شهادت رهبر امت، فرماندهان نظامی و شهروندان غیرنظامی ـ از جمله ۱۶۸ دانشآموزان بیگناه میناب ـ صرفاً یک فقدان عاطفی نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر پیکره اجتماعی است که میتواند یا به واگرایی و سرخوردگی منجر شود یا به همبستگی و بازتعریف مسئولیت جمعی. جوان آنلاین: در شرایط جنگ نابرابر، دشمن صهیونی امریکایی که با همراهی غرب همراه است، آنچه بیش از هر ابزار نظامی و اقتصادی میتواند ملت ما را از گردنههای سخت عبور دهد، «انسجام ملی» است. تجربههای تاریخی خصوصا در جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نشان دادهاند که در برابر دشمنی قدرتمند، اگر پیوند میان مردم و ساختارهای حاکمیتی مستحکم بماند، امکان مدیریت بحران و کاهش خسارات فراهمتر خواهد بود. امروز نیز در فضایی که جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا علیه ملت ما تشدید شده، مسئله وحدت داخلی به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است. شهادت رهبر امت، فرماندهان نظامی و شهروندان غیرنظامی ـ از جمله ۱۶۸ دانشآموزان بیگناه میناب ـ صرفاً یک فقدان عاطفی نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر پیکره اجتماعی است که میتواند یا به واگرایی و سرخوردگی منجر شود یا به همبستگی و بازتعریف مسئولیت جمعی. در چنین بزنگاههایی، نحوه روایت رویدادها و نوع مواجهه نخبگان سیاسی و فرهنگی با افکار عمومی، تعیینکننده است. اگر روایت غالب بر پایه خشم کنترلنشده و دوقطبیسازی داخلی شکل بگیرد، جامعه در درون خود دچار فرسایش میشود. اما اگر بر کرامت انسانی قربانیان، ضرورت صیانت از کشور و پرهیز از اختلافات فرسایشی تأکید شود، انسجام تقویت خواهد شد. نقش رسانهها در این فضا بسیار حساس است. از یک سو وظیفه دارند واقعیتهای تلخ جنگ، از جمله شهادت غیرنظامیان و دانشآموزان را منعکس کنند تا افکار عمومی جهانی نسبت به ابعاد انسانی بحران آگاه شود. از سوی دیگر باید مراقب باشند که بازنمایی مکرر، جامعه را دچار اضطراب مزمن و فرسودگی روانی نکند. رسانه مسئول، رسانهای است که هم حقیقت را میگوید و هم امید را زنده نگه میدارد. انسجام ملی صرفاً یک شعار سیاسی نیست؛ مجموعهای از رفتارهای ملموس است: اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت، تحمل نقد در چارچوب قانون، پرهیز از تسویهحسابهای جناحی در شرایط بحران و اولویتدادن به منافع کلان کشور. در روزهایی که خانوادههای بسیاری داغدارند، همدلی اجتماعی اهمیت مضاعف دارد.. انسجام ملی پایدار بر پایه عقلانیت، عدالتخواهی و کرامت انسانی شکل میگیرد، عبور از بحرانهای سخت، نیازمند ترکیبی از صلابت و تدبیر است. صلابت در دفاع از امنیت و تمامیت کشور، و تدبیر در مدیریت احساسات جمعی و روابط بینالملل. اگر جامعه بتواند در عین سوگواری و مطالبهگری، از افتادن به دام تفرقه داخلی بپرهیزد، همین انسجام میتواند بزرگترین سرمایه برای گذر از روزهای دشوار باشد. تاریخ ملتها نشان داده است که بحران، هم میتواند نقطه شکست باشد و هم نقطه تولد دوباره؛ انتخاب میان این دو، بیش از هر چیز به میزان همبستگی و بلوغ اجتماعی بستگی دارد.