بیست و یکم اسفند ۱۴۰۴، در تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی، طلیعه تولد یک «دکترین راهبردی نوین» در مواجهه با نظام سلطه است. سومین پیشوا و رهبر مسلمین و آزادگان جهان، با انتشار اولین پیام خود (در شب قدر و فراخوان روز جهانی قدس)، معادلات جنگ تحمیلی را نه صرفاً در میدان نبرد، که در سطح ژئوپلیتیک منطقه بازتعریف کردند. ایشان در شرایطی که ائتلاف جهانی شر و پلیدی برای تجزیه ایران صف آرایی کرده بود، با دو محور اساسی «الزام دشمن به پرداخت غرامت» و «اخراج امریکا از منطقه»، صفحه جدیدی را در تاریخ رویارویی جمهوری اسلامی با استکبار جهانی گشودند؛ صفحهای که در آن ایران از موضع قدرت، نه فقط درباره پایان جنگ که درباره «نظم پساجنگ» سخن میگوید.
۱. انقلاب در محاسبات؛ غرامت، خط قرمز جدید: در بخشی از پیام که خطاب به آسیبدیدگان جنگ نگاشته شد، یک تحول بنیادین در سیاست دفاعی ایران رخ نمود. رهبر معظم انقلاب با قاطعیت اعلام کردند: «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد». این فرمان، پایان یک دوره طولانی از انتظار برای مجامع بینالمللی و آغاز عصر «محاسبه مستقیم» است. ایران اعلام کرد که جنایت علیه زیرساختها و مردمش، یک «بدهی تسویه نشده» بر عهده دشمن است که باید پرداخت شود. این دکترین، پیامی فراتر از میدان جنگ به والاستریت و کاخ سفید مخابره کرد: هر پایگاهی که سکوی پرتاب تجاوز باشد، نه فقط هدف نظامی که به عنوان «ضامن پرداخت غرامت» در تیررس جمهوری اسلامی خواهد بود و هزینههای تجاوز را تا مرحله جبران کامل افزایش خواهد داد.
۲. افق خروج امریکا؛ معمای امنیت دروغین: دومین راهبرد حیاتی پیام ترسیم افق خروج امریکا از معادلات غرب آسیا بود. رهبر حکیم انقلاب با خطاب قرار دادن کشورهای همسایه پرده از این حقیقت برداشتند که آنچه امریکا تحت عنوان «امنیت» در منطقه پهن کرده، دروغ بزرگ و فریبی است که جز شرارت و ناامنی برای ملتها ثمری نداشته است. تأکید ایشان بر اینکه کشورهای منطقه باید تکلیف خود را با متجاوزان معلوم و پایگاههای امریکا را تعطیل کنند، یک «پازل راهبردی» جدید را تکمیل کرد. از یک سو، ایران پیشنهاد «امنیت جمعی» با مشارکت خود کشورها را جایگزین حضور مرگبار فرامنطقهای میکند و از سوی دیگر، با هدف قرار دادن پایگاههای متجاوز، هزینه میزبانی از ترور را برای همسایگان به شدت افزایش میدهد. این یک معادله برد- برد برای منطقه و باخت- باخت برای امریکاست: یا پایگاهها را جمع کنید و به امنیت واقعی برسید، یا هزینه اعتماد به شیطان بزرگ و ضربه به اهداف امریکایی را بپردازید.
۳. پیوند دو دکترین؛ ایران طراح نظم نوین: آنچه پیام رهبر انقلاب را متمایز میسازد، پیوند عمیق میان این دو دکترین است. «غرامتگیری» به عنوان ابزار فشار و «اخراج امریکا» به عنوان هدف غایی، در هم تنیده شدهاند تا تصویر «ایران پساجنگ» را ترسیم کنند. ایشان با هوشمندی، مقاومت مردم و رزمندگان را نقطه اتکای این راهبردها معرفی کردند و یادآور شدند که بصیرت ملت، ضامن اجرای این معادلات بزرگ است. این پیام به روشنی نشان میدهد که جمهوری اسلامی در میانه آتش جنگ، نه فقط مدافع که «طراح نظم جدید» است؛ نظمی که در آن هژمون پیر و فرسودهای به نام امریکا جایی ندارد و امنیت توسط قدرتهای بومی و با محوریت ایران تأمین میشود.
نخستین پیام رهبر معظم انقلاب، یک «رویداد تاریخی» و یک «مانیفست راهبردی» است. ایشان تأکید کردند که انقلاب اسلامی با وجود فقدان رهبر شهید، نه تنها دچار وقفه نخواهد شد، بلکه با عزم جدی و با قدرت و تدبیر بیشتر، افقهای تازهای را فتح میکند. دکترین غرامت، ناامنی را به اردوگاه دشمن بازگردانده و افق خروج امریکا، نویدبخش طلوع خورشید استقلال کامل برای همه ملتهای منطقه است. فردای غرب آسیا، فردای بدون پایگاههای اشغالگر و با شکوه ایران سربلند خواهد بود. این وعده صادقی است که در ۲۳ رمضان و در روز جهانی قدس از جان جانان به گوش جهانیان رسید.