ایران و مردم منطقه پیشتر استعداد و ظرفیت شگرف خود در همکاری برای ازاله آمریکا از عراق و افغانستان و دود کردن ۷ تریلیون دلار آمریکا در لشگر کشری ۲۰ ساله به این دو کشور را نشان دادهاند. نکته بنیادین این است که غرب و به طور خاص کاخ سفید چندی است که به طور کامل افسار خود را به دست توهمات بنی اسرائیلی باندجنایت کار حاکم بر رژیم صهیونی داده و مرتب این خطا را تکرار کرده که مدیریت این فرایند ازاله آمریکا از منطقه شخصمحور و مبتنی بر اراده افرادی، چون سردار قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله و امام شهیدمان بوده است. در حالی که تداوم روند توسعه تواناییهای مقاومت عراق و یمن بعد از شهادت سردار سلیمانی و تابآوری بالای حزبالله لبنان و بازگشت غافلگیرانه آن به صحنه مبارزه در چند روز گذشته، آنهم بعد از ترور سید حسن نصرالله و بسیاری از فرماندهانش کافی بود که نشان دهد، این گزاره تا چه خطا بوده لست و ثابت شود که توسعه مقاومت امری مبتنی است بر گسترش آگاهی و بازیابی هویت اسلامی و نه نتیجه یک پروژه امنیتی از سوی ایران، اما بازهم مشاوران کمخردتر خود ترامپ با طناب صهیونیستها وارد چاه ویل دیگری شدند و خبط به شهادت رساندن رهبری مجاهد ایران را مرتکب شدند تا بازهم کاریکاتوری بودن این نظریه که انقلاب اسلامی در نهایت جنبشی فرقهمحور است که با ترور رهبرانش به سرعت مضمحل میشود، ثابت شود. مجموعه تحولات دو هفته گذشته در تهاجم به ایران و پاسخ منطقهای رعشهآور نیروهای مسلح کشورمان و ادامه رزمایش خودجوش مردمی در خیابانهای کشور برای هر کسی که کمی با جدیت تاریخ و علوم سیاسی خوانده باشد، حتی اگر طرفدار این نظام نباشد، روشن میسازد که جمهوری اسلامی و نظریه ولایت فقیه در حد اعلا موفق به استقرار یک ساختار سیاسی به معنای فنی کلمه شده است و ملتسازی در کنار و تناسب با دولتسازی به خوبی پیش رفته است.
اگرچه مجاهدت افراد در این ساختار سازی امری مشهود است، چنانکه همه نظامهای سیاسی مستقر بنیانگذارانی شاخص دارند، اما حذف فیزیکی این افراد این ساختار تنومند را تضعیف نمیکند و بلکه در مورد ایران، از عوامل بازتولید انسجام و تقویت محبوبیت نظام در سطوح داخلی و خارجی شده است. در این شرایط، اگر شیوخ عربی اندک مطالعهای و قلیل آیندهنگری داشته باشند، باید متوجه باشند که تحولات فعلی، زمینهساز تغییرات دائمی در مناسبات قدرت نه در منطقه بلکه در جهان خواهد شد وکشورهای آنها در مسیر محتوم ازاله آمریکا از منطقه قرار دارند. آنها باید زمزمهها و گفت و شنودهای مردم و حتی نیروهای نظامی و امنیتی خود را در کوچه و خیابان و رسانههای اجتماعی در تمجید عملکرد ایران و هواداری مقاومت مد نظر قرار دهند. مردم کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به خوب فروپاشی رویای زندگی همراه با رفاه در پناه آمریکا را مشاهده میکنند و همزمان به سودای شما برای سواری دادن بیشتر به صهیونیستها در جهت خرید امنیت ریشخند میزنند و میدانند چند صد بلکه چند هزار میلیارد دلاری که در طی اینچهار دهه خرج نظامیان و دیپلماتها آمریکایی و این اواخر دونالد ترامپ و داماد یهودیش کردهاید، هم عزت اسلامیتان را شکسته و هم معاشتان در معرض فروپاشی قرار داده است.
مردمتان به خوبی میدانند که سناریوی همراهی در ادامه تهاجم به ایران، جز به معنای ویران شدن بیشار اقتصادشان نیست و طبیعی است که به این نتیجه برسند که سناریوی کمهزینهتر قیام برای به زیر کشیدن شما از قدرت و اخراج آمریکاییها از کشورشان و همراهی با سایر ملتهای منطقه است، به خصوص که مردمتان صدای سفیر دولت ترامپ در اسرائیل را به روشنی ذهن دارند که چندی پیش در مصاحبهای برنامه صهیونیستها و آمریکاییها برای تشکیل اسرائیل بزرگ و اشغال سرزمینهای عربی را رو کرد. در آن صورت، ایران دیگر از حیث تلاشهای معمول جهت وفاق در منطقه مثل سابق هیچ اقدامی برای توقف سایر اعضای مقاومت در حمایت از مردم شما برای سرنگونیتان نخواهد کرد. خودتان خوب میدانید که فقط همان مقاومت عراق و یمن و شیعیان کشورهایتان چهها میتوانند انجام دهند. آن موقع شاید کسی در تهران به تماسهای لحظه آخری شما برای میانجیگری بین شما و مقاومت پاسخ ندهد. پس به جای تلاش فعلی برلی میانجیگری میان ایران و شیطان بزرگ، به مردمتان بپیوندید و با دستور اخراج آمریکا از کشورهایتان از یک دوگانه مهیب بپرهیرید: اسقاط نظامهایتان با قیام مردمی یا از دست رفتن تمامیت ارضیتان در پی عملیاتی شدن دستور کار صهیونیستها برای اشغال کشورتان.