جوان آنلاین: یکی از موضوعات اصلی در روزهای اخیر، فشار دشمن به دسترسی کشور در زمینه ارزهای خارج از کشور خود است که عمدتاً در قالب تراستیها و مبتنی بر ارز درهم هستند، اگر تا پیش از این به خاطر هزینههای تحمیلی تراستیهای درهم در تجارت خارجی کشور باید از درهم فاصله میگرفتیم، پس از تجربه دی ۱۴۰۴ باید به دلایل امنیت ملی و سیاسی کشور وابستگی خود را به درهم امارات کاهش دهیم.
اقتصاد و تجارت بینالملل، همواره بازتابی از روابط سیاسی و موازنه قدرت در صحنه جهانی بوده است.
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران به دلیل محدودیتهای بانکی بینالمللی و تحریمهای ظالمانه، ناگزیر به استفاده از مسیرهای جایگزین برای مبادلات تجاری خود شده است. در این میان، کشور اماراتمتحدهعربی و به تبع آن، ارز درهم، به یکی از اصلیترین کانالهای مبادلاتی و سپر امن داراییهای ایرانی تبدیل شد، با این حال، تحولات اخیر منطقه و تجربه تلخ دی ماه۱۴۰۴ در عدمبازگشت ارز از سوی تراستیهای درهم- یوآن کشور و اثرگذاری منفی در بازار ارز کشور، زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است. برای درک عمق خطر، ابتدا باید سازوکار تراستیها و نقش درهم را در اقتصاد ایران بررسی کنیم.
در شرایط تحریم، بسیاری از تجار و شرکتهای ایرانی برای دور زدن محدودیتهای بانکی، ناچار به استفاده از تراستیهای مستقر در امارات مبتنی بر ارز درهم شدند. این امر باعث شد حجم عظیمی از داراییهای ملی و سرمایههای بخش خصوصی به صورت ارز درهم در بانکها و مؤسسات اماراتی یا در قالب ساختارهای تراستی نگهداری شود. تجربه دی۱۴۰۴ به ما آموخت که دشمن از ابزارهای اقتصادی به عنوان اهرم فشار سیاسی استفاده میکند. امارات با آگاهی از وابستگی شدید ایران به سیستم بانکی و ارزی خود (درهم)، این موضوع را به عنوان یک اهرم فشار در دستور کار قرار داده است.
وقتی تجارت و داراییهای یک کشور در گرو ارز و سیستم بانکی کشور دیگری باشد، آن کشور میتواند با یک تصمیم سیاسی، کل تجارت را متوقف یا داراییها را بلوکه کند.
امارات با بهرهگیری از این نقطه ضعف، سعی کرده است همیشه یک گام جلوتر باشد. این کشور با گروگان گرفتن مسئله وابستگی ایران به تجارت با درهم، تلاش کرده است از پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران به اقدامات امنیتی و ضدمقاومتی خود جلوگیری کند. نمونههای این اقدامات در سیاستهای منطقهای امارات مشهود است. از توطئههای شوم در مورد سومالیلند که هدف آن ایجاد پایگاه نظامی به نفع رژیم در بابالمندب بود، گرفته تا اقدامات علیه یمن و محور مقاومت در دهه اخیر، همگی نشاندهنده رویکرد تهاجمی امارات علیه محور مقاومت و همسو با سیاستهای رژیمصهیونیستی است.
امارات میداند تا زمانی که ایران برای تجارت خارجی خود به درهم وابسته است، تهران با احتیاط و محدودیت با اقدامات امارات برخورد خواهد کرد تا منافع اقتصادی تجار خود را به خطر نیندازد.
این بازدارندگی غلط و یکطرفه به ضرر منافع استراتژیک ایران تمام شده و امارات را جریتر کرده است تا بدون ترس از واکنش جدی اقتصادی، به توطئهچینی علیه منافع ایران ادامه دهد، همچنین از منظر اقتصادی نیز مشکلات جدی برای کشور ایجاد کرده است. استفاده از سازوکار تراستها و شرکتهای واسطه در امارات برای دور زدن تحریمها، هزینههای پنهان و سنگینی را بر دوش تجاران و اقتصاد کشور میگذارد.
