جامعهشناسان امید را «توانایی ادراک شده برای در پیش گرفتن راههایی به سوی اهداف مطلوب که تحقق آنها ممکن تلقی میشود هرچند دشوار و با احتمال نه چندان زیاد باشد.» تعریف کردهاند. این تعریف شامل سه جزء است: ۱) ادراک توانایی از سوی فرد یا جامعه؛ ۲) وجود اهداف مطلوب (اعم از ذهنی و عینی) و ۳) ممکن تلقی کردن اهداف هر چند به سختی و دشواری. با این تعریف و اجزاء آن، به شرایط جنگ در ششمین روز آن بنگریم تا ببینیم امید به فردای روشن ایران اسلامی و شکست و بیآبرویی دشمن تا چه میزان حقیقی و علمی و تا چه میزان خوشخیالی و خوشبینی است:
۱) ادراک توانایی: بهرغم تصور جبهه صهیونی - آمریکایی، توانایی جمهوری اسلامی ایران در مقابله با جنگ تحمیلی بیش از حد تصور همگان بوده است. بنا بر گزارش فارین پالیسی فقط در ۳۶ ساعت ابتدای جنگ بیش از ۳۰۰۰ مهمات و موشکهای رهگیر از سوی آمریکا و اسرائیل شلیک شده و با این که تصور ضحاکصفتان روزگار آن بود که ایرانیان بیش از ۴۸ ساعت و نهایتاً یک هفته دوام نخواهند آورد، ایران توانسته است با قدرت در مقابل موجهای حملات بایستد. ترکیب قدرت نظامی ایران در حمله به سرزمینهای اشغالی و گذر از بیش از ۷ لایه پدافند در کنار قدرتنمایی مردم در حضورهای شبانه، واقعیتی شده است شبیه افسانهها! از همین رو اکونومیست نوشته است: «برخلاف انتظار فروپاشی، نظام ایران نهتنها فرونپاشیده بلکه در همه جهات در حال واکنش و ضربه زدن است.» این قدرت از سوی سران تجاوزگران نیز درک شده و به همین جهت لافهای دلقک آمریکایی از براندازی به مشارکت در تعیین رهبری تغییر کرده است. توانایی ایران برای سران منطقه نیز عیان گشته است و اخباری شنیده میشود که آنها با ارسال پیامهایی به ایران، اعلام داشتهاند که حاضرند تأسیسات نفتی و گازی خود را برای دو ماه تعطیل کنند، اما از موشکها و پهپادهای ایرانی در امان باشند. جامعه ایرانی نیز این قدرت را به خوبی درک میکند و به پشتوانه همین توانایی بالعکس غاصبان صهیونی که روزها و شبها را در پناهگاهها میگذرانند، در تجمعات دفاع از میهن و حتی زیر صدای جنگندهها فریادهای «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» سرمیدهند.
۲) اهداف روشن: ایرانیان فردای پس از جنگ را با پس زدن دشمن و تثبیت قدرت منطقهای و جهانی ایران بزرگ و یکپارچه، روشن میبینند و این روشنبینی از سر اوهام و آرزوها نیست بلکه از ایمان به نصرت الهی، مشاهده واقعیات میدان و پیشینه هویتی ایرانیان سرچشمه میگیرد. ما به نصرت الهی ایمان داریم و معتقدیم که زمین را صالحان به ارث میبرند (أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ) نه سردمداران جزیره آپستین! از سوی دیگر هویت ایرانی در شاهنامه فردوسی متجلی است که پس از کشته شدن ناغافل سیامک، پسر گیومرت، به دست یکی از دیوان، از داورِ کَردگار ندا آمد: «درود آورندهش خجستهسروش / کزین بیش مخروش و بازآر هوش! / سپهساز و برکَش به فرمان من / برآور یَکی گَرد از انجمن! / از آن بدکُنشدیو، رویِ زَمین/ بپرداز و پردخته کن دل ز کین!» و این ندا چنان ایرانیان را منسجم کرد که با گرد آمدن دور هوشنگ کار بدکُنشدیو را یکسره کردند.
۳) ممکن بودن اهداف: اهداف پیشرو در این جنگ، ولو به سختی، به اتکاء دستاوردهای نظامی فرزندان این خاک، وعده الهی و قدرت مردمی امکانپذیر و نشانههای آن روشن است. اکنون سانسورهای رسانهای نیز نتوانسته است ضربات ایران به رژیم را پنهان کند و تایمز اسرائیل گفته است: «موشکهای خوشهای ایران، ویرانی را در سراسر اسرائیل پخش میکنند.». عقبنشینی ناو آبراهاملینکن از آبهای خلیج فارس پس از حمله موشکی به سمت آن، ناتوانی آمریکاییها از به حرکت درآوردن نیروهای تجزیهطلب و ایستادگی مردم ایران در برابر تحرکات سربازان اسرائیلی در داخل شهرهای کشور نیز از دیگر نشانههایی است که پسراندن دشمن را کاملاً ممکن مینماید.
آنچه آمد نشان میدهد که امید به آینده روشن ایران نه فقط شعار که از حیث علمی نیز قابل اثبات، دفاع و تحقق است و البته این مهم مشروط به تداوم ایستادگی و مبارزه است که خداوند در آیه ۳۹ سوره مبارکه «حج» وعده داده: «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا وَإِنَّ اللَّهَ عَلى نَصرِهِم لَقَدیرٌ» و به امید خدا ما میایستیم و میجنگیم و همانگونه که رهبر شهید انقلاب فرمود: «امید ما به لطف الهی و به نصرت الهی تمام نمیشود.»