ایران باید رژیم امنیتی، نظامی و حقوقی خود را برای شرایط پس از جنگ به منطقه ابلاغ کند تا اگر فکر خروج از بحران جهانی نفت هستند بدانند در چه چارچوبی باید بیندیشند جوان آنلاین: جنگ وارد روز دوازدهم خود شد تا با دورهی جنگ قبلی برابری کند ولی کمترین نشانهای از پایان جنگ نیست، بهویژه آنکه حالا دیگر معلوم شده است که این جنگ، جنگ نفت است. هم سناتور امریکایی با صراحت میگوید «با نفت ایران و ونزوئلا ۳۰درصدنفت در اختیار ما قرار میگیرد و این کابوس چین است» و هم رئیسجمهور امریکا و شبکههای لندنی وابسته به موساد دنبال القای وضعیت نرمال یا «فقط کمی» بحرانی نفت هستند که این خلاف واقع است. اتفاقا این تلاشها نگرانی اصلی آنان را نشان میدهد. درواقع مسئله نفت، جهان را و مردمان نقاط دور و نزدیک را به وحشت و استیصال انداخته است.
نشان به آن نشان که وقتی یک منبع ایرانی گزارش داد که ایران در حال نهایی کردن برنامههایی برای اعمال «عوارض امنیتی» در خلیج فارس بر نفتکشها و کشتیهای تجاری متعلق به کشورهای متحد امریکا است، بلافاصله برخی کشورهای حاشیه خلیج واکنش نشان دادند و گفتند ارتباط ما با کشورهای دیگر نباید تحتتأثیر قرار بگیرد.
منبع ایرانی تأکید کرد که بهرغم ادعای رئیسجمهور امریکا، تنگه هرمز «بسته» است و «ما کنترل قیمت جهانی نفت را در دست داریم و برای مدت طولانی ایالات متحده باید منتظر اقدامات ما برای کنترل قیمت باشد».
این یعنی فردای جنگ هم مسئله نفت باقی میماند و جمهوری اسلامی بدون تعیین یک رژیم امنیتی جدید که تضمینکننده امنیت تمامی کشورهای منطقه باشد، نه فقط حاشیهنشینان، اجازه نمیدهد جنگ نفت تمام شود.
شاهد دیگر آنکه منابعی در رسانههای غربی خبر دادند که ویتکاف چندبار تلاش کرده با وزیرخارجه ایران تماس بگیرد، اما موفق نشده است.
او چه میخواهد به ایران بگوید و چه نگرانی غیر از نفت دارد؟ تقریبا هیچ! البته چند پایگاه از ۲۶ پایگاه منطقهای آنان که خاک امریکا به حساب میآید کاملا ویران و بسیاری دیگر غیرعملیاتی شده است ولی مسئله آنان همچنان نفت است؛ بنابراین ایران باید با پیشدستی رژیم امنیتی و نظامی و حقوقی موردنظر خود را برای شرایط پس از جنگ به کشورهای همسایه ابلاغ کند تا اگر آتشبس میخواهند و نیاز دارند که سرمایهگذاری چندین دهه و قدرت تولید نفت خود را حفظ کنند، بدانند در چه چارچوبی باید فکر کنند.