این هزینهها شامل کارمزدهای چندگانه برای انتقال وجه، هزینههای سنگین نگهداری حسابها و کارمزدهای بالای تبدیل ارز است که در مجموع سهم قابل توجهی از حاشیه سود تجارت را میبلعد.
در واقع، بخشی از ثروت ملی صرفاً برای حفظ جریان مالی و عبور از موانع تحریمی به واسطهگران خارجی پرداخت میشود که این امر رقابتپذیری کالاهای ایرانی را کاهش میدهد و سود واقعی تولیدکنندگان و صادرکنندگان را به شدت تهدید میکند.
پیمانهای پولی دوجانبه یا چندجانبه با شرکای اصلی
ضرورت تجارت خارجی
زبردست، رئیس اتاق بازرگانی همدان در رابطه با لزوم کاهش وابستگی به درهم خاطرنشان کرد: مسئله مربوط به وابستگی به درهم نیز نیازمند این است که به سمت اصلاحش برویم و در این زمینه اقداماتی در راستای تنوع بخشیدن به سبد ارزی کشور در تجارت خارجی نیز باید انجام شود و وابستگی به درهم کاهش یابد.
سیدعلی مرتضوی، کارشناس حوزه سیاستگذاری نیز در رابطه با ضرورت تغییر پارادایم ایران با توجه به عصر جدید اقتصاد بینالملل گفت: مهمترین پارامتر در آینده اقتصادی دنیا و مبتنی بر حذف نظام تک قطبی قبلی و ایجاد نظام چندقطبی در حوزه تسویه بینالمللی و از کار افتادن تحریمهای بانکی غرب، این است که ما بتوانیم روابط دو جانبه یا چندجانبه خود را مبتنی بر پیمانهای منطقهای بهروز کنیم و به نوعی بازطراحی در تجارت خارجی خود و نظامات تسویه بینالمللی داشته باشیم و از این منظر نیز باید به سمت نظام تسویه چندجانبه ذیل بریکس یا حتی پیمان شانگهای یا اوراسیا حرکت کنیم و به این واسطه، میتوانیم مستقیماً به سمت تأمین تقاضای کشور از کشورهایی برویم که با آنها تجارت داریم و بدون واسطه و امکان ردیابی و تحریم متقابل از سوی امریکا، به تجارت دوجانبه یا چندجانبه با تسویه سالانه مبتنی بر طلا و نفت و قیمتهای نسبی ارزهای داخلی هر کشور برویم و به این ترتیب فشار را از بازار ارز تجاری خود نیز برداریم.
بنابراین یکی از موضوعات اصلی در روزهای اخیر، فشار دشمن به دسترسی کشور در زمینه ارزهای خارج از کشور خود است که عمدتاً در قالب تراستیها و مبتنی بر ارز درهم هستند؛ اگر تا پیش از این به خاطر هزینههای تحمیلی تراستیهای درهم در تجارت خارجی کشور باید از درهم فاصله میگرفتیم، پس از تجربه دی ۱۴۰۴ باید به دلایل امنیت ملی و سیاسی کشور وابستگی خود را به درهم امارات کاهش دهیم.
نکته بسیار مهم در مورد امارات این است که رژیمصهیونیستی در سالیان اخیر، بیشترین ورود و همکاری امنیتی و اقتصادی را در بین کشورهای عربی، با همین کشور داشته و این وضعیت بیانگر این است که حتی امکان توطئههای بیشتر از سوی امارات در آینده شکل خواهد گرفت و فتنههایی نظیر سومالیلند یا اقدام علیه یمن نیز از سوی این کشور نشئت میگیرد و با گرو کشیدن مسئله وابستگی ایران به تجارت با درهم، سعی کرده است همیشه از پاسخ ایران به این اقدامات امنیتی علیه محور مقاومت قسر در برود، از همین رو باید از منظر بعد نظامی و امنیتی نیز از درهم امارات فاصله بگیریم تا در صورت لزوم، با یک موشک کل سرمایهگذاری یک دهه اخیر این کشور در حوزه فناوری، گردشگری و لجستیکی را از بین ببریم.