کد خبر: 1349933
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
تقابل مذاکره در فضای مجازی و نظم تازه در تنگه با گرفتن حق عبور در فضای حقیقی 
پول بدهید عبور کنید امریکایی‌ها و شاید برخی عناصر داخلی در این دو روز اخیر مرتب از مذاکره می‌گویند و این بیشتر در فضای رسانه و مجازی است، زیرا در سوی دیگر ماجرا فضای حقیقی آن است که ایران در حال شکل‌دادن به نظم تازه‌ای در تنگه‌هرمز و گرفتن حق عبور از کشتی‌هایی است که به آنها اجازه عبور می‌دهد

جوان آنلاین: پس از دو، سه روز تقلای ترامپ برای القای پذیرش مذاکره از طرف ایران که ظاهرا به تلاش‌های برخی همسایگان از جمله پاکستان مربوط می‌شود، حالا جنگ چه در بسته‌نگه‌داشتن تنگه‌هرمز و اخذ عوارض عبور و چه در حملات کوبنده به دیمونا و مراکز صنایع نظامی رژیم صهیونی در اوج است و اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه به یک رسانه هندی گفته است قطعا سازوکار گرفتن حق عبور را ادامه می‌دهیم.
مذاکره؟!
در سوی دیگر، سفیر ایران در پاکستان تاکید کرد که هیچ‌گونه گفت‌وگویی میان ایالات‌متحده و ایران، نه مستقیم نه غیرمستقیم انجام نشده است. ایرنا، از قول رضا امیری‌مقدم نوشت: «تلاش دوستانه کشورها، به معنای مذاکره بین ایران و امریکا نیست بلکه تلاش برای فراهم‌کردن زمینه گفت‌و‌گو بین تهران و واشنگتن است که امیدواریم این تلاش‌ها برای پایان دادن به این جنگ تحمیلی نتیجه بخش باشد.»
شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، اخیرل اعلام آمادگی کرده بود که میزبان مذاکرات ایران و آمریکا باشد.
با این حال وال‌استریت‌ژورنال از شروطی که ایران برای پایان جنگ تعیین کرده است، خبر داد و  به نقل از افراد آگاه گزارش داد که «غرامت بابت حملات به ایران، لغو همه تحریم‌ها و بسته شدن تمام پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در خلیج فارس»، از جمله مواردی است که تهران به‌عنوان شروط پایان جنگی که امریکا و اسرائیل بر آن تحمیل کرده‌اند، مطرح کرده است.
طبق این گزارش، افزون بر اینها، ایران خواستار تضمین‌هایی برای تکرار نشدن جنگ و همچنین توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله لبنان است. 
به گزارش وال‌استریت‌ژورنال، خواسته‌های ایران همچنین شامل ترتیبات جدید در خلیج فارس است که جمهوری اسلامی ایران بتواند از کشتی‌هایی که از تنگه استراتژیک هرمز عبور می‌کنند، عوارض دریافت کند.
ایران در عین حال از مذاکره درباره محدودیت‌های برنامه موشک‌های بالستیک خود خودداری می‌کند.

 ناو‌ها کجایند؟!
تنگه‌هرمز ولی از لوث وجود ناو‌های امریکا پاک است. امریکا جنگ را با دو ناو هواپیمابر آغاز کرد، اما اکنون هیچ ناوی در نزدیکی ایران نیست. یک کاربر ایکس خلاصه‌ای از دو گزارش «بلومبرگ» و «۱۹۴۵» آماده کرده و درخصوص پشت صحنه خروج ناو پر سروصدای امریکایی از صحنه نبرد با ایران می‌نویسد: «نیروی دریایی ایالات‌متحده دو قدرتمندترین ناو جنگی خود را برای مقابله با ایران اعزام کرد. اکنون هر دو از خط مقدم خارج شده‌اند. ناو یواس‌اس جرالد آر. فورد گران‌ترین کشتی جنگی تاریخ با هزینه ۱۳ میلیارد دلار، پس از وقوع آتش‌سوزی در بخش رخت‌شوی‌خانه، دریای سرخ را ترک کرد. این روایت رسمی است. اما واقعیت، آن چیزی است که یک گزارش آزمون‌های پنتاگون هم‌زمان به‌طور کم‌سروصدا فاش کرد سامانه پرتاب جنگنده‌های این ناو قابل‌اعتماد نیست. رادارش قابل‌اعتماد نیست. بالابر‌های تسلیحاتی یا همان سامانه‌هایی که بمب‌ها و موشک‌ها را به عرشه پروازی منتقل می‌کنند نیز قابل‌اعتماد نیستند. آزمایشگران پنتاگون اعلام کرده‌اند داده کافی برای ارزیابی این‌که آیا این ناو در صورت اصابت آتش دشمن می‌تواند به عملیات ادامه دهد، وجود ندارد. راه‌حل‌هایی برای رفع این نواقص شناسایی شده، اما بیشتر آنها هنوز بودجه‌ای دریافت نکرده‌اند. این ناو حتی تخت‌های خواب کافی هم ندارد و دست‌کم به ۱۵۹ تخت اضافی نیازمند است. این همان ناو پرچم‌دار نیروی دریایی است که با سال‌ها تأخیر تحویل داده شده، با هزینه ۱۳میلیارد دلار، و اعزام‌شده به منطقه جنگی با سامانه‌هایی که خود پنتاگون نیز آمادگی رزمی آنها را تأیید نکرده است. اکنون هر دو ناو در فاصله‌ای بسیار فراتر از برد موشک‌های ضدکشتی ایران مستقر شده‌اند. پنتاگون این اقدام را «جابه‌جایی تاکتیکی» می‌نامد. ناو فورد نزدیک به ۱۱ ماه در دریا بوده؛ یکی از طولانی‌ترین استقرار‌های ناو هواپیمابر در تاریخ معاصر امریکا. نگهداری از ناو‌های هسته‌ای در شرایط عادی ماه‌ها زمان می‌برد. پس از یک آتش‌سوزی، یک استقرار ۱۱ماهه، و انباشت تعمیرات به‌تعویق‌افتاده، تحلیل‌گران اکنون از ۱۲ تا ۱۴ ماه خروج از خدمت سخن می‌گویند.
امریکا این جنگ را با دو ناو هواپیمابر آغاز کرد. اکنون هیچ ناوی در نزدیکی میدان نبرد در حال عملیات ندارد.
با این حال روابط عمومی ارتش از شلیک موشک‌های کروز ساحل به دریا به سمت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و هدف قراردادن این ناو خبر داد.
امیر دریادار ایرانی فرمانده نیروی دریایی ارتش گفت که نیروی دریایی ارتش بر تنگه هرمز و خلیج فارس مقتدرانه کنترل و سیادت دارد و عملکرد و تحرکات ناوگروه متخاصم آبراهام لینکلن، همواره در حال رصد است و به محض قرارگرفتن ناوگروه متخاصم در تیررس سامانه‌های موشکی، هدف حملات کوبنده نیروی دریایی ارتش قرار خواهد گرفت.

 باز و بسته به اراده ایران!
در تحلیلی از آخرین وضعیت تردد نفتکش‌ها در خلیج فارس گفته شده است که تنگه هرمز بسته نشده بلکه مالکیت آن تغییر کرده است.
تنگه هرمز دیگر نه بسته است و نه باز. اکنون به چیزی تبدیل شده که جهان تاکنون به خود ندیده است: یک «کریدورِ مبتنی بر مجوز» که  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را اداره می‌کند، با هزینه‌ای حدود ۲ میلیون دلار برای هر کشتی، قابل پرداخت به یوان.
در روز گذشته فقط سه کشتی از این مسیر عبور کرده‌اند، در حالی‌که میانگین پیش از جنگ، روزانه حدود ۶۰ کشتی بود. مجموع تناژ عبوری: ۳۱۰ هزار تُن وزن ناخالص یعنی تنها ۳درصد از سطح عادی.   در حال حاضر ۴۰۰ کشتی پشت تنگه در انتظارند، شامل ۱۵۰ نفتکش، ۱۲۰ کشتی فله‌بر، و ۱۳۰ کشتی دیگر. همه در انتظار دریافت مجوز از نیروی دریایی سپاه برای ورود به یک گذرگاه پنج مایل دریایی میان جزایر لارک و قشم، در آب‌های سرزمینی ایران.
سازوکار این «دروازه» چنین است: بهره‌بردار کشتی با واسطه‌های تأییدشده‌ای که به سپاه ارتباط دارند تماس می‌گیرد و مدارک کامل را می‌دهد که شماره IMO، زنجیره مالکیت، فهرست محموله، مقصد، و فهرست خدمه است. این واسطه‌ها پرونده را به فرماندهی استانی هرمزگانِ نیروی دریایی سپاه ارسال می‌کنند تا از نظر تحریم‌ها بررسی شود، انطباق محموله با اولویت مطلق نفت نسبت به سایر کالا‌ها ارزیابی گردد، و غربالگری ژئوپلیتیکی انجام گیرد. عوارض عبور برای هر نفتکش حدود ۲‌میلیون دلار است. برای یک نفتکش بسیار بزرگ با ظرفیت ۲میلیون بشکه، این رقم معادل حدود یک دلار به ازای هر بشکه است. ارز ترجیحی هم یوان. در صورت تأیید، سپاه کد مجوز و دستورالعمل مسیر را صادر می‌کند. هنگام نزدیک‌شدن، تماس رادیویی، تأیید سامانه AIS، و اسکورت قایق گشتی انجام می‌شود. عبور، تنها یک کشتی در هر نوبت، از باریک‌ترین گذرگاهِ مهم‌ترین آبراه جهان.
نفت خام ایران همچنان در جریان است؛ حدود ۱.۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز، عمدتاً به مقصد چین، در سطحی نزدیک به پیش از جنگ. نفت خودِ ایران از تنگه‌ای عبور می‌کند که آن را کنترل می‌کند. این محدودیت برای دیگران اعمال می‌شود. ایران هم‌زمان «دروازه‌بان» و ذی‌نفع اصلی است. عوارض عبور، منابع مالی سپاه را تأمین می‌کند؛ سپاه دروازه را حفظ می‌کند؛ و دروازه عوارض تولید می‌کند. این چرخه خودتقویت‌شونده است.
چه چیز‌هایی عبور نمی‌کنند؟ کود‌های شیمیایی. کشور‌های حوزه خلیج فارس ۴۹‌درصد اوره صادراتی جهان را تأمین می‌کنند. تولید آمونیاک به گاز طبیعی نیاز دارد؛ همان گازی که قطر درباره‌اش «فورس ماژور» اعلام کرده است. عملاً هیچ کشتی حامل کود شیمیایی مجوز عبور از این کریدور مبتنی بر مجوز را دریافت نکرده است. سپاه نفت را در اولویت قرار می‌دهد، زیرا نفت درآمدزا است؛ کود شیمیایی چنین نیست. مولکول‌هایی که غذای ۴میلیارد انسان را تأمین می‌کنند، پشت دروازه‌ای گرفتار شده‌اند که فقط برای مولکول‌هایی باز می‌شود که هزینه دروازه‌بان را تأمین می‌کنند.
ترجیح یوان، تغییری ساختاری است که فراتر از جنگ دوام می‌آورد. هر نفتکشی که به‌جای دلار با یوان پرداخت می‌کند، یک سابقه ایجاد می‌کند؛ و هر سابقه، معماری «پترو-دلار» که از سال ۱۹۷۴ بر تجارت انرژی حاکم بوده را تضعیف می‌کند. 
سپاه تنها در حال بستن یک تنگه نیست؛ بلکه در میانه آتش، در حال ساخت یک ریل پرداخت جایگزین است. عوارض ۲‌میلیون دلاری به یوان، صرفاً یک هزینه نیست بلکه اثبات امکان یک نظام تسویه انرژیِ پسادلار است که در شدیدترین شرایط ممکن جنگی در سه جبهه با بزرگ‌ترین ارتش جهان در حال آزمون است.
بانک‌های مرکزی جهان نیز به‌نوعی در همین تنگه گرفتار شده‌اند: فدرال رزرو نمی‌تواند نرخ‌ها را کاهش دهد، بانک مرکزی اروپا در حال افزایش نرخ است، و بانک مرکزی ژاپن سیاست انقباضی در پیش گرفته است. شش کشور جیره‌بندی سوخت را آغاز کرده‌اند. بازده اوراق ۱۰ساله ژاپن به بالاترین سطح ۲۷ سال اخیر رسیده است. 
در اسلوونی، جایگاه‌های سوخت از کد QR استفاده می‌کنند. کره جنوبی استفاده از خودرو‌های دولتی را یک روز در هفته ممنوع کرده است؛ و در پسِ همه اینها، ۴۰۰ کشتی پشت یک گذرگاه پنج مایل دریایی منتظر کد مجوز از نیروی دریایی سپاه هستند؛ با پرداخت به ارزی که دلار نیست. ۲۰‌درصد از عرضه نفت جهان، تحت کنترل یک تماس رادیویی VHF و یک انتقال یوان!
این وضعیت شرایطی را رقم زده است که حیثیتی برای امریکا باقی نگذاشته است. شاناکا انسلم پریرا، تحلیلگر اقتصادی نوشته جنگ ایران، ترامپ را از بایدن هم عقب انداخت. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، محبوبیت اقتصادی ترامپ در میان امریکایی‌ها به ۲۹‌درصد سقوط کرده است؛ رقمی که پایین‌تر از میزان تأیید عملکرد اقتصادی بایدن در کل دوره ریاست‌جمهوری او محسوب می‌شود.
این کاهش به دلیل افزایش قیمت سوخت و نارضایتی گسترده داخلی از جنگی است که ترامپ علیه ایران آغاز کرد و همچنان در جریان است.

 پایان جنگ؟! 
با این وضعیت منابع آگاه از افزایش تلاش‌های امریکا برای برقراری آتش بس و آغاز مذاکرات غیرمستقیم با ایران خبر می‌دهند، اما تأکید می‌کنند که تهران آتش‌بس و مذاکره را در شرایط کنونی فاقد وجاهت می‌داند.
در حالی که در پنج روز اخیر تحرکات دیپلماتیک امریکا با میانجیگری برخی کشور‌ها برای آتش‌بس افزایش یافته، کارشناسان تغییر در ادبیات دونالد ترامپ را نشانه عقب‌نشینی واشینگتن در برابر مقاومت ایران توصیف می‌کنند. با این حال، به گفته ناظران، تلاش دولت امریکا برای حفظ هیمنه خود موجب شده است تا این درخواست‌ها در لفافه تهدید‌های نظامی و رسانه‌ای ارائه شود.
یک فرد مطلع در گفت‌و‌گو با فارس با اشاره به شکست محور مقابل در دستیابی به اهداف خود، اظهار داشت: «ایران آتش بس را قبول ندارد. اساساً با ناقضان عهد، ورود به چنین فرآیندی منطقی نیست.»
این منبع آگاه در عین حال خاطرنشان کرد که جمهوری اسلامی ایران پیش از هر گونه تصمیم‌گیری درباره درخواست آتش بس مطرح شده از سوی واسطه‌های امریکا، بر تحقق اهداف راهبردی خود در تقابل با جبهه متخاصم تأکید دارد و تنها در صورت احراز آنها، امکان پایان جنگ (ونه آتش بس) وجود خواهد داشت.
تحلیلگران سیاسی نیز معتقدند مقاومت همه جانبه ایران در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی و متحدانشان، میدان مانور را بر دشمن تنگ کرده و آنها را ناگزیر به جست‌وجوی راهی برای خروج از وضعیت موجود ساخته است.
همچنین برخی سیاستمداران عربی به این واقعیت رسیده‌اند که جنگ پایان امریکایی نخواهد داشت و گفته‌اند منتظر نباشید ایرانی‌ها پرچم سفید بالا ببرند.
گرنت شپز وزیر دفاع سابق بریتانیا در گفت‌و‌گو با اسکای‌نیوز گفت به مرحله‌ای رسیده‌ایم که این جنگ به‌واقع «غیرقابل‌پیروزی» شده است. ترامپ فکر می‌کرد شاید نظام فرو بپاشد، اما این اتفاق نیفتاده و در این شرایط واقعاً نمی‌شود مشخص کرد فرماندهان چه‌کسانی‌اند، دستورات از کجا صادر می‌شوند.
همچنین شلیک پهپاد‌های واقعاً ارزان شاهد (با قیمتی شاید در حدود ۳۰هزار دلار) را می‌بینیم که گاهی با یک اصابت‌شان، یک میلیارد دلار از تجهیزات امریکا را نابود می‌کنند. این نکات، پیروزی در این جنگ (به هر معنای متعارف آن واژه) را بسیار دشوار می‌سازد؛ لذا فکر نمی‌کنم شاهد خاتمه‌ای برای این ماجرا باشیم که (ایرانی‌ها) بگویند: «خب، پرچم سفید بالا می‌بریم و تسلیم می‌شویم.» فکر نمی‌کنم اینجا چنین اتفاقی بیفتد.

 بدون تحقق این شروط هرگز
در عین حال دیشب پرس تی وی در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد سیاسی امنیتی ضمن رد پیشنهادات امریکا از پنج شرط ایران برای پایان جنگ خبر داد.
این شروط عبارتند از:
توقف کامل «تجاوز و ترور» توسط دشمن.
ایجاد سازوکار‌های مشخص برای اطمینان از عدم تحمیل مجدد جنگ به جمهوری اسلامی.
پرداخت تضمین‌شده و واضح خسارات و غرامت‌های جنگی.
پایان جنگ در تمام جبهه‌ها و برای همه گروه‌های مقاومت درگیر در سراسر منطقه؛ و به رسمیت شناختن و تضمین‌های بین‌المللی در مورد حق حاکمیت ایران برای اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز.
این مقام رسمی همچنین خاطرنشان کرد این شروط علاوه بر خواسته‌هایی است که تهران پیش از این در دور دوم مذاکرات ژنو، که تنها چند روز پیش از آغاز دور جدید تجاوز امریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه برگزار شد، داشت.

برچسب ها: تنگه هرمز ، جنگ ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار