گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سراسر خاورمیانه، نقض حریمهای هوایی و افزایش هزینههای حمل و نقل و انرژی، منجر به نگرانی دولتهای آسیای مرکزی شده است؛ کشورهایی که در حال رقابت برای حفاظت از شهروندان خود و ادامه تجارت بینالمللی هستند. جوان آنلاین: اثرات درگیری در خاورمیانه به ویژه ایران، به منطقهای میرسد که چهار سال گذشته را صرف تنوع مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی به بازرسیهای دریایی کردهاست، مسیری که اکنون با افزایش ریسک و نوسانات حمل و نقل مختل شدهاست.
به گزارش ایرنا، برای آسیای مرکزی، این بحران هم مردم و هم مسیرهای تجاری را تحتتاثیر قرار میدهد. گذرگاههای مرزی مورد استفاده برای خروج اتباع دیگر کشورها، همان مسیرهایی هستند که بارهای تجاری را حمل و منطقه را به بازارهای جنوبی متصل میکنند.
نقش جمهوری آذربایجان به عنوان یک مرکز ترانزیت در دهه گذشته به شدت افزایشیافته است، اما در این بحران، مرز جمهوری آذربایجان یکی از آخرین راهها برای خروج زمینی از ایران نیز هست، برای مثال تا دوم مارس، (یازدهم اسفند) بیش از ۳۰۰ نفر از طریق آذربایجان از ایران خارج شدهاند.
اکنون هر گونه سختگیری در مرزها یا قطع ارتباط ریلی و جادهای در اطراف دریای خزر، به سرعت بر نحوه حرکت مردم و ترانزیت در کشورهای آسیای مرکزی تاثیر میگذارد.
هزینههای نفت و حمل و نقل نیز به شدت در حال افزایش است. در روز اول مارس (یکشنبه) قیمت نفت حدود ۱۰ درصد افزایش یافت و تحلیلگران هشدار دادند که اگر اختلال رفت و آمد در تنگه هرمز بدتر شود، قیمت نفت میتواند به ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد.
این تاثیر در سراسر آسیای مرکزی نوسان ایجاد میکند. قزاقستان ممکن است درآمدهای صادراتی بیشتری را در کوتاهمدت به دلیل قیمتهای بالای نفت خام داشته باشد، اما این افزایش با نوسانات و افزایش هزینههای واردات در سراسر منطقه حاصل میشود.
قیمتهای بالاتر کالاها میتوانند توازن خارجی صادرکنندگان سوخت مانند قزاقستان را بهبود بخشند در حالی که افزایش خطرات تورم برای واردکنندگان را در پی دارند.
حمل و نقل یک ریسک ساختاری عمیقتر ایجاد میکند. صاحبان تانکر و تاجران به دلیل ترس از امنیت و محدودیتهای بیمه، حتی بدون محاصره رسمی، عبور از تنگه هرمز را کُند یا معلق کردهاند. صرف ریسک بالاتر به طور مستقیم بر نرخهای باری در مسیرهای صادرکنندگان آسیای میانه برای رسیدن به اروپا، خلیجفارس و آسیای جنوبی اعمال میشود.
ایران مرکز جغرافیای تجاری آسیای مرکزی است. این کشور به عنوان یک کشور ترانزیتی برای کریدور جنوبی است که راهآهن آسیای مرکزی را به شبکههای بندری و به ترکیه، اروپا و خلیج فارس متصل میکند.
پایتختهای آسیای مرکزی، بنادر ایران را به عنوان دروازه خلیجفارس و اقیانوس هند و راهی برای تنوع مسیرهای صادراتی فراتر از کریدورهای شمالی میدانند، حتی با این حال که آنها هزینه، ریسک و عدم قطعیت سیاسی در منطقه را ارزیابی میکنند.
ترکمنستان که با ایران هممرز است و بیشتر این مسیریابی را به عهده دارد به گفتوگو با تهران در مورد ارتباط ریلی از جمله مذاکرات سرخس ادامه دادهاست که رسانههای ایرانی آن را برای مسیرهای ترانزیتی، استراتژیک توصیف کردهاند.
این نوسان در خطوط پروازی نیز قابلمشاهده است. بسته شدن حریم هوایی و اختلالات هاب، خطوط هوایی را مجبور به تغییر یا لغو پروازها، کاهش ظرفیت کالا و افزایش هزینههای کالاهای با ارزش بالا کرده است، کالاهایی که معمولا با ترانزیت هوایی ارسال میشوند.
با انتقال محمولهها به زمین و دریا، تراکم در ترمینالهای راهآهن و بنادر مورد استفاده در زنجیرههای تامین آسیای میانه افزایشیافته است، صادرکنندگان حساس به زمان و فلزات گرانبها با شرایط بحرانی مواجه هستند.
آسیای مرکزی چندین سال را صرف ساخت مسیرهای جایگزین از جمله کریدور عبور از خزر کردهاست که به عنوان کریدور میانی نیز شناخته میشود.
افزایش بیثباتی در خلیج فارس، فشار بر این مسیر را افزایش میدهد و هجوم بیشتر بار به سمت کریدورهای زمینی اوراسیا، باعث تشدید تراکم در بنادر خزر، ظرفیت کشتی و افزایش زمان پردازش در مرز میشود.
برنامهریزی حمل و نقل اکنون به طور مستقیم با ژئوپلیتیک در ارتباط است.
در ماه گذشته میلادی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا جلسه افتتاحیه هیات صلح در واشنگتن را برگزار کرد که به عنوان یک مکانیزم بازسازی و هماهنگی برای غزه و حمایت کشورهای عضو از جمله قزاقستان و ازبکستان ارائه شد.
گسترش درگیری با ایران فشار امنیتی در سراسر خلیجفارس را افزایش داده و عدم قطعیت برای تجارت و تامین مالی را افزایش دادهاست. برای دولتهای آسیای مرکزی، آخرین رویدادها بر این نکته تاکید دارند که تغییر سریع در سیاست آمریکا میتواند باعث تغییر در مواجهه با تحریمها، دسترسی به بانکداری و ریسک مسیرهایی شود که از ایران یا بازارهای خلیجفارس عبور میکنند.
سیاست گذاران با انتخاب دشواری مواجه هستند. کریدور جنوبی از طریق ایران دسترسی کوتاهتر به بنادر آبگرم و شبکه لجستیک ترکیه را با خود دارد. این جنگ، خطر محدودیتهای ناگهانی مرزی، قطع راهآهن یا تحریمهای گسترده را افزایش میدهد که تامین مالی و بیمه را پیچیده میکند. کریدور میانی از ایران دوری میکند، اما به ظرفیت دریایی دریایخزر و شرایط پایدار در قفقاز جنوبی بستگی دارد، هر دو مسیر با افزایش درگیری با عدم قطعیت مواجه هستند.
برای اتباع عادی آسیای مرکزی، اولین نگرانی امنیت است: خطوط مستقیم، دسترسیهای کنسولی و سفارت، پروازهای لغو شده و خروج از ایران و کشورهای همسایه، دومین نکته هزینه است، قیمتهای بالای نفت و افزایش حق بیمه بار باعث افزایش قیمت غذا و مصرفکننده میشود. کشورهایی که به سوخت وارداتی یا کالاهای وارداتی متکی هستند در این بخش آسیبپذیرتر خواهند بود. پروژههای زیرساختی اصلی در سراسر منطقه در حال ساخت باقی میمانند و به شرایط ترانزیت قابلپیشبینی برای تحویل بازده وابسته هستند.
به هر روی کریدورهای چندگانه دیگر جاهطلبیهایی برای آینده نیستند، بلکه ابزاری برای رفع نیاز به ثبات اقتصادی و امنیت عمومی هستند.