بیشتر افراد تیم حکومتی ترامپ مجری و شومن تلویزیونی بودند و برای جلب توجه مخاطبان دلقک بازی هم بخشی از کارشان بوده است. اکنون در میدان سیاست دلقک بازی به هزینه و خسارت و شکست منتهی میشود و خسارت را نه فقط مردم امریکا بلکه ترامپ و تیم حکومتیاش نیز باید بدهند با یک فضای هالیوودی وارد جنگ رسمی با ایران شدند و اهداف دست نیافتنی هم برایش گذاشتند و در رویای یک کارناوال شادی و پیروزی زود هنگام و سریع بودند ولی همه چیز وارونه شد.
قرار بود با حمله نظامی و زدن رهبر معظم انقلاب و دیگر مقامات و خسارتهای مادی یک کودتای مردمی تروریستی هم چاشنی فیلم هالیوودی آنها بشود ولی به جای کودتا در ایران یک انقلاب جدید مردمی به پا شد که شاخص اصلی آن مردم بودند.
مردم ایران از همان ساعات اولیه جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونی به خیابان آمدند و فرزندان آنها هم عهدهدار میدان شدند.
ترامپ و نتانیاهو به یک پیروزی بزرگ در قبال ایران به شدت نیاز داشتند تا بسیاری از چالشهایشان را مرتفع و بسیاری از فرصتهای جدید منطقهای و بینالمللی را کسب کنند ولی داستان خود را هالیوودی نوشتند.
تجربههای متراکم گوناگون موجب شده بود تا نیروهای مسلح ایران و نیروهای امنیتی به اندازه کافی عبرت گرفته و آماده باشند و عده و عده لازم را فراهم کنند.
طی یک هفته معادله جنگ وارونه شد و از ابتدای هفته دوم جلسات ترامپ در کاخ سفید به این مفهوم تاکید کرد که امریکا در بنبست نظامی است و راهبرد جنگ برقآسا شکست خورده و امریکا ناتوان از این است که به با بمباران هوایی در ایران، بر اندازی را محقق کند.
در میدان به هر گزینهای فکر کردند یک موازنه میدانی در گزینههای ایران راه را بر آنان بست و بازدارندگی را تحمیل کرد
تا نیمه هفته دوم قرار بود ترامپ از جنگ خارج و یک طرفه آن را پایان دهد ولی نتانیاهو از روز سهشنبه مهلت خواست تا از رسوایی و پیامدهای شکست در مقابل ایران و مقاومت حزب الله و سرافکندگی پرهزینه آن را، با شانس مهلت خود امتحان کند.
در حالی که موشک و پهپادهای ایران اهداف راهبردی در اسرائیل به پایگاههای نظامی امریکا را نابود میکنند امریکا و اسرائیل، به هدف قرار دادن پاسگاه کلانتری و ایست و بازرسی بسیج و یا کارخانجات کوچک دلخوش هستند.
ابعاد جهانی و منطقهای پیامدها شروع شده و اینگونه نیست که بازیگران درجه یک و ۲ به سهولت تصمیم بگیرند و اقدام نمایند. کشورهای عربی میزبان امریکا و دوست اسرائیل چارهای جز هزینه دادن ندارند، چون هم نمیتوانند به امریکا نه بگویند و نه میتوانند در مقابل اراده انتقامی ویرانگر ایران بایستند.
چون ایران از منافع و امنیت ملی خود در مقابل یک تجاوز دفاع میکند و منشور جهانی نیز از واکنش ایران تحت عنوان دفاع مشروع حمایت مینماید
اروپا و دوستان غربی امریکا از ترامپ دل خوشی ندارند و او را سگ هاری میدانند که هر لحظه ممکن است به آنها صدمه بزند و لذا در داستان سرنوشت ساز تنگه هرمز التماس ترامپ را بی پاسخ گذاشتند
ترامپ که با ناوهای هواپیمابر و لشکرکشی گسترده کارش را شروع کرده بود اکنون نمیداند که ناو لنکولن او به سواحل امریکا میرسد و یا باید در بین راه حراج شود.
در جلسه کاخ سفید که اول هفته دوم جنگ برگزار شده بود رسانههای امریکا گفتند ترامپ از اینکه خود را در شرایط تسلیم شدن میبیند آشفته است.
ترامپ میداند که روسیه و چین از اینکه شاخ قلدری آمریکا در مقابل ایران شکسته است بسیار خوشحالند، و لذا کاری نمیکنند که برای ترامپ فرصتساز باشد، بلکه دوستان اروپایی ترامپ هم منافع خود را در تنگه هرمز در مذاکره با سپاه پاسداران میبینند نه در همکاری با ترامپ، که به دنبال شریک کردن دیگران در شکست و سرافکندگی در مقابل ایران است. با اینکه صهیونیستها تاب آوری اجتماعی و ذخایر موشکی و سیستم دفاعی خود را کاملاً از دست دادهاند و حتی در مقابل حزب الله لبنان زمینگیر شدهاند دنبال فرصت یک ماهه و یا چند هفتهای برای ادامه جنگ و خصوصاً حمله به مراکز نفتی هستند که برای ترامپ و اروپا یک قمار بزرگ است. ضربات روزانه ایران بر امریکا و اسرائیل شاید مهلت خواهی اسرائیلیها را به چند روز تقلیل دهد، چرا که افقی برای استمرار وضعیت کنونی ندارند و استمرار آن تنها به شوک قیمت نفت و انرژی و بقیه عرصههای اقتصاد و تجارت کشیده میشود. مسئله این است که دندان نیش این افعی خطرناک باید طوری کشیده شود که دیگر خطری برای ایران و مقاومت منطقهای نداشته باشد و دست آموز شود. این قمار شکست خورده دلقکهای کاخ سفید، نظم آینده منطقه و تا حدودی نظم جهانی را نیز ترسیم میکند، که ضوابط و شروط آن با آنچه قبل از این جنگ وجود داشت، متفاوت خواهد بود و جایگاه و نقش بازیگران نیز بر اساس قواعد جدید تعریف خواهد شد.