اینها چه میگویند آقای خامنهای؟ این بیانیهها را برای که صادر میکنند؟ این نوار مشکی کنار تلویزیون به چه مناسبت است؟ این سیاهپوشان آواره، چه از جان خیابان میخواهند؟ ظاهراً کسی شهید شده است. خب پس چرا پیام تسلیتی از شما نمیخوانند؟ چرا میکروفون بهدست و ایستاده با زمینه آن پرده آبی در قاب تلویزیون نیستید؟ مگر نه اینکه صاحب عزای هر شهید، شما بودید. مگر نه اینکه پدر دختران یتیم شهدا شما بودید. تابوتهای پرچمپیچ شهیدان را چهکسی نماز بخواند؟ اینها سادهاند. باورکردهاند که شما رفتهاید. مثل شب عاشورای امسال که بعد از شایعه شهادت، ناگهان سروقامت و سیاهپوش، از آن در کناری حسینیه وارد شدید و دست بلند کردید و جماعت متحیر فریاد کشید، باز وارد خواهید شد. ما منتظریم. زودتر بیایید آقای خامنهای.
او سهدهه طراح بلامنازع وقایع منطقه بود. او مدیریت اتفاقات و نحوه حرکت چندین کشور منطقه را به سرانگشت خود تعیین میکرد. سربازهای او از تهران و کردستان تا دمشق و بیروت و بغداد، نقش تعیینکننده داشتند. او بود که تعیین میکرد ابرقدرتها کی و کجا شکست بخورند. او فرمان میداد که چه سلاحی ساختهشود و میشد. او میگفت که از میان درختان انبوه حاشیه غزه، از دل قریهای راکتها به پرواز درآیند و ساعتی بعد درمیآمد. او اشاره میداد که کشتیهای یهود در نزدیکای یمن غرق شود و ساعتی بعد آهنپارهها به قعر آب میرفت. بزرگاستراتژیست پیر منطقه بود. حالا میخواهم بگویم که او حتی نوع و مکان مرگش را هم خود تعیین کرد! باز طراح او بود و شما در طرح او اقدام کردید. او خواست که نه در پناهگاههای دور و تنها و بهذلت، بلکه شیرانه و مردانه در دفتر کار خود در تهران شهید شود. او خواست که با اهل خانهاش شهید شود. او طراحی کرد. شما بزدلان را کجا یارای کشتن او بود. او آخرین سکانس زندگیاش را خود به روی صحنه برد!