان مردم که در روزمره زندگی بارها به حق یا ناحق، منتقدشان بودیم، در طول سه هفته اخیر نشان دادند تا چه اندازه قابل احترام و تقدیر هستند. مردمی که بدون هیچ فراخوانی، اقداماتی انجام دادند که همه را متحیر کرده است.
طی روزهای اخیر با فروشندگان لباسهای ورزشی که همکلام میشویم به وضوح میشنویم فروش لباسهای لیونل مسی تا حد زیادی کاهش یافته، همان ستاره آرژانتینی که سالها دل فوتبالدوستان را با نمایشهای متحیرکننده خود برده، اما همان ستاره، وقتی پایش را از گلیمش (مستطیل سبز) درازتر میکند و در مقابل صحبتهای سخیف رئیس جمهور آمریکا، لبخند تحویل میدهد چنان از چشم میافتد که نه صرفا بزرگسالان که حتی بچهها نیز قید داشتن پیراهنی با شماره و اسم او را میزنند.
آنچه امروز، از کاهش چشمگیر درخواست خرید پیراهن مسی شاهدیم، نه برنامهریزی شده است نه تصمیمی که براساس بررسیهای اتاقهای فکر دولتی و حکومتی اتخاذ شده باشد. بیاعتنایی به لباسهای مسی و خاک خوردن آن در لوازم ورزشی فروشیها، تنها نشان از اتحاد تک تک مردم این سرزمین دارد و بس.
کوچک و بزرگ ندارد، امروز صدای دهشتناک جنگ تحمیل شده به ایران را از پیر و جوان، کودک و بزرگ، هر روز و هر شب میشنویم؛ و اصلا جای تعجب ندارد، تحریم کردن آنکه در مقابل این تجاوز وحشیانه لبخند تحویل میدهد. بدون شک قرار نیست فقط ترامپ را دشمن بدانیم. امروز، هر که پاسخش به این جنگ، لبخند و بیاعتنایی باشد، تحریم میشود. میخواهد یک سیاستمدار آنسوی دنیا باشد یا یک ستاره زمین فوتبال!
بازار تحریم مسی
بازار لباس ورزشی فروشها، چند روزی است که حال و هوای متفاوتی دارد. در میان هیاهوی خرید و فروش لوازم ورزشی، یک تغییر محسوسی رخ داده است؛ اینکه خرید پیراهنهای لیونل مسی، دیگر آن رونق سابق را ندارد. دیگر در رگال مغازهها که لباسهای رنگارنگ از باشگاهها و بازیکنان مختلف است، تب و تاب خرید لباس ستاره آرژانتینی افتاده است.
وارد یکی از مغازههای بزرگ لباس ورزشی در خیابان منیریه میشوم. لباسهای ورزشی چیده شده در ویترین و رگالها به چشم میخورد. اما خبری از لباسهای مسی نیست. مرد میانسالی که پشت پیشخوان نشسته در این رابطه میگوید: «این روزها کمتر کسی دنبال لباس مسی میآید. قبلاً برایش صف میکشیدند، اما حالا ما باید دنبال مشتری باشیم و التماسش کنیم که آن را بخرند!»
وقتی از او دلیل این تغییر ناگهانی را میپرسم، نگاه معناداری میکند و جواب میدهد: «مردم ما خیلی روی وطنشان حساس هستند. وقتی میبینند یک نفر (حتی اگر آدم معروفی باشد)، به جای اینکه از مظلوم دفاع کند، دوشادوش رئیس جمهور رذل آمریکا میایستد و همراهش میشود، او را بایکوت میکنند. به نظرم این کارشان یک جور تحریم مردمی است.»
کمی بعد، پسری نوجوان با لباس تیم ملی ایران وارد مغازه میشود و قصد خرید کفش ورزشی دارد. وقتی از او درباره مسی و خرید لباس مسی میپرسم، با لحنی جدی و محکم میگوید: «چرا باید لباس مسی بخرم؟ او که انسانیت را نمیشناسد. کسی نیست که نداند رئیس جمهور آمریکا چه جنایاتی مرتکب شده است. به نظر من گناه کسی که او را همراهی میکند کمتر از خود او نیست.»
او در حالی که به لباس تنش اشاره میکند، ادامه میدهد: «من به تیم ملی و بازیکنان وطنم افتخار میکنم. در این روزهای سخت پای کشورم و دفاع از آن ایستادهام.»
حرفهای این نوجوان، من را سر ذوق میآورد. احساس خوشحالی از اینکه او و همسن و سالانش معنی عشق به وطن و ایستادگی را به خوبی میدانند، تمام وجودم را میگیرد. نوجوانانی که بارها و بارها ثابت کردند وقتی پای کشور در میان باشد در خط اول دفاع از آن حضور دارند.
حراج بیفایده
سری به مغازه دیگری میزنم. صاحب مغازه یک زن جوان است. به سراغ لباسهای فوتبالی میروم و از او نظر مشتریانش درباره لباس مسی را میپرسم. میگوید: «فروش لباس مسی به شدت کم شده. نه فقط بزرگترها که حتی بچهها هم دیگر تقاضای خرید آن را ندارند. یک زمانی این لباسها زودتر از هر چیز دیگری فروش میرفت، اما حالا روی دستمان مانده است.»
این خانم جوان، درست میگوید. لباسهای مسی، در میان لباسهای بازیکنان دیگر، فقط گوشهای تاریک از مغازه را اشغال کرده و بس! میپرسم با این لباسها چه خواهد کرد؟ که پاسخ میدهد: «همانکاری که دیگر مغازهداران کردند، ناچاریم حراجشان کنیم تا بلکه مردم راضی بشوند و آن را بخرند.» میگویم: «فایدهای هم دارد؟» شانهاش را بالا میاندازد و میگوید: «بعید میدانم، اما چارهای نیست. تنها کاری است که از دستمان بر میآید.»
اتحاد مردمی
علاوه بر تحریم خرید لباس مسی در بازار، برخی از نوجوانانی که پیشتر، این لباس را خریده بودند آن را آتش زدند! درست چند روز بعد از ملاقات این ستاره آرژانتینی با ترامپ در کاخ سفید و تشویق و لبخند او هنگام صحبت درباره حمله به ایران، برخی از دهه نودیها به صف شدند و در حالی که پیراهن مسی را همراه داشتند، آن را در آتش سوزاندند. اقدامی که تصاویر و فیلمهایش به سرعت در فضای مجازی و رسانهها منتشر شد و خشم آنها را از اقدام این بازیکن آرژانتینی نشان میداد.
این اقدامات به روشنی نشان میدهد که تحریم لباس مسی یک واکنش احساسی و عمیق از سوی مردم است. مردمی که در سختترین شرایط، با همبستگی خود، تاریخساز شدهاند، اینبار نیز با یک تصمیم ساده، پیام خود را به گوش دنیا میرسانند. انتخابهایشان، صحبتهایشان و حتی نگاههایشان همگی گواهی بر اتحادشان است. اتحادی که هرچند با ناراحتی، اما با عزمی راسخ، تصویر یک ستارهی فوتبالی را از میان بازار و مغازهها بیرون میکند، چرا که برای آنها، وطن و وطندوستی حرف اول و آخر را میزند.