۷ روز از جنگ تحمیلی رمضان میگذرد و حالا دست ایران پرتر از روز اول است: هم میدان جنگ و هم کف خیابانها عرصه را بر دشمن آمریکایی - صهیونی تنگتر از همیشه کرده است. فرمانده کل قوا پیشاز شهادت هشدار داده بود در صورت حماقت آمریکاییها، جنگ منطقهای خواهد شد؛ از همان روز اول هم جنگ منطقهای شد و همچنان منطقهای باقی خواهد ماند. کف خیابانها هم تا زدودن کامل انگیزههای تجزیهطلبانه از پس ذهنهای مریض و وابسته، همچنان در قرق وطنخواهان ایرانی باقی خواهد ماند. اما این دست پر ما در میدان و خیابان، از کجا سرچشمه میگیرد؟
۱- اسلام، و بهخصوص فقه شیعه موتور محرکه دفاع از وطن است. آنجا که اسلام در حال نضج و بسط است، همانجا حرم است. ایران کنونی، حرمی است که اسلام راستین در آن پروبال گرفته است. پساز حدود نیم قرن گسترده شدن اسلام در این مرزوبوم، حالا ایران در پناه اسلام آرام گرفته است. هر دوگانه جعلی دیگری توان مقابله با «ایران اسلامی» را ندارد. مقتدای ایرانیها، حسینبنعلی (ع) است که با اهل و عیال به مصاف تزویر و ریا رفت و اکنون پساز ۱۴۰۰ سال قبله آمال همه آزادیخواهان جهان است. مردم این سرزمین هم برای اسلام و هم برای ایران، جان فدا میکنند؛ و البته که این جانفدایی را هم نه یک خسران، که یک توفیق بزرگ و مدال افتخار همیشگی میدانند. پرواضح است که با این عقبه فکری و تمدنی، مردمان ایران اسلامی شکستناپذیرند.
۲- بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران بنایی را پی نهاده است که بهرغم همه خباثتها، اکنون از سال ۱۳۵۷ بالندهتر و سرزندهتر است. منطق درست، دوراندیشی حکیمانه و از همه مهتر پیوند الهی بنیان ایران اسلامی که به دست امام خمینی (ره) بنا نهاده شد، مانند سایر مدلهای حکمرانی ضددینی و غیردینی که نیازها و الزامهای فطری انسان را نادیده میگیرند، یک شیوه حکمرانی نیم قرن و یک قرنی نیست. تطابق شیوه حکمرانی ما با فطرت انسانها، علتالعلل برتری و ماندگاری آن است. ۳۷ سال زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خامنهای (قدسسره) بر این بنای فطری، درجه فکری و امکانات زیرساختی ایران اسلامی را چنان ارتقا داده است که محاسبات دنیازده نمیتواند بهدرستی آن را تحلیل کند. کدام کشوری و کدام مردمی را میتوان در طول تاریخ سراغ داشت که در کمتر از ۴ سال رهبر، رئیسجمهور، عالیترین مقامات نظامی، وزیر و دانشمندان زبده خود را از دست بدهد و درحال حاضر هم طی جنگی نابرابر، بهاصطلاح قویترین ارتش دنیا را به ستوه آورده باشد؟! به همه اینها جولان عدهای فریبخورده و رخداد حوادث غمبار دیماه را هم که یک کودتای داخلی بود، اضافه کنید! فقط و فقط یکی از این سیاهه برای فروپاشی یک کشور کافی است؛ اما بنیانهای فطریای که امام (ره) در ایران بنا نهاد و رهبر شهید (قدسسره) آنها را پروراند، به حدی ما ایرانیها را سرزنده و سرآمد کرده است که حالا راسختر از همیشه آرمانهای خودمان را پی گرفتهایم.
۳- سلایق ما ایرانیها متفاوت است، شاید متفاوتتر از سایر جوامع؛ اما یک دال مرکزی در طول قرنها همه ما را گرد هم آورده است: وطن. به اذعان همه تاریخدانان و ایرانپژوهان، بدترین روزهای تاریخ ایران، روزهای سیاهی است که پهلوی ایران را تقسیم و برای ورود اشغالگران به کشورمان فرش قرمز پهن کرد. هیچ ایرانیای، حتی هر فارسیزبان باشرفی لعن و نفرین خود را نثار پهلوی میکند که بحرین را به دیگران هبه کرد. وطن، خط قرمزی است که تخطی به آن همه ما را در طول تاریخ متحدتر کرده است. اکنون هم خون همه ایرانیها برای وطن بهجوش آمده است. دست پلید تروریستهای دیماه و جنگافروزان کنونی، یک کارویژه مشترک دارند: تجزیه ایران. اما ایرانیها این کارویژه را فهمیده و برای نابهکار کردن آن، اختلافات سلیقهای را به کلی کنار نهاده و فقط برای وطن دوباره گرد هم آمدهاند.
سرچشمههای دست پر ایران در میدان و در خیابان، با سرشت ایرانیها عجین شده است. این برتری هم ریشه الهی دارد و هم منطقی خدشهناپذیر از آن پشتیبانی میکند. تسلیم در این منظومه فکری- عملی، مذموم و کریه است. مبتنی بر همین مبانی است که استیلای انگیزهها در ایران اسلامی نظیری در هیچجای جهان ندارد؛ همین استیلا هم تعیینکننده پیروز نهایی نبردها است انشاالله؛ بیچاره کجفهمانی که در این میانه با شنیدن یک صدا، رنگ باخته، قالب تهی کرده و اندیشه را به هوی و هوس واگذاردهاند